[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی معاویة [من المدینة] فی أول ما بُویِعَ له [بالخلافة]، ذکرَه الواقدی فی کتاب «الجمل»:

مِنْ عَبْد اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ إِلَی مُعَاوِیَةَ بْنِ أَبی سُفْیَانَ؛ أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ عَلِمْتَ إِعْذَارِی فِیکُمْ وَ إِعْرَاضِی عَنْکُمْ، حَتَّی کَانَ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا دَفْعَ لَهُ، وَ الْحَدیثُ طَوِیلٌ وَ الْکَلَامُ کَثِیرٌ، وَ قَدْ أَدْبَرَ مَا أَدْبَرَ وَ أَقْبَلَ مَا أَقْبَلَ؛ فَبَایِعْ مَنْ قِبَلَکَ وَ أَقْبلْ إِلَیَّ فِی وَفْدٍ مِنْ أَصْحَابکَ؛ وَ السَّلَامُ.[/hadith]

ترجمه (محمد دشتی):

(نامه به معاویه در روزهای آغازین بیعت، در سال 36 هجری که واقدی در کتاب الجمل آن را آورد).

فرمان اطاعت به معاویه:

از بنده خدا علی امیر مؤمنان، به معاویه بن ابی سفیان پس از یاد خدا و درود، می دانی که من در باره شما معذور، و از آنچه در مدینه گذشت روی گردانم، تا شد آنچه که باید می شد، و بازداشتن آن ممکن نبود. داستان طولانی و سخن فراوان است و گذشته ها گذشت، و آینده روی کرده است، تو و همراهانت بیعت کنید، و با گروهی از یارانت نزد من بیا، با درود.

واژگان (عمران علی‌زاده):

  • وَفد: جماعت مهمان