[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی محمد بن أبی بکر لمّا بلَغَه تَوَجُّده مِن عَزله بالأشتر عن مصرَ، ثم توفّی الأشتر فی توجّهه إلی هناک قبل وُصوله إلیها:

أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِی مَوْجِدَتُکَ مِنْ تَسْرِیحِ الْأَشْتَرِ إِلَی عَمَلِکَ، وَ إِنِّی لَمْ أَفْعَلْ ذَلِکَ اسْتِبْطَاءً لَکَ فِی الْجَهْدَ وَ لَا ازْدیَاداً لَکَ فِی الْجِدِّ، وَ لَوْ نَزَعْتُ مَا تَحْتَ یَدکَ مِنْ سُلْطَانِکَ لَوَلَّیْتُکَ مَا هُوَ أَیْسَرُ عَلَیْکَ مَئُونَةً وَ أَعْجَبُ إِلَیْکَ وِلَایَةً. إِنَّ الرَّجُلَ الَّذی کُنْتُ وَلَّیْتُهُ أَمْرَ مِصْرَ کَانَ رَجُلًا لَنَا نَاصِحاً وَ عَلَی عَدُوِّنَا شَدیداً نَاقِماً؛ فَرَحِمَهُ اللَّهُ، فَلَقَد اسْتَکْمَلَ أَیَّامَهُ وَ لَاقَی حِمَامَهُ وَ نَحْنُ عَنْهُ رَاضُونَ، أَوْلَاهُ اللَّهُ رِضْوَانَهُ وَ ضَاعَفَ الثَّوَابَ لَهُ. فَأَصْحِرْ لِعَدُوِّکَ وَ امْضِ عَلَی بَصِیرَتِکَ وَ شَمِّرْ لِحَرْب مَنْ حَارَبَکَ وَ ادْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ، وَ أَکْثِرِ الِاسْتِعَانَةَ باللَّهِ یَکْفِکَ مَا أَهَمَّکَ وَ یُعِنْکَ عَلَی مَا یُنْزلُ بکَ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص55

از نامه آن حضرت به محمد بن ابی بکر هنگامی که از دلتنگی او به سبب عزل او از حکومت مصر با انتصاب اشتر آگاه شد، اشتر هم ضمن حرکت خود به مصر پیش از رسیدن به آن شهر در گذشت. در این نامه که با عبارت «اما بعد، فقد بلغنی موجدتک من تسریح الاشتر الی عملک» «اما بعد، همانا خبر دلتنگی تو از فرستادن اشتر برای تصدی کار تو به من رسید» شروع می شود، ابن ابی الحدید نخست بحث زیر را مطرح کرده است:

محمد بن ابی بکر و برخی از اخبار او:

مادر محمد که خدایش رحمت کناد، اسماء دختر عمیس و از قبیله خثعم است. او خواهر میمونه همسر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و خواهر لبابه مادر فضل و عبد الله و همسر عباس بن عبد المطلب است. اسماء از زنانی است که به حبشه هجرت کرده است و در آن هنگام همسر جعفر بن ابی طالب علیه السّلام بود و برای او همان جا محمد و عبد الله و عون را آورد و سپس همراه جعفر به مدینه هجرت کرد و چون جعفر در جنگ موته شهید شد، ابو بکر اسماء را به همسری گرفت و اسماء برای او همین محمد بن ابی بکر را آورد. پس

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص56

از مرگ ابو بکر، علی علیه السّلام اسماء را به همسری گرفت و اسماء برای علی علیه السّلام یحیی را آورد و در این موضوع هیچ خلافی نیست.

ابن عبد البر در الاستیعاب می گوید: ابن کلبی گفته است نام مادر عون پسر علی علیه السّلام اسماء بنت عمیس بوده ولی هیچ کس جز او این سخن را نگفته است. و هم روایت شده است که اسماء بنت عمیس همسر حمزة بن عبد المطلب هم بوده است و برای او دختری به نام امة الله یا أمامة آورده است.

محمد بن ابی بکر از کسانی است که به روزگار زندگی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم متولد شده است. ابن عبد البر در الاستیعاب می گوید: محمد بن ابی بکر در سال حجة الوداع به آخر ذیقعده و هنگامی که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آهنگ حج فرموده بود در ذو الحلیفه متولد شد، عایشه او را محمد نام نهاد و پس از آنکه قاسم پسر محمد متولد شد به او کنیه ابو القاسم داد و اصحاب پیامبر در این کار مانعی نمی دیدند یعنی اینکه نام و کنیه رسول خدا را بر کسی نهند. محمد بن ابی بکر سپس در دامن علی علیه السّلام تربیت شد و در کنف حمایت او بود تا آنکه در مصر کشته شد. علی علیه السّلام بر او محبت می کرد و او را می ستود و برتری می داد. محمد که خدایش رحمت کناد اهل عبادت و اجتهاد بود و از کسانی است که در محاصره عثمان دست داشت و چون پیش عثمان رفت، عثمان به او گفت: اگر پدرت تو را در این حال می دید خوشحال نمی شد. محمد بیرون آمد و پس از او کس دیگری وارد شد و عثمان را کشت و هم گفته شده است که محمد به کسانی که همراهش بودند، اشاره کرد و آنان او را کشتند.

ابن ابی الحدید سپس دیگر الفاظ و جملات نامه را توضیح داده و ضمن آن گفته است اگر بپرسی چه چیزی در دست علی علیه السّلام بوده است که برای محمد بن ابی بکر بهتر و کم زحمت تر از حکومت مصر باشد که او را بر آن بگمارد، می گویم تمام مناطق اسلامی غیر از شام در اختیار علی علیه السّلام بوده است و ممکن است علی علیه السّلام چنین تصمیمی داشته است که محمد را به حکومت یمن، خراسان، ارمینیه یا فارس بگمارد. سپس علی علیه السّلام در این نامه شروع به ستودن مالک اشتر فرموده است و علی علیه السّلام سخت به او اعتماد داشته است، همان گونه که اشتر هم به راستی دوستدار و فرمانبردار بوده است. پس از آن علی علیه السّلام برای اشتر دعا کرده است که خداوند از او راضی باشد و من -ابن ابی الحدید- شک ندارم که خداوند با این دعای علی او را می آمرزد و از گناهان اشتر در می گذرد و او را به بهشت می برد و در نظر من فرقی میان دعای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی علیه السّلام نیست، و خوشا به حال آن کس که به چنین دعایی از علی علیه السّلام یا به کمتر از آن دست یابد.