[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَی اللِّسَانِ، وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِی الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْکَانِ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص305
اوضع العلم ما وقف علی اللسان، و ارفعه ما ظهر فی الجوارح و الارکان. «فرو مایه ترین علم آن است که زبانی باشد و بلندترین آن چیزی است که در دل و جان ظاهر می شود.»
این موضوع کاملا بر حق و درست است زیرا هر گاه علم عالم فقط در حد گفتن به زبان باشد و عبادت و عملی از او آشکار نشود، آن شخص دانشمندی ناقص است. اما هر گاه مردم را با زبان و سخنان بهره رساند و مردم او را در حال عبادت استوار ببینند بهره اش تمامتر و عامتر خواهد بود و مردم می گویند: اگر به آنچه می گوید به حقیقت معتقد نباشد، خود را در عبادت به چنین زحمتی نمی اندازد. و حال آنکه در مورد نخست مردم می گویند: آنچه می گوید نفاق آمیز و یاوه است که اگر به راستی به آنچه می گوید معتقد بود، پای بند گفته خود می شد و در اعمال و حرکات او ظاهر می شد. به هر حال مردم به کردار شخص اقتدا می کنند نه به گفتار و در غیر این صورت هیچ یک از مردم به عبادت سرگرم نمی شود و اهتمامی به آن نمی ورزد.