[hadith]وَ رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام)، قَلَّمَا اعْتَدَلَ بهِ الْمِنْبَرُ إِلَّا قَالَ أَمَامَ الْخُطْبَةِ:

أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ، فَمَا خُلِقَ امْرُؤٌ عَبَثاً فَیَلْهُوَ، وَ لَا تُرِکَ سُدًی فَیَلْغُوَ؛ وَ مَا دُنْیَاهُ الَّتِی تَحَسَّنَتْ لَهُ، بخَلَفٍ مِنَ الْآخِرَةِ الَّتِی قَبَّحَهَا سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ؛ وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذی ظَفِرَ مِنَ الدُّنْیَا بأَعْلَی هِمَّتِهِ، کَالْآخَرِ الَّذی ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بأَدْنَی سُهْمَتِهِ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص126

و روی انّه علیه السّلام قلّما اعتدل به المنبر الا قال امام الخطبة: ایها الناس، اتقوا الله فما خلق امرؤ عبثا فیلهو، و لا ترک سدی فیلغو، و ما دنیاه التی تحسنت له بخلف من الآخرة التی قبّحها سوء النظر عنده، و ما المغرور الذی ظفر من الدنیا باعلی همته کالآخر الذی ظفر من الآخرة بأدنی سهمته.

«و روایت شده است که آن حضرت کمتر به منبر می نشست که پیش از خطبه خود چنین نفرماید: ای مردم از خدا بترسید که خداوند هیچ کس را عبث نیافریده است که به بازی پردازد و آدمی وانهاده نشده است که خود را به کار بیهوده سرگرم سازد و مبادا دنیایی که خود را در دیده او آراسته است، جایگزین آخرتی شود که خود آن را زشت انگاشته است، و شیفته ای که از دنیا به برترین مقصود خود برسد، چون کسی نیست که از آخرت به کمترین بهره رسیده باشد.»