[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الْکَرَمُ، أَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ.[/hadith]

سخاوت، بهترین وسیله ارتباط:

امام علیه السلام در این کلام حکیمانه به یکی از آثار مهم کرم و سخاوت اشاره می‌کند و می‌فرماید: «رابطه سخاوت از خویشاوندی بیشتر است»؛ (الْکَرَمُ أَعْطَفُ مِنَ آلرَّحِمِ).

«اعطف» به معنای مایل‌تر و بامحبت‌ تر است و از ماده «عطف» (بر وزن وقت) گرفته شده است. در بعضی از منابع لغت، «کرم» را بخشش توأم با سهولت و بدون سخت‌گیری گفته‌اند، ازاین‌رو «کریم» کسی است که به راحتی به افراد نیازمند بخشش می‌کند. توجه به این نکته نیز لازم است که در منابع لغت برای واژه «کرم» دو معنا ذکر شده است: نخست جود و بخشش و دوم شخصیت و شرافت و ممکن است که هر دو به یک معنا بازگشت کنند، زیرا یکی از نشانه‌های شخصیت و شرافت انسان، جود و بخشش است؛ ولی در هر حال معنای این کلمه در گفتار حکیمانه بالا همان جود و بخشش است.

دانشمندان و شارحان نهج‌البلاغه برای این کلام دو تفسیر کرده‌اند: نخست این‌که تأثیری که کرم دارد بیش از تأثیر خویشاوندی است، زیرا کرم جزء طبیعت شخص کریم است، ازاین‌رو بدون هیچ‌گونه تکلفی آن را اعمال می‌کند؛ ولی خویشاوندی گاه در حدی نیست که انسان را وادار به سخاوت و بخشش کند، بلکه ممکن است در بعضی از اوقات براثر ترس از سرزنش مردم یا سایر خویشاوندان باشد که چرا فلان کس به برادر نیازمندش توجهی ندارد، بنابراین در بعضی از موارد، کرم خویشاوندان توأم با تکلف است در حالی که کرم کریمان چنین نیست.

تفسیر دیگر این‌که کرم و سخاوت سبب عطف توجه مردم به شخص کریم می‌شود و چه بسا او را حتی بیش از برادر یا پدر و مادر خود دوست می‌دارند وبه تعبیر دیگر آن رابطه عاطفی که از کرم سرچشمه می‌گیرد گاه قوی‌تر از روابط عاطفی‌ای است که از خویشاوندی ناشی می‌شود. ممکن است هر دو معنا در کلام امام علیه السلام جمع باشد، هرچند معنای اوّل مناسب‌تر به نظر می‌رسد. در هر صورت پیام این کلام حکیمانه این است که کریمان را در کار خود تشویق می‌کند؛ از یک سو آن‌ها را برتر از خویشاوندان می‌شمارد و از سویی دیگر رابطه عاطفی آن‌ها را با مردم بیش از رابطه خویشاوندان با یکدیگر توصیف می‌نماید و این‌ها همه از آثار کرم است.

درباره اهمیت کرم و مقام کریمان روایات زیادی از معصومان نقل شده است. درباره اهمیت کرم همین بس که یکی از صفات بارز خدا کریم بودن است و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) کرم خویش را از همه برتر می‌شمرد و می‌فرمود: «أنَا أکْرَمُ الاْوَّلینَ وَالاْخِرینَ وَلا فَخْرَ؛ من کریم‌ترین اولین و آخرین هستم و افتخار هم نمی‌کنم (زیرا آن را وظیفه خود می‌دانم)».(1)

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌خوانیم که فرمود: «إِنَّ السَّخَاءَ شَجَرَةٌ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ لَهَا أَغْصَانٌ مُتَدَلِّیَةٌ فِی الدُّنْیَا فَمَنْ کَانَ سَخِیّاً تَعَلَّقَ بغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا فَسَاقَهُ ذَلِکَ الْغُصْنُ إِلَی الْجَنَّة؛ سخاوت، درختی از درختان بهشت است که شاخه‌های آن در دنیا آویزان شده، هرکس سخاوتمند باشد به یکی از این شاخه‌ها می‌چسبد و او را به بهشت می‌رساند».(2)

در بعضی از احادیث میان سخاوت و کرامت تفاوت ذکر شده و کریم بالاتر از سخی شمرده شده است همان‌گونه که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله در حدیثی می‌خوانیم : «الرِّجَالُ أَرْبَعَةٌ سَخِیٌّ وَکَرِیمٌ وَبَخِیلٌ وَلَئِیمٌ فَالسَّخِیُّ الَّذی یَأْکُلُ وَیُعْطِی وَالْکَرِیمُ الَّذی لاَ یَأْکُلُ وَیُعْطِی وَالْبَخِیلُ الَّذی یَأْکُلُ وَلاَ یُعْطِی وَاللَّئِیمُ الَّذی لاَ یَأْکُلُ وَلاَ یُعْطِی؛ انسان‌ها چهار گونه‌اند: سخاوتمند و کریم و بخیل و لئیم. سخاوتمند کسی است که هم خودش می‌خورد و هم به دیگران می‌بخشد و کریم کسی است که خودش نمی‌خورد (و ایثار می‌کند) و به دیگران عطا می‌نماید و بخیل کسی است که خودش می‌خورد اما چیزی به دیگری نمی‌دهد و لئیم آن‌کس است که نه خود می‌خورد و نه به دیگری می‌بخشد».(3)

در حدیث دیگری از امیرمؤمنان علیه السلام می‌خوانیم که فرمود: «الْکَریمُ مَنْ بَدَأَ بإِحْسانِهِ؛ کریم کسی است که بی‌آن‌که از او طلب کنند احسان می‌کند».(4) در تعبیر دیگری از همان حضرت علیه السلام آمده است: «الْکریمُ مَنْ سَبَقَ نَوالُهُ سُؤالَه؛ کریم کسی است که بخشش او بر سؤال و تقاضا پیشی می‌گیرد»(5). (6)


پی نوشت:

(1) . صحیح ترمذی، ح 3610.

(2) . بحارالانوار، ج 68، ص 352، ح 9.

(3) . همان، ص 356، ح 18.

(4) . غررالحکم، ح 8746.

(5) . همان، ح 8748.

(6) . سند گفتار حکیمانه: خطیب در اینجا در ذیل این کلام حکیمانه منبع خاصی نقل نمی کند و تنها می گوید: ما در پایان این کتاب (کتاب مصادر) به آن اشاره خواهیم کرد که ظاهرآ توفیقی برای او در این کار حاصل نشده است.(مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 191). اضافه می کنیم: آمُدی در غررالحکم و علی بن محمّد اللیثی در عیون الحکم والمواعظ، ص 28 عین این کلام نورانی را آورده اند.