[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الرَّحِیلُ وَشیکٌ.[/hadith]

باید آماده بود:

امام(علیه السلام) در این عبارت بسیار کوتاه و پرمعنا از بی وفایی و کوتاهی عمر دنیا سخن می گوید و می فرماید: «کوچ کردن (از دنیا) سریع است»; (الرَّحِیلُ وَشیکٌ).

«رحیل» به معنای هرگونه کوچ کردن است ولی در اینجا با قرائن حالیه به کوچ کردن از دنیای زودگذر اشاره دارد. این واژه گاه به معنای اسم مصدر آمده است; مانند کلام بالا و گاه معنای صفت مشبهه را می رساند; مثلاً شتری را به عنوان رحیل توصیف می کنند یعنی شتابنده و «وشیک» از ماده «وشک» (بر وزن اشک) به معنای سرعت گرفتن در سیر است. بعضی از شارحان گفته اند «وشیک» آن است که سرعتش بسیار شدید و عجیب باشد.

از مسائلی که همه می دانند و غالباً از آن غافلند کوتاهی عمر دنیاست; گویی تا چشم بر هم زنی کودکان جوان و جوانان پیر و پیران از صحنه خارج می شوند. بارها افرادی را دیده ایم که گرد و غبار پیری بر رخسار آنها نشسته و ضعف سراسر وجودشان را فراگرفته و با قدی خمیده عصا زنان به زحمت راه می روند می گوییم: عجب دیروز جوان شاداب و راست قامت و قوی پنجه ای بود چه زود پیر شد. تازه این در صورتی است که رحیل در زمانی پیری فرا رسد وگرنه بسیارند کسانی که در کودکی یا جوانی بر اثر حوادث مختلفی چشم از دنیا می پوشند. نه تنها انسان ها به سرعت از این جهان کوچ می کنند، قدرت ها و سلطنت ها و حکومت ها هم بسیار زود زوال می پذیرند.

ابن ابی الحدید تشبیهی برای دنیا از بعضی از حکما نقل کرده می گوید: پیش از آنکه به دنیا بیاییم عدمی بوده است مستمر و بعد از کوچ کردن ما از این دنیا باز به ظاهر عدمی است مستمر و عمر ما در این میان مانند برقی است که در یک شب ظلمانی در بیابانی تاریک از ابری می جهد و بی درنگ خاموش می شود.(1)

از آن مهم تر تشبیهاتی است که قرآن مجید برای زندگی دنیا کرده است و می گوید: «(وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَماء أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بهِ نَباتُ الاَْرْضِ فَأَصْبَحَ هَشیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَکانَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَیْء مُقْتَدراً); (ای پیامبر!) زندگی دنیا را برای آنان به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می فرستیم; و به وسیله آن، گیاهان زمین (سرسبز می شود و) در هم فرو می رود; امّا بعد از مدتی می خشکد; به گونه ای که بادها آن را به هر سو پراکنده می کند; و خداوند بر همه چیز تواناست!».(2)

در آیه دیگری از قرآن مجید می خوانیم که روز قیامت از گنهکاران سؤال می شود چند سال در روی زمین توقف کردید؟ در پاسخ می گویند تنها به اندازه یک روز یا بخشی از روز. از آنهایی سؤال کنید که توان شمردن ایام را دارند (قالَ کَمْ لَبثْتُمْ فِی الأَرْضِ عَدَدَ سنِینَ * قالُوا لَبثْنا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْم فَسْئَلِ الْعادِّینَ).

بار دیگر به آنها گفته می شود: «(خداوند) می فرماید: (آری) شما مقدار کمی توقف کردید اگر می دانستید آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟»; (قالَ إِنْ لَبثْتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً لَوْ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * أَفَحَسبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُون).(3)

در احادیث اسلامی نیز درباره کوتاهی عمر دنیا تعبیرات و تشبیهات بیدارکننده ای آمده است. از جمله در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «الدُّنْیا ساعَةٌ فَاجْعَلُوها طاعة; دنیا ساعتی بیش نیست این ساعت را در مسیر اطاعت خدا قرار دهید».(4)

در حدیث دیگری از امام زین العابدین علی بن الحسین(علیهما السلام) می خوانیم: «إِنَّ جَمیعَ ما طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ فی مَشارِقِ الاْرْضِ وَمغارِبها بَحْرِها وَبَرِّها وَسَهْلِها وَجَبَلِها عِنْدَ وَلِیٍّ مِنْ أوْلِیاءِ اللهِ وَأهْلِ الْمَعْرِفَةِ بحَقِّ اللهِ کَفِیْءِ الظِّلالِ; تمام آنچه در شرق و غرب جهان، دریاها و صحراها، دشت ها و کوه ها آفتاب بر آن می تابد در نزد اولیاء الله و عارفان به حق خدا همچون بازگشت سایه هاست».(5)

همان گونه که سایه هایی که به سوی غروب می رود به سرعت برچیده می شوند، عمر دنیا نیز چنین است.

در کتاب تنبیه الخواطر آمده است که حسن بن علی(علیه السلام) بسیار به این شعر شاعر تمثل می جست:

یا أهْلَ لَذّاتِ دُنْیا لا بَقاءَ لَها *** اِنَّ اغْتِراراً بظِلّ زائِل حُمُقٌ

ای اهل لذت های دنیایی که بقایی ندارد مغرور شدن به سایه ای که به زودی زوال می پذیرد احمقانه است.

حافظ نیز در این زمینه می گوید:

مرا در منزل جانان چه جای امن چون هر دم *** جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

این سخن را با کلامی از نوح پیغمبر با آن عمر طولانی عجیب پایان می دهیم که فرمود: «وَجَدْتُ الدُّنْیا کَبَیْت لَهُ بابانِ دَخَلْتُ مِنْ أحَدهِما وَخَرَجْتُ مِنَ الاْخَرِ».(6) دنیا را همچون خانه ای یافتم که از یک در وارد شدم و از در دیگر خارج!(7)


پی نوشت:

(1). شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 18، ص 154.

(2). کهف، آیه 45.

(3). مؤمنون، آیه 112-115.

(4). بحارالانوار، ج 74، ص 166، ح 2.

(5). همان، ج 1، ص 144.

(6). مستدرک الوسائل، ج 11، ص 184 .

(7). سند گفتار حکیمانه: همان گونه که در سند گفتار حکیمانه قبل آمد این کلام و سخن پیشین، در یک عبارت متصل به هم در تفسیر علی بن ابراهیم قمی که پیش از مرحوم سید رضی می زیسته آمده است و به یقین وی منبع دیگری در اختیار داشته است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 151)