[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): رُبَّ مَفْتُونٍ بحُسْنِ الْقَوْلِ فِیه.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص271
و قال علیه السّلام: ربّ مفتون بحسن القول فیه. «و فرمود: چه بسا شیفته و به فتنه افتاده به سبب سخن پسندیده درباره او.»
چه بسیار است که مردم به سبب ستایش کردن ایشان شیفته و مفتون می شوند. دانشمند در کسب دانش بیشتر کوتاهی می کند و بر ستایش مردم تکیه می کند و عابد به همین سبب در عبادت کوتاهی می کند و هر یک می گویند مقصود من این بود که مشهور شوم و بلند آوازه گردم و اینک که این موضوع حاصل شده است چرا برای فزونی آن متحمل رنج گردم و زحمت کشم. وانگهی ستایش مردم از انسان موجب می شود که به خود شیفته گردد و شیفتگی آدمی به خود هلاک کننده است.
و بدان که سید رضی که خدایش رحمت کند کتاب نهج البلاغه را به این سخن پایان داده و من خود در نسخه ای که به خط سید رضی است چنین یافتم که گفته است: این جا پایان سخنان گزینه امیر المؤمنین علیه السّلام است، حمد و ستایش خدا را به جا می آوریم که بر ما منت نهاد و توفیق جمع آوری این کلمات پراکنده و گردآوری آن را از گوشه و کنار ارزانی فرمود و ما از آغاز این کار در پایان هر فصل از فصلهای کتاب اوراق سپیدی قرار دادیم که به آنچه بعدا دست می یابیم و ممکن است برای ما فراهم آید، اختصاص داشته باشد. توفیق ما جز بر خدا نیست که بر او توکل کرده ایم و او ما را بسنده و بهترین وکیل و نکوترین مولی و ارزنده ترین یاور است.
پس از آن نسخه های فراوانی یافتیم که در آنها پس از این سخن افزونیهای دیگری بود که گفته می شود در نسخه ای بوده است که به روزگار سید رضی نوشته شده و برای او آن را خوانده اند و تصویب کرده است و بدین سبب ما هم آن سخنان را می آوریم.