- تاریخ: ۲۱ آذر ۱۳۵۸/ ۲۲ محرّم ۱۴۰۰
ما اگر خودمان شعور سیاسی نداشته باشیم، اسلام در اینجا اگر تحقق پیدا نکند، اگر مملکت ما یک مملکت اسلامی نشود که برای استقلال، برای آزادی، آن طور طرحها دارد و جایز نمیداند، حرام میداند که یک مسلمانی پیوند ببندد با یک غیر مسلمانی که میخواهد بر او سلطه پیدا کند، اگر اسلام را ما در اینجا توانستیم با دست همه شما آقایان، با دست همه ملت در این مملکت پیاده کنیم، اسلام همه چیز ما را بیمه میکند. دنبال این معنا باشید.
فقط به «ان شاء اللَّه» و «بسم اللَّه» و دعا اکتفا نکنید. عمل کنید. باید عمل بکنید. یعنی باید در دانشگاه عمل بشود. در ادارات عمل بشود. فرم را از آن فرم فرنگی بیرون بکنید. یک فرم شرقی روی آن بگذارید. یک فرم انسانی روی آن بگذارید. اسلامی روی آن بگذارید. نترسند.
یکی از مسائلی که ما مبتلا هستیم این است که میترسند اینها که اگر یک وقت بگویند که ما خودمان هم یک چیزی هستیم، خوف دارند بگویند ما آدمیم. از مسائلی که مبتلا ما به آن هستیم آدم عبارت از آن است که چهار تا کلمه مثلًا فرنگی یاد بگیرد، و دو سه دفعه هم که تو صحبتهایش میشود، در هر چند کلمهای یک کلمه فرنگی جایش بگذارد. شما نطقها را ببینید. هر کس بیشتر الفاظ فرنگی در کلماتش باشد این بسیار دانشمند است! دانشمندی را به این میدانند که چند تا کلمه فرنگی در کلماتش باشد. این برای این است که نطقها هم استعماری است. خودش آدم استعماری شده است. شما بروید در امریکا. اینهایی که صحبت میکنند ببینید. یک کلمه فارسی در تمام صحبتهایشان، در تمام کتابهایشان اگر پیدا کردید؟ لکن ما کتاب وقتی مینویسیم، اسم هم که میگذارند اسمی باشد باید فرنگی بگذارند. در بینش هم تا چند تا اسم فرنگی، با حروف لاتین هم جایش نگذارند فایده ندارد. برای اینکه هم مشتری بیشتر پیدا میشود، هم این آقا بیشتر معروف میشود به اینکه خیلی دانشمند است. یک چند تا ایسم بگذارد، دیگر تمام است مطلب. و هر چه هم مطلبش، تهی باشد از مغز با همینها جبران میشود. ما تا خودمان را پیدا نکنیم، لغت خودمان را استعمال نکنیم- نگویید که لغت عربی هم از ما نیست؛ لغت عربی از ماست؛ لغت عربی لغت اسلام است؛ اسلام از همه است؛ آن که از ما نیست این ایسمهایی است که ما را به گرفتاری انداخته- تا نویسندگان ما از این دام بیرون نروند، گویندگان ما از این دام بیرون نروند، کتابهای ما تطهیر نشود، خیابانهای ما اسمائش تغییر نکند، اجناس ما را اسم کذایی روی آن نگذارند،- دواها را خودشان درست میکنند، و اسم فرنگی روی آن میگذارند- تا ما خودمان را پیدا نکنیم، و مغزهایمان عوض نشود، نمیتوانیم مستقل بشویم. در هیچ چیز نمیتوانیم مستقل بشویم.
باید ما از حالا بنا بر این بگذاریم که خودمان آدم باشیم. با لغت خودمان حرف بزنیم، و با علم خودمان. و من نمیگویم که علم را از خارج نگیریم. خوب، عقب نگه داشتند ما را. آنها الآن خیلی از ما جلویند. ما را عقب نگه داشتند. لکن من میگویم که از آنها خوبهایش را یاد بگیرید. بدهایش را الغا کنید. آنها بدها را به ما تعلیم میدهند، خوبها را نمیدهند. آقا مصیبت ما داریم. جوانهای ما که در آنجا میروند، درس استعماری میدهند. طبشان هم استعماری است. نمیگذارند اینها ترقی بکنند. ما باید از آنها چنانچه چیز خوبی دارند بگیریم. مخالف نیستیم با این. لکن به فکر این باشیم که خودمان درست بکنیم. به فکر این باشیم که خودمان داشته باشیم. خوب بعض ممالک بودند که اینها هم از غیر میگرفتند. لکن بعد از آن کم کم خودشان بهتر از دیگران شدند. ژاپن این طور بود. هندوستان این طور بود. خوب، ما هم باید درست کنیم. و اوّل قدم این است که ما بفهمیم که خودمان هم میتوانیم.