(این خطبه در باره شهر بصره و مردمش و طلحه و زبیر ایراد شد).

روانشناسی طلحه و زبیر (در شورش بصره):

هر کدام از طلحه و زبیر، امیدوار است که حکومت را به دست آورد، و دیده به آن دوخته و رفیق خود را به حساب نمی آورد. آن دو، نه رشته ای الهی را چنگ زدند و نه با وسیله ای به خدا روی آوردند. هر کدام با کینه رفیق خود را بر دوش می کشد، که به زودی پرده از روی آن کنار خواهد رفت. به خدا سوگند اگر به آنچه می خواهند برسند، این جان آن را می گیرد و آن، این را از پای در می آورد، هم اکنون گروهی سرکش و نافرمان به پا خاسته اند (ناکثین) پس خدا جویان حسابگر کجایند؟ سنّت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بر ایشان بیان گردید و اخبار امروز را به آنان گفته اند، در حالی که برای هر گمراهی علّتی و برای هر عهد شکنی بهانه ای وجود دارد. سوگند به خدا من آن کس نیستم که صدای گریه، و بر سر و سینه زدن برای مرده، و ندای فرشته مرگ را بشنود و عبرت نگیرد.