از نامه های آن حضرت علیه السّلام است بمحمّد ابن ابی بکر هنگامیکه خبر دلگیری او از عزلش از حکومت مصر و نصب (مالک) اشتر بحضرت رسید و اشتر در بین راه پیش از رسیدن بمصر وفات نموده بود (کشته شده، چنانکه داستان او در شرح نامه پنجاه و سوّم بیاید، و امام علیه السّلام در این نامه سبب مصلحت نصب مالک را بیان فرمود:

پس از حمد خدا و درود بر پیغمبر اکرم، خبر دلگیریت از فرستادن اشتر بکار تو بمن رسید، و این کار من برای کندیت در سعی و کوشش و زیاد کردن تلاش تو نبوده (زیرا توانائی خود را بکار برده ای، ولی کاری که از اشتر ساخته بود از تو ساخته نیست) و اگر آنچه در زیر دست تو است (حکومت مصر) از تسلّط تو بیرون سازم ترا بچیزی (شهری یا کاری) حاکم سازم که سنگینی و رنجش کمتر و امارت آن بر تو خوش آینده تر باشد.

مردی (مالک) را که بر مصر حاکم ساختم برای ما مردی بود خیر اندیش (چنانکه تو هستی) و بر دشمن ما چیره و توانا (که تو آن طور نیستی) پس خدایش بیامرزد که روزگارش را (به سعادت و نیکبختی) بسر رساند، و با مرگ روبرو شد، و ما از او خورسندیم، خداوند رحمت خود را باو عطاء فرماید، و پاداشش را دو چندان گرداند،

پس (اکنون که مالک کشته شده و بمصر نرسیده) بسوی دشمن رو (در شهر نمان تا دشمن بسوی تو آید) و با بینائی روان گرد (احتیاط و آرامی در کار و روش جنگ را از دست مده) و بجنگ کسیکه با تو می جنگد بشتاب (کندی مکن که بر تو فیروزی یابد) و (آنها را) براه پروردگارت بخوان (تا حجّت بر ایشان تمام شود و بدانند جنگ تو با آنان بدستور خدا است نه از روی هوای نفس) و از خدا بسیار یاری طلب تا نگاه داردت از آنچه (گرفتاریها که) ترا بغمّ و اندوه انداخته، و یاریت کند در آنچه (سختیها که) بتو رسیده است، اگر خدا (فتح و فیروزی برای تو) خواهد.