[hadith]وَ أَطِعِ اللَّهَ فِی [جُمَلِ] جَمِیعِ أُمُورِکَ، فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ فَاضِلَةٌ عَلَی مَا سوَاهَا؛ وَ خَادعْ نَفْسَکَ فِی الْعِبَادَةِ وَ ارْفُقْ بهَا وَ لَا تَقْهَرْهَا وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا، إِلَّا مَا کَانَ مَکْتُوباً عَلَیْکَ مِنَ الْفَرِیضَةِ، فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ تَعَاهُدهَا عِنْدَ مَحَلِّهَا. وَ إِیَّاکَ أَنْ یَنْزلَ بکَ الْمَوْتُ وَ أَنْتَ آبقٌ مِنْ رَبِّکَ فِی طَلَب الدُّنْیَا؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَةَ الْفُسَّاقِ، فَإِنَّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلْحَقٌ؛ وَ وَقِّرِ اللَّهَ، وَ أَحْببْ أَحِبَّاءَهُ؛ وَ احْذَرِ الْغَضَبَ، فَإِنَّهُ جُنْدٌ عَظِیمٌ مِنْ جُنُود إِبْلِیسَ؛ وَ السَّلَامُ.[/hadith]

25-  در تمام کارهایش، فرمانبردار خدا باشد. و بر این امر، وسیله قیاس مضمری او را تشویق کرده است که صغرای آن، عبارت: «فانّ... سواها»، و کبرای مقدّر آن نیز چنین است: و هر کاری که برتر از دیگر کارها باشد، باید بدان پایبند شود و آن را بر دیگر کارها مقدّم بدارد.

26-  نفسش را در راه عبادت بفریبد، از آن رو که روش نفس پیروی از هوا و همسویی با طبیعت است پس شایسته آن است که آن را گاهی با وعده خوب دادن و گاهی با ترساندن از خواسته خود به چیز دیگری بفریبند، و گاهی هم به وسیله مشاهده کسانی که زیردست اویند، یعنی آن کسانی که مهیّا برای عبادتند، و گاهی هم با سرزنش نفس بر این که او در برابر خدا کوتاهی می کند. امّا اگر نفس راه بندگی را پیمود، سزاوار است که با مدارا -بدون اجبار بر عبادت- رفتار شود، زیرا اجبار باعث افسردگی و بریدن است، همان طوری که سرور رسولان (ص) فرموده است: «براستی که این دین، ژرف و پر محتواست، با مدارا در آن وارد شو، و نفست را به عبادت خدا به زور وادار نکن، زیرا کسی که در اثر سرعت خسته و مانده است نه مسافت را پیموده و نه برای خود، مرکبی باقی می گذارد» بلکه به هنگام گذشت و نشاط نفس، آن را به عبادت وابدارد، مگر در عبادت واجب که سهل انگاری در آن جایز نیست.

27-  او را از این که مرگش فرا رسد در حالی که از پروردگارش گریزان باشد، بر حذر داشته است. کلمه آبق گریزان را به اعتبار سرباز زدن وی از امر و نهی الهی در پی دنیا، استعاره آورده است.

28-  از همدمی با بدان دوری کند، و از آن کار به وسیله قیاس مضمری بر حذر داشته است که صغرای آن جمله «فان الشّرّ بالشّرّ ملحق» است، یعنی از آن رو که برای تو نیز هم چون دیگر مردم رفیق بد، شرّی خواهد بود، زیرا رفیق دنباله رو، رفیق است. و کبرای مقدّر آن نیز چنین است: و هر چیزی که برای تو چنان پیامدی داشته باشد، نباید آن را انجام دهی.

29-  بزرگداشت و تعظیم خداوند و محبّت دوستان و اولیایش را در خود جمع کند که این دو، اصولی به هم پیوسته اند.

30-  از خشم بپرهیزد، و او را با این عبارت از خشم برحذر داشته است: «فانّه... تا آخر». و خشم از آن جهت سپاه شیطان است که از جمله چیزهایی است که شیطان را بر قلب انسان وارد می کند و از این راه زمام اختیار او را به دست می گیرد و در اختیارداری او هم چون پادشاهی می گردد که با سپاهی بزرگ وارد شهر شود، و این عبارت صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّر آن چنین است: و هر آنچه، این خصوصیّت را داشته باشد، باید از آن دوری جست و توفیق به دست خداست.