[hadith]وَ اعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ الْمُؤْمِنِینَ أَفْضَلُهُمْ تَقْدمَةً مِنْ نَفْسهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ؛ [وَ إِنَّکَ] فَإِنَّکَ مَا تُقَدِّمْ مِنْ خَیْرٍ یَبْقَ لَکَ ذُخْرُهُ، وَ مَا تُؤَخِّرْهُ یَکُنْ لِغَیْرِکَ خَیْرُهُ. وَ احْذَرْ صَحَابَةَ مَنْ یَفِیلُ رَأْیُهُ وَ یُنْکَرُ عَمَلُهُ، فَإِنَّ الصَّاحِبَ مُعْتَبَرٌ بصَاحِبهِ. وَ اسْکُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ، وَ احْذَرْ مَنَازلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَی طَاعَةِ اللَّهِ. وَ اقْصُرْ رَأْیَکَ عَلَی مَا یَعْنِیکَ، وَ إِیَّاکَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّیْطَانِ وَ مَعَارِیضُ الْفِتَنِ. وَ أَکْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَی مَنْ فُضِّلْتَ عَلَیْهِ، فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَبْوَاب الشُّکْرِ. وَ لَا تُسَافِرْ فِی یَوْمِ جُمُعَةٍ حَتَّی تَشْهَدَ الصَّلَاةَ إِلَّا فَاصِلًا فِی سَبیلِ اللَّهِ أَوْ فِی أَمْرٍ تُعْذَرُ بهِ.[/hadith]
وانمود کردن اثر نعمت به این ترتیب است که آن را بر خود و بر خویشاوندان آشکار سازد و ما زاد آن را به مستحقان صرف کند. ضرورت این کار را به دو دلیل بازگو کرده است:
1- بهترین مؤمنان کسانی هستند که از دیگران جلوتر باشند، یعنی با گفتار، رفتار و اموال و همچنین خاندانش از دیگران جلوتر اقدام به صدقه دادن نماید. امام (ع) او را واداشته است تا خود را با صدقه دادن از بالاترین مؤمنان سازد.
2- عبارت: «و انّک... خیره»، یعنی آنچه از مال و ثروت پیش می فرستی و یا به جای می گذاری و اندوخته می کنی. و این عبارت صغرای قیاس مضمری است که کبرایش چنین است: و هر چه که پیش از خود فرستی، اندوخته می ماند، و هر گاه واگذاری، سودش برای دیگران است، بنا بر این باید پیش از خود بفرستی.
18- از مصاحبت کسی که سست اندیشه و بدکردار است بپرهیزد. و دلیل این پرهیز داشتن را چنین بیان کرده است: «فانّ... بصاحبه»، یعنی چون تو را با او مقایسه می کنند، تا کار تو و او را به هم مربوط سازند، زیرا خوی انسانی با رفاقت، عمل را پذیراتر است تا گفتار، پس اگر با وی مصاحبت کرد، عملش با وی همسان می شود.
19- ساکن شهرهای بزرگ شود، مقصود اجتماعی است که بر اساس دین خدا باشد، مانند این سخن پیامبر (ص) «علیکم بالسّواد الاعظم» و به همین جهت امام (ع) برای سکونت در شهرهای بزرگ به این نکته استدلال کرده است که محل آنها اجتماع مسلمین می باشند و اسم مصدر را بر اسم مکان از باب مجاز اطلاق کرده است، و این جمله صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّر آن چنین است: و هر جایی که چنان باشد، آنجا مناسب برای سکونت است.
20- از جاهایی که نسبت به مردم خداپرست غفلت و ستم می شود، بپرهیزد.
21- اندیشه اش را در راهی که مورد نظر اوست متمرکز کند، زیرا این کار او را از آنچه به او مربوط نیست منصرف می گرداند، چرا که پرداختن بدان، نادانی است.
22- از نشستن سربازارها بپرهیزد. و به دلیل بد بودن این کار، با این عبارت اشاره فرموده است: «فانّها... الفتن»، و معنای این که آن جا جایگاه شیطان است، این است که آن جا، محل هواها و جای دشمنیهایی است که آغازگر آنها شیطان است.
معاریض جمع معرض، یعنی جای بروز آشوبها و فتنه ها. و این جمله صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّر آن چنین است: و هر جا که چنان باشد، نشستن در آن جا روا نیست.
23- در باره زیردستان، کسانی که او نسبت بدانها از نعمت بیشتری برخوردار است، بیشتر فکر کند. و دلیل آن را چنین بیان کرده است: «فانّ... الشّکر». و علت این که آن، راهی است برای سپاس گویی، همان است که این اندیشه باعث ورود به سپاسگزاری می گردد. و همین عبارت صغرای قیاس مضمری است که کبرای مقدّر آن چنین است: و هر چیزی که دری از درهای سپاسگزاری باشد، نباید از آن غفلت کرد.
24- در روز جمعه مسافرت نکند، مگر این که سفر به خاطر جهاد و یا به بهانه و عذر واضحی باشد. راز مطلب آن است که نماز جمعه در دین اسلام با اهمیت است و جمعه وقت نماز و عبادت است. بنا بر این، مسافرت کردن در آن روز، کاری نابجاست.