[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی العمّال الذین یَطَأُ [عملهم الجیوش] الجَیشُ عملَهم:
مِنْ عَبْد اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ إِلَی مَنْ مَرَّ بهِ الْجَیْشُ مِنْ جُبَاةِ الْخَرَاجِ وَ عُمَّالِ الْبلَاد؛ أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی قَدْ سَیَّرْتُ جُنُوداً هِیَ مَارَّةٌ بکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛ وَ قَدْ أَوْصَیْتُهُمْ بمَا یَجِبُ لِلَّهِ عَلَیْهِمْ مِنْ کَفِّ الْأَذَی وَ صَرْفِ الشَّذَا، وَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَیْکُمْ وَ إِلَی ذمَّتِکُمْ مِنْ مَعَرَّةِ الْجَیْش إِلَّا مِنْ جَوْعَةِ الْمُضْطَرِّ لَا یَجِدُ عَنْهَا مَذْهَباً إِلَی شبَعِهِ؛ فَنَکِّلُوا مَنْ تَنَاوَلَ مِنْهُمْ شَیْئاً ظُلْماً عَنْ ظُلْمِهِمْ
،
وَ کُفُّوا أَیْدیَ سُفَهَائِکُمْ عَنْ [مُضَادَّتِهِمْ] مُضَارَّتِهِمْ وَ التَّعَرُّضِ لَهُمْ فِیمَا اسْتَثْنَیْنَاهُ مِنْهُمْ. وَ أَنَا بَیْنَ أَظْهُرِ الْجَیْش، فَارْفَعُوا إِلَیَّ مَظَالِمَکُمْ وَ مَا عَرَاکُمْ مِمَّا یَغْلِبُکُمْ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَا لَا تُطِیقُونَ دَفْعَهُ إِلَّا باللَّهِ وَ بی، فَأَنَا أُغَیِّرُهُ بمَعُونَةِ اللَّهِ، إِنْ شَاءَ اللَّه.[/hadith]
از جمله نامه های امام (ع) به کارگزارانی است که سپاه امام (ع) از قلمرو آنها می گذرد:
«مِنْ عَبْد اللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی مَنْ مَرَّ بهِ الْجَیْشُ مِنْ جُبَاةِ الْخَرَاجِ وَ عُمَّالِ الْبلَاد...»،
خلاصه مضمون نامه عبارت است از اطلاع دادن به کسانی از خراج گیران و کارگزاران شهرها که در مسیر سپاه قرار داشتند تا آگاهی یافته و متوجه باشند و از آنها حذر کنند و همچنین سفارش لازم به سپاه نسبت به آنچه که برای آنان شایسته است و از سوی خدا برایشان مقرر شده، از قبیل خودداری از آزردن کسانی که در گذرگاه آنها قرار گرفته اند تا از گستردگی عدالت وی آگاهی یابند و به اخلاق و آداب او متخلّق گردند.
سپس امام (ع) به ایشان اعلام کرده است که از بدرفتاری سپاه نسبت به آن گروه از اهل ذمه که هم پیمانند، ناراضی و بیزار است، زیرا جز به مقدار رفع گرسنگی یک شخص ناچار، که هیچ راهی جز آن برای سیر شدن ندارد، کس دیگری از طرف او اجازه ندارد از اموال مردم، استفاده کند. تقدیر سخن امام (ع) چنین است: براستی که من از بدرفتاری سپاهیان نسبت به شما -جز از سوی شخص گرسنه درمانده- بیزارم. پس مضاف الیه را به جای مضاف قرار داده است و یا از باب مجاز نام سبب را بر مسبّب اطلاق کرده است.
آن گاه، ایشان را مأمور ساخته که سپاه را از دست درازی به چیزی از روی ظلم، برحذر دارند و در حدّ امکان ایشان را از ارتکاب چنان ستمی بازدارند تا مبادا -به دلیل قدرت داشتن آنها- کارها درهم بریزد و از طرفی دست نادانان را از آزردن سپاهیان در موارد اجبار و اضطرار -که استثنا فرموده است- کوتاه کنند، تا مبادا بین ایشان و سپاهیان آشوبی به پا شود. و سرانجام به آنان اطّلاع داده است که خود نیز در پشت سپاهیان مواظب است، کنایه از این که مرجع رسیدگی به کارهای آنها به منظور دفع مظالم سپاهیان است و هر مشکلی را که از طرف سپاه متوجّه آنان شود و آنها جز به یاری خدا و به وسیله او نتوانند برطرف کنند، او خود با کمک و ترس از خداوند اصلاح خواهد کرد.