[hadith]وَ ذَکَرْتَ أَنَّهُ لَیْسَ لِی وَ لِأَصْحَابی عِنْدَکَ إِلَّا السَّیْفُ، فَلَقَدْ أَضْحَکْتَ بَعْدَ اسْتِعْبَارٍ؛ مَتَی أَلْفَیْتَ بَنِی عَبْد الْمُطَّلِب عَنِ الْأَعْدَاءِ نَاکِلِینَ وَ بالسَّیْفِ مُخَوَّفِینَ؟ "فَلَبِّثْ قَلِیلًا یَلْحَقِ الْهَیْجَا حَمَلْ"؛ فَسَیَطْلُبُکَ مَنْ تَطْلُبُ وَ یَقْرُبُ مِنْکَ مَا تَسْتَبْعِدُ؛ وَ أَنَا مُرْقِلٌ نَحْوَکَ فِی جَحْفَلٍ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ التَّابعِینَ لَهُمْ بإِحْسَانٍ، شَدیدٍ زحَامُهُمْ سَاطِعٍ قَتَامُهُمْ مُتَسَرْبلِینَ سَرَابیلَ الْمَوْتِ، أَحَبُّ اللِّقَاءِ إِلَیْهِمْ لِقَاءُ رَبِّهِمْ؛ وَ قَدْ صَحِبَتْهُمْ ذُرِّیَّةٌ بَدْرِیَّةٌ وَ سُیُوفٌ هَاشمِیَّةٌ، قَدْ عَرَفْتَ مَوَاقِعَ نِصَالِهَا فِی أَخِیکَ وَ خَالِکَ وَ جَدِّکَ وَ أَهْلِکَ، "وَ ما هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ ببَعِیدٍ".[/hadith]
10- جواب آن حضرت به معاویه است که او حضرت را تهدید به جنگ کرد تهدیدی که شمشیر را کنایه از آن آورد. و امام (ع) فرمود:
«فلقد اضحکت بعد استعبار»،
پس از آن همه اشک تمساح ریختن و گریستن سخنان خنده آوری می گویی، کنایه از آن که تهدیدهای او نسبت به حضرت تعجب وی را بر انگیخته و باعث خنده او شده است و نیز ممکن است معنای عبارت چنین باشد که هر کس این سخنان را از تو بشنود پس از گریستن برای دین به علت تغییراتی که در آن دادی، از تعجب به خنده خواهد افتاد، این جمله نیز مانند ضرب المثل و در مقام استهزای معاویه گفته شده است.
«متی الفیت...»،
در این جمله با استفهام انکاری از معاویه پرسیده است که چه وقت دیده است که فرزندان عبد المطلب از جنگ بگریزند و از شمشیر بترسند و نیز با این بیان مقام بنی هاشم را از ترس و بی حالی دور می دارد.
«فلبّث قلیلا تلحق الهیجا حمل»،
مصراع بعدش این است: ما احسن الموت اذ الموت نزل ترجمه مصراع اول در ترجمه متن گذشت و معنای مصراع دوم این است. باکی از مرگ نیست هنگامی که بیاید.
این مثال را معمولا برای ترساندن حریف از جنگ می آورند و اصل آن از آن جا نشأت گرفته است که در زمان جاهلیت در جنگ داحس شترهای مردی از قبیله قشیر بن کعب به نام حمل بن بدر به یغما برده شده و او رفت بر راهزنان شبیخون زد و شتران خود را گرفت و دو مصراع فوق را سرود، و از آن به بعد، ضرب المثل شد.
برخی گفته اند: مالک بن زهیر، قشیری نامبرده را تهدید به قتل کرد، او هم این شعر را خواند و سپس رفت مالک را به قتل رساند، ولی بعدا برادر مالک، قیس، بر حمل و برادرش حذیفه دست یافت و هر دو را کشت و این شعر را خواند:
شفیت النفس من حمل بن بدر و سیفی من حذیفه قد شفانی
«فسیطلبک...»،
در مقابل آن که معاویه حضرت را تهدید به شمشیر کرده بود. امام هم او را بیم داده و تهدید می کرد که بزودی، با لشکری عظیم بروی خواهد شورید، لشکری که با حمله شدید خود و بر افروختن گرد و غبار ارکان دشمن را به لرزه درمی آورد، در حالی که پیراهن مرگ را به تن کرده اند، دو کلمه شدیدا و متسربلین حال هستند و سربال مفعول به برای متسربلین می باشد، و جامه مرگ ممکن است کنایه از زره جنگی باشد، یا از آن گروه که به ملاقات مرگ می روند و در گردابهایش شنا می کنند و یا لباسها و کفشها، و اوضاع و احوالی که خود را آماده قتل با آن کرده اند، و از جمله صفات این لشکر آن است که محبوبترین دیدار برای آنان دیدار پروردگارشان است چون به حقانیت دین خود یقین کامل، و به وعده راستین الهی اطمینان تامّ دارند.
منظور از ذریّه بدریه ای که همراه لشکریان آن حضرت می باشند فرزندان آن گروه از مسلمانان هستند که در جنگ بدر با پیامبر بوده اند و در قبل یادآور شده ایم که مقصود از برادر و دایی معاویه که در جنگ بدر کشته شدند به ترتیب: حنظلة بن ابی سفیان و ولید بن عتبه می باشند، و جدّ او هم که کشته شد عتبه بن ربیعه است که پدر هند، مادر معاویه می باشد یعنی عتبه جد مادری معاویه می باشد، و در آخر نامه به آیه شریفه قرآن استشهاد می فرماید: «مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّکَ وَ ما هِیَ» و ظالمین در این آیه را کنایه از معاویه و یارانش آورده است.
تمام اوصافی که حضرت برای لشکر خود و آنچه همراه آن است بیان فرموده از قبیل فرزندان اهل بدر و شمشیرهای منسوب به بنی هاشم و یادآوری اشخاصی که از خویشان معاویه با این شمشیرها کشته شدند و این که هر چه بر سر آنان آمده بر سر معاویه نیز خواهد آمد اینها از بلیغترین و رساترین اموری است که یک گوینده ماهر به منظور ایجاد هراس و وحشت در طرف مقابل می تواند استفاده کند.