[hadith]و من وصیة له (علیه السلام) کان یکتبها لِمَن یستعمله علی الصدقات:

[قال الشریف: و إنما ذکرنا هُنا جُملا لیعلم بها أنه (علیه السلام) کان یقیم عمادَ الحق، و یشرع أمثلة العدل، فی صغیر الأمور و کبیرها و دقیقها و جلیلها.]

انْطَلِقْ عَلَی تَقْوَی اللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ، وَ لَا تُرَوِّعَنَّ مُسْلِماً وَ لَا تَجْتَازَنَّ عَلَیْهِ کَارِهاً وَ لَا تَأْخُذَنَّ مِنْهُ أَکْثَرَ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِی مَالِهِ؛ فَإِذَا قَدمْتَ عَلَی الْحَیِّ فَانْزلْ بمَائِهِمْ مِنْ غَیْرِ أَنْ تُخَالِطَ أَبْیَاتَهُمْ، ثُمَّ امْضِ إِلَیْهِمْ بالسَّکِینَةِ وَ الْوَقَارِ حَتَّی تَقُومَ بَیْنَهُمْ فَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ وَ لَا تُخْدجْ بالتَّحِیَّةِ لَهُمْ. ثُمَّ تَقُولَ عِبَادَ اللَّهِ أَرْسَلَنِی إِلَیْکُمْ وَلِیُّ اللَّهِ وَ خَلِیفَتُهُ لِآخُذَ مِنْکُمْ حَقَّ اللَّهِ فِی أَمْوَالِکُمْ، فَهَلْ لِلَّهِ فِی أَمْوَالِکُمْ مِنْ حَقٍّ فَتُؤَدُّوهُ إِلَی وَلِیِّهِ؟ فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ لَا، فَلَا تُرَاجِعْهُ، وَ إِنْ أَنْعَمَ لَکَ مُنْعِمٌ، فَانْطَلِقْ مَعَهُ مِنْ غَیْرِ أَنْ تُخِیفَهُ أَوْ تُوعِدَهُ أَوْ تَعْسفَهُ أَوْ تُرْهِقَهُ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص343

از عهدنامه ای از آن حضرت که برای کسانی که به کارگزاری جمع آوری صدقات می گمارد می نوشت. ما -سید رضی (ره)- اینجا عباراتی از آن را می آوریم تا معلوم شود که آن حضرت ستون حق را همواره بر پای می داشته است. در این عهدنامه که با عبارت «انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له» (با ترس و پرهیز از خداوند یکتایی که انبازی ندارد حرکت کن) شروع می شود، هر چند که هیچ گونه بحث تاریخی مطرح نشده است، ولی نشان دهنده اعتقاد پاک زمامدار معصوم در مسأله مهم اقتصادی است که چگونه در کمال نرمی و مهربانی باید با پرداخت کننده زکات برخورد کرد و هیچ گونه درشتی و تندخویی و تنگ نظری انجام نداد. ضمنا توضیح این نکته هم سود بخش است که پیش از سید رضی و پس از او این عهد نامه در منابع مهم فقهی و تاریخی نقل شده است. به نقل استاد محترم سید عبد الزهراء حسینی خطیب، ثقة الاسلام کلینی آن را در فروع کافی، جلد سوم، صفحه 536 در کتاب الزکاة با عنوان «ادب کارگزار زکات» از برید بن معاویه از قول امام صادق (ع) نقل می کند که فرموده است: امیر المؤمنین (ع) کارگزار زکاتی را از کوفه برای جمع آوری زکات به دشتها و صحراهای اطراف گسیل فرمود و این عهد نامه را برای او مرقوم فرمود. برید بن معاویه می گوید: امام صادق (ع) گریست و فرمود: ای برید به خدا سوگند هیچ حرمتی برای خداوند باقی نماند مگر آنکه پس از شهادت علی (ع) دریده شد و به کتاب خدا و سنّت پیامبر در این جهان پس از او عمل نشد و هیچ حدی اجرا نشد و تا امروز به چیزی از حق عمل نشده است.

دیگر از کسانی که پیش از سید رضی آن را نقل کرده اند، ابراهیم بن هلال ثقفی در کتاب الغارات است که مجلسی آن را در کتاب الزکاة بحار الانوار و محدث نوری در مستدرک الوسائل، جلد اول، صفحه 516 آورده اند. همچنین شیخ مفید آن را در المقنعة صفحه 542 و محمد بن ادریس در السرائر صفحه 107 نقل کرده اند.

دیگر از راویان این عهد نامه شیخ طوسی (ره) در تهذیب الاحکام، جلد 1، صفحه 386 است. این عهدنامه را زمخشری هم در ربیع الابرار در باب پنجاه و دوم به صورتی که اندکی با نقل سید رضی تفاوت دارد- و لابد دلیل بر آن است که از منبع دیگر غیر از نهج البلاغه نقل می کند- آورده است.