[hadith]و من کلام له (علیه السلام) فی صفته و صفة خصومه و یقال إنها فی أصحاب الجمل:
وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَیْنِ الْأَمْرَیْنِ الْفَشَلُ، وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّی نُوقِعَ وَ لَا نُسیلُ حَتَّی نُمْطِرَ.[/hadith]
ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن میثم)، ج 1، صفحه 566
امام (ع) لفظ «ارعاد» و «ابراق» را برای ترساندن از جنگ استعاره آورده است، در مثل گفته می شود: «ارعد الرّجل و ابرق»، یعنی تهدید کرد و ترساند. در همین رابطه کُمیت شاعر گفته است: «ارعد و ابرق یا یزید فما وعیدک لی بضائر»
مناسبت استعاره این است که تهدید از امور ناراحت کننده است، چنان که رعد و برق انسان را می ترساند.
فرموده است: «و مع هذین الامرین الفشل»،
این کلام امام (ع) به رذالت طلحه و زبیر اشاره دارد با این توضیح که تهدید کردن و ترساندن قبل از واقع شدن جنگ، و سر و صدا راه انداختن نشانه ترس و ناتوانی است، چنان که سکوت نشانه شجاعت است. امام (ع) در آموزش کیفیّت جنگ به این حقیقت اشاره کرده و به اصحابش می فرماید: «صدایتان را آهسته کنید زیرا این عمل ترس و ضعف را کنار می زند.» روایت شده که ابو طاهر جبائی سر و صدای لشکریان مقتدر عباسی را شنید با این که او 1500 نفر جنگجو داشت و مقتدر عباسی 20 هزار سپاهی، ابو طاهر به یکی از یاران گفت این سر و صدای بلند چیست او در پاسخ گفت نشانه ضعف است. ابو طاهر گفت آری چنین است. در این کارزار پیروزی با ابو طاهر شد. امام (ع) با همین علامت بر ضعف و ناتوانی طلحه و زبیر استدلال کرده است.
فرموده است: «و لسنا نرقد حتّی نوقع و لا نسیل حتّی نمطر»،
این جمله امام (ع) اشاره به نفی این رذیلت از خود و یارانش و اثبات فضیلت برای یارانش دارد. همان گونه که فضیلت ابر این است که همراه رعد و برق باران داشته باشد و بعد از باران سیل به بار آورد.
گفتار امام (ع) نیز مقرون به کردار بوده و خلافی در آن نیست و سیل عذابش همراه بارانش می باشد. مفهوم ضمنی کلام این است که دشمن بدون داشتن قدرت نفسانی و انجام کار، امام (ع) را به جنگ تهدید می کند و چنین دشمنی مانند رعد بدون باران و سیل است مثل این است که فرموده باشد چنان که سیل بدون باران ممکن نیست کسی را بترساند و تهدید به جنگ بدون شجاعت و قدرت نیز ممکن نیست و در این حالت نوعی مبارزه طلبی تو خالی است.