[hadith]وَ اللَّهِ إِنَّ امْرَأً یُمَکِّنُ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسهِ یَعْرُقُ لَحْمَهُ وَ یَهْشمُ عَظْمَهُ وَ یَفْرِی جِلْدَهُ لَعَظِیمٌ عَجْزُهُ ضَعِیفٌ مَا ضُمَّتْ عَلَیْهِ جَوَانِحُ صَدْرِهِ. أَنْتَ فَکُنْ ذَاکَ إِنْ شئْتَ، فَأَمَّا أَنَا فَوَاللَّهِ دُونَ أَنْ أُعْطِیَ ذَلِکَ ضَرْبٌ بالْمَشْرَفِیَّةِ تَطِیرُ مِنْهُ فَرَاشُ الْهَامِ وَ تَطِیحُ السَّوَاعِدُ وَ الْأَقْدَامُ وَ یَفْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ ذَلِکَ ما یَشاءُ.[/hadith]
ترجمه شرح نهج البلاغه(ابن میثم)، ج 2، صفحه 177-174
قوله علیه السلام: «و اللّه انّ امرا .... ان شئت»،
کلام حضرت از: و اللّه انّ امرا، تا پایان جمله از ظریفترین گفتارهایی است، که در خطابه ها به کار می رود، در این خطبه این عبارت را برای مذمّت و توبیخ یاران خود فرموده است، تا موجب شرمساری آنان شود. بدین شرح که نوع رفتار کوفیان و امروز و فردا کردن آنان، در جلوگیری از دشمنان حق و عدالت، و ذلّت پذیری آنها در برابر خصم و دیگر اعمال نکوهیده و ناپسندشان سبب سرافکندگی و شرمساری آنان است.
امام (ع) در بیان خود این موضوع را با زیباترین عبارت تجسّم بخشیده، موضع گیری آنان در برابر دشمن را، ناپسندترین موضع گیری، و زشت ترین شیوه رفتاری دانسته، که آن امکان تاخت و تاز دادن به دشمن بوده است. زیرا ذلّت پذیری و اقدام نکردن بموقع برای مقابله با دشمن، در حقیقت امکان دادن به خصم برای پیاده کردن خواسته هایش بوده و بنوعی نیرو بخشیدن به وی می باشد.
این امر مسلّمی است که پیروزی دشمن به طور معمول، ربودن مال، کشتار و درهم ریختگی اوضاع را به دنبال دارد، امام (ع) غارت اموال به وسیله دشمن را، استعاره از خوردن گوشت آورده اند.
استعاره آوردن «عرق لحم» برای غارت اموال استعاره روشنی است. و باز شکستن استخوان را کنایه از کشتن و هلاکت ذکر فرموده، درهم ریختن اوضاع و پریشانی را کنایه از تکّه پاره کردن پوست، بیان نموده اند. علاوه بر این پر واضح است که خفّت پذیری کوفیان و عدم پیشگیری بموقع، از خصم توانایی وی را بالا برده و سبب تسلّط و چیرگی دشمن می گردیده و آن را بر انجام کارهای زشت دلیر می ساخته است، بدین سبب است که حضرت با دلی آکنده از غم می فرماید: امکان دادن شما به دشمن برای انجام هر نوع عملی، جز به دلیل درماندگی فراوان و بزدلی و ضعف قلب نسبت به مقابله با دشمن نخواهد بود. بدیهی است کسی که در کار، درماندگی و ضعف از خود نشان دهد، دشمن را بر خود چیره ساخته است.
امام (ع) در این باره سوگند یاد کرده اند. و سوگند نشانه، درماندگی و بیچارگی کوفیان، در برابر دعوت حضرت در امر به جهاد بوده است. ضعف قلبی که در عبارت به کار رفته کنایه از ترس و وحشت آنهاست. در کلام حضرت بیان این حقیقت که هر کس از خود ضعف نشان دهد دشمن را بر خود مسلّط ساخته به طور عام و حکم کلّی بیان شده، به صورت خاص به مردم کوفه خطاب نفرموده اند.
و تسلّط دشمن را به کوفیان نسبت نداده اند هر چند مقصود از بیان امام (ع) همان مردم کوفه بوده، ولی مطلب را بطور عام توضیح داده اند، که در برگیرنده مردم کوفه نیز هست، بدین امید که آنها را برای جهاد و کارزار با دشمن برانگیزد. سپس به دنبال این نکوهش، به عنوان تهدید و نفرت می فرمایند: «اگر تو می خواهی همان درمانده بیچاره باشی، باش» خطاب حضرت، به طور مطلق، شامل تمام افرادی، می شود که دارای صفت عجز و ناتوانی باشند، و ضمنا نفرت امام را نسبت به کسانی که دشمن را بر خود مسلط می کنند، می رساند.
بنا بر روایتی، خطاب حضرت از این جمله که: «هر طور می خواهی باش» اشعث بن قیس بوده زیرا به هنگامی که امام خطابه می خواند و مردم را به دلیل سهل انگاری و خودداری از جهاد سرزنش می کرد، اشعث بن قیس خطاب به حضرت عرض کرد، تو چرا مثل عثمان بن عفان عمل نمی کنی، امام پاسخ فرمودند: کار پسر عفان انگیزه ای برای افراد بی دین و بی اعتماد بود هر کس دشمن را بر خود چیره سازد، به دلیل این که ناتوانی اندیشه اش بر عقلش، برتری داشته، به دست خود استخوانش را خرد کرده و پوستش را از هم دریده است. حال تو ای اشعث بن قیس درمانده و بیچاره باش. ولی من به خدا سوگند... دشمن را چنان با شمشیر خواهم زد که کاسه سرش جدا شود.
«فامّا أنا... ما یشاء»،
پس از این که حضرت فرد ضعیف و ناتوان را آزاد می گذارد، که به هر طریق مایل است عمل کند، از داشتن چنین صفت که دشمن را بر خود چیره سازد، بیزاری می جوید، تا الگویی باشد برای نفرت داشتن از تسلّط بخشیدن دشمن بر خودشان، و بذل جان کردن در مسیر جهاد و پیکار با خصم را برای رضای خداوند گوارا می داند بدین شرح که اگر مخاطب امام بخواهد، حالت ضعف و ذلّت پذیری داشته باشد، امام (ع) چنین نخواهد بود، بلکه پیش از تسلّط و حمله دشمن، چنان با شمشیر مشرفیّه، بر فرقش زند، که جمجمه اش به هوا بپرد و دست و پایش درهم بشکند. این عبارت کنایه از پیکار سختی است که حضرت انجام می دهد.