[hadith]علمُ اللّه تعالی:

إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی لَا یَخْفَی عَلَیْهِ مَا الْعِبَادُ مُقْتَرِفُونَ فِی لَیْلِهِمْ وَ نَهَارِهِمْ، لَطُفَ بهِ خُبْراً وَ أَحَاطَ بهِ عِلْماً؛ أَعْضَاؤُکُمْ شُهُودُهُ وَ جَوَارِحُکُمْ جُنُودُهُ وَ ضَمَائِرُکُمْ عُیُونُهُ وَ خَلَوَاتُکُمْ عِیَانُه.[/hadith]

فرموده است: «إنّ اللّه لا یخفی علیه... علما»:

سخنان مذکور به این انسان ستمکار و بسیار نادان اعلام می کند که علم خداوند به همه احوال و دستآوردهای او در روز و شب، احاطه دارد، و او به دقایق اخبار وی آگاه و بد آنها داناست، و علم او به اعماق و باطن امور مانند علم او به ظاهر و آشکار آنهاست.

فرموده است: «أعضاؤکم شهوده»:

یعنی: اعضای بدنتان گواهان او بر ضدّ شماست، چنان که فرموده است: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بما کانُوا یَعْمَلُونَ»، و این که فرموده است: «و جوارحکم جنوده» (جوارح شما لشکریان اویند) از این نظر است که بر ضدّ او کمک می کنند.

و معنای جمله «و ضمائرکم عیونه» این است که ضمیر و وجدان شما دیده بان و جاسوس بر شماست، همان گونه که خداوند فرموده است: «وَ شَهِدُوا عَلی أَنْفُسهِمْ أَنَّهُمْ کانُوا کافِرِینَ» این گواهی و یاری اعضا و جوارح و ضمایر بر ضدّ انسان به زبان حال آنهاست، و ما پیش از این در باره این که چگونه خداوند اعضا و جوارح را به سخن در می آورد، و نفوس بر ضدّ خود گواهی می دهند توضیح داده ایم، ذکر واژه «خلوات» (جاهای خلوت) کنایه از جاهایی است که گناه در آن جاها صورت می گیرد، و بر سبیل مجاز به کار رفته و این که مکانهای خلوت اختصاص به ذکر یافته برای این است که در خلوت بیشتر احتمال ارتکاب گناه می رود، و شاید مراد از خلوت، مصدر مطلق آن یعنی خلوت خلوا باشد، که در این صورت منظور مکان خلوت نیست و بطور حقیقت به کار رفته نه مجاز، مقصود از این که خلوات مذکور عیان خداوند است این است که این مکانها در معاینه و دید پروردگار است.

باری همه این سخنان برای بر حذر داشتن و دور ساختن انسان است از این که اعضا و جوارح خود را در خلوت به کار اندازد، و به کار ناشایست و گناه پردازد. و توفیق از خداوند است.