[hadith]علمُ اللّه تعالی:
إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی لَا یَخْفَی عَلَیْهِ مَا الْعِبَادُ مُقْتَرِفُونَ فِی لَیْلِهِمْ وَ نَهَارِهِمْ، لَطُفَ بهِ خُبْراً وَ أَحَاطَ بهِ عِلْماً؛ أَعْضَاؤُکُمْ شُهُودُهُ وَ جَوَارِحُکُمْ جُنُودُهُ وَ ضَمَائِرُکُمْ عُیُونُهُ وَ خَلَوَاتُکُمْ عِیَانُه.[/hadith]
پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 7، ص: 749-747
در خلوت و جلوت با شماست:
امام(علیه السلام) در بخشهای گذشته این خطبه به سه موضوع مهم که از ارکان اوامر الهی است، اشاره فرمود; نماز و زکات و حفظ امانت، و در این بخش از خطبه به چیزی اشاره می کند که به منزله عامل اجرایی این دستورات مهم است و آن احاطه علمی پروردگار در همه حال نسبت به انسانهاست.
به تعبیر دیگر انسان هنگامی در پی اطاعت این اوامر است که احساس کند در همه حال در محضر خداست و چشم علم او ناظر همه احوال وی است همان گونه که قراردادن مراقبین بشری در داخل شهرها و جاده ها مردم را به رعایت قوانین بشری دعوت می کند.
می فرماید: «آنچه را که بندگان در شب و روز انجام می دهند بر او پوشیده نیست به طور دقیق از اعمال آنها آگاه است و با علم بی پایانش به آنها احاطه دارد»; (إِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی لاَ یَخْفَی عَلَیْهِ مَا الْعِبَادُ مُقْتَرِفُونَ فِی لَیْلِهِمْ وَ نَهَارِهِمْ. لَطُفَ بهِ خُبْراً، وَ أَحَاطَ بهِ عِلْماً).
تعبیر به «عباد» تعبیر گسترده ای است که شامل همه انسانها، مسلمان و کافر، کوچک و بزرگ، عالم و جاهل، می شود و مقدم داشتن شب بر روز برای آن است که شب ها مخفیگاهی است برای بسیاری از گنه کاران.
جمله «لَطُفَ بهِ خْبْراً» با توجه به اینکه یکی از اوصاف پروردگار «لطیف» است و لطیف به کسی گفته می شود که به امور ظریف و دقیق آشناست ناظر به این معناست که حتی کوچک ترین و مخفی ترین اعمال بندگان از او پنهان نمی ماند : «(یَعْلَمُ خَائِنَةَ الاَْعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ); چشمهایی که مخفیانه به خیانت گردش می کند می داند و از اسرار درون سینه ها آگاه است».(1)
همه اینها به سبب آن است که علم خدا نسبت به همه اشیا، علم حضوری است، او همه جا حاضر و ناظر است و تمام عالم هستی، محضر خداست و به این ترتیب، چیزی بر او مخفی نمی ماند.
گاه بعضی به مثالی تمسک می جویند و می گویند: اگر چیزی در کف دست ما باشد و به آن نگاه کنیم آیا امکان دارد که بر ما مخفی بماند، علم خداوند نسبت به موجودات از این هم فراتر و بالاتر و والاتر است.
در ادامه این سخن و برای اثبات مراقبتهای شدید الهی نسبت به انسانها می افزاید: «اعضای شما گواهان و اندام شما سپاهیان او و ضمیر و وجدانتان جاسوسان وی هستند و خلوتگاههای شما در برابر او آشکار و عیان است»; (أَعْضَاؤُکُمْ شُهُودُهُ، وَ جَوَارِحُکُمْ جُنُودُهُ، وَ ضَمَائِرُکُمْ عُیُونُهُ، وَ خَلَوَاتُکُمْ عِیَانُهُ).
اعضا جمع عضو، مفهوم عامّی دارد که شامل عضوهایی می شود که انسان با او کارهایی انجام می دهد; مانند دست و پا، و عضوهایی که به ظاهر کاری با آن کاری انجام نمی دهد; مانند دنده ها و پهلوها; ولی «جوارح» جمع «جارحه» با توجه به ریشه لغوی که «جرح» به معنای اکتساب است، تنها اشاره به اعضایی است که انسان با آن عملی انجام می دهد و کار نیک می کند یا بد مرتکب شود و به این ترتیب ذکر جوارح بعد از اعضا از قبیل ذکر خاص بعد از عام است.
«ضمایر» جمع «ضمیر» به معنای باطن و درون انسان است و در اینجا می تواند اشاره به وجدان انسان باشد که قاضی و داوری درونی است.
«خلوات» جمع «خلوة» به معنای جایی است که عموم مردم به آن راه ندارند و از آنجا که بسیاری از گناهان در خلوتگاه انجام می شود در جمله بالا روی آن تکیه شده است.
بعضی از شارحان نهج البلاغه «خلوات» را به معنای اعمالی که در خلوتگاه انجام می شود دانسته اند که از قبیل حذف مضاف خواهد بود.
به هر حال هدف امام(علیه السلام) از بیان چهار جمله اخیر این است که بگوید: نه تنها علم خداوند بر همه اعمال انسان ها احاطه دارد، بلکه اعضا و جوارح و ضمایر خود شما نیز شهود و جنود و عیون او هستند و جای جای مکانها حتی خلوتگاهها بر اعمال شما گواهی می دهند.
پی نوشت:
- غافر، آیه 19.