[hadith]الأمانة:
ثُمَّ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ، فَقَدْ خَابَ مَنْ لَیْسَ مِنْ أَهْلِهَا؛ إِنَّهَا عُرِضَتْ عَلَی السَّمَاوَاتِ الْمَبْنِیَّةِ وَ الْأَرَضِینَ الْمَدْحُوَّةِ وَ الْجِبَالِ ذَاتِ الطُّولِ الْمَنْصُوبَةِ، فَلَا أَطْوَلَ وَ لَا أَعْرَضَ وَ لَا أَعْلَی وَ لَا أَعْظَمَ مِنْهَا، وَ لَوِ امْتَنَعَ شَیْءٌ بطُولٍ أَوْ عَرْضٍ أَوْ قُوَّةٍ أَوْ عِزٍّ لَامْتَنَعْنَ، وَ لَکِنْ أَشْفَقْنَ مِنَ الْعُقُوبَةِ وَ عَقَلْنَ مَا جَهِلَ مَنْ هُوَ أَضْعَفُ مِنْهُنَّ، وَ هُوَ الْإِنْسَانُ، «إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا».[/hadith]
پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 7، ص: 745-739
اهمیّت ادای امانت:
امام(علیه السلام) در بخش سوم خطبه ـ بعد از بیان اهمیّت نماز و زکات ـ مسئله بسیار مهم دیگری را طرح می کند که مسئله «ادای امانت» است. همان موضوعی که اگر انجام نشود همه برنامه ها ابتر و بی نتیجه خواهد بود، می فرماید: «سپس (خداوند) ادای امانت (را بر عهده انسان ها گذارد) به راستی آن کس که از اهل آن نیست، ناامید و ناکام خواهد شد»; (ثُمَّ أَدَاءَ الاَْمَانَةِ، فَقَدْ خَابَ مَنْ لَیْسَ مِنْ أَهْلِهَا).
در اینکه منظور از ادای امانت در اینجا چیست؟ بعضی از شارحان برای آن محدودیت قائل شده و آن را به معنای ولایت و امامت، یا مانند آن دانسته اند، در حالی که قرار گرفتن ادای امانت بعد از نماز و روزه، نشان می دهد که مفهوم عامّی از آن اراده شده است، زیرا ادای امانت پایه همه فعالیتهای مثبت اجتماعی است که اگر خیانت در امانتها راه یابد، اعتماد همگان متزلزل می شود، همکاری اجتماعی از میان می رود و محیطی مملوّ از سوء ظن و فساد و نابسامانی به وجود می آید، لذا در روایتی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم که فرمود: «إنّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبیّاً إلاّ بصِدْقِ الْحَدیثِ وَ أداءِ الاَْمانَةِ إِلَی الْبرِّ وَ الْفاجِرِ; خداوند متعال هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه راستگویی و ادای امانت به خوبی و بدان، جزو برنامه های او بود».(1)
در حدیث دیگری از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «الأَمانَةُ تَجْلِبُ الْغِنی وَ الْخِیانَةُ تَجْلِبُ الْفَقْرَ; امانت بی نیازی و ثروتمندی می آورد و خیانت فقر و ناداری».(2)
شایسته است توجه شود که امانت دو معنا دارد; معنایی خاص که شامل امانتهای مالی مردم می شود که نزد یکدیگر می سپارند و حفظ آن از اوجب واجبات است و دیگر معنای عام که شامل هر گونه موهبت و مسئولیت الهی می شود. به این ترتیب عمر ما، فرزندان ما، کشور ما، مقامات اجتماعی و حکومتهای الهی همه، اماناتی است که به ما سپرده شده و باید در آن خیانت نشود.
این مفهوم عام هم شامل امانتهای مادی مردمی و هم امانتهای الهی و معنوی می شود و حفظ همه آنها از ارکان دین است که امام بعد از بیان نماز و زکات به آن پرداخته است.
جمله های بعد از آن به خوبی نشان می دهد که هدف از ذکر امانت در اینجا، همان مفهوم عام است، چون در تعقیب این جمله، امام می فرماید: «این امانت بر آسمانهای برافراشته و زمینهای گسترده و کوههای مرتفع که از آنها طولانی تر و عریض تر و برتر و بزرگ تر پیدا نمی شود، عرضه شد (ولی آنها قدرت تحمّل آن را نداشتند و آن را نپذیرفتند)»; (إِنَّهَا عُرِضَتْ عَلَی السَّماوَاتِ الْمَبْنِیَّةِ(3)، وَ الاَْرَضِینَ المَدْحُوَّةِ(4)، وَ الْجِبَالِ ذَاتِ الطُّوْلِ الْمَنْصُوبَةِ، فَلاَ أَطْوَلَ وَ لاَ أَعْرَضَ، وَ لاَ أَعْلَی وَ لاَ أَعْظَمَ مِنْهَا).
سپس می افزاید: «و اگر بنا بود چیزی به واسطه طول و عرض و قوّت و قدرتی که دارد از پذیرش امانت امتناع ورزد، به یقین آسمان و زمین و کوهها امتناع می کردند; ولی آنها (نه به جهت غرور و قدرت بلکه) از عقوبت الهی (به سبب عدم ادای حق آن) وحشت داشتند و آنچه را که موجودی ناتوان تر از آنها ـ یعنی انسان ـ از آن بی خبر بود درک کردند (آری) انسان، ستمگر و نادان بود»; (وَ لَوِ امْتَنَعَ شَیْءٌ بطُول أَوْ عَرْض أَوْ قُوَّة أَوْ عِزٍّ لاَمْتَنَعْنَ; وَ لکِنْ أَشْفَقْنَ مِنَ الْعُقُوبَةِ، وَ عَقَلْنَ مَا جَهِلَ مَنْ هُوَ أَضْعَفُ مِنْهُنَّ، وَ هُوَ الاِْنْسَانُ، (إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولاً)).
این کلام امام اشاره به همان چیزی است که در آیه 72 سوره احزاب آمده است که می فرماید: «(إِنَّا عَرَضْنَا الاَْمَانَةَ عَلَی السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الاِْنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولا); ما امانت (تعهّد، تکلیف و ولایت الهی) را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم. آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسیدند; اما انسان آن را بر دوش کشید; او بسیار ظالم و جاهل بود. (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت)».
این آیه شریفه می گوید: «ما در آغاز امانت الهی را بر آسمان و زمین و کوه ها عرضه داشتیم; و آنها از بیم قبول مسئولیت، آن را نپذیرفتند; ولی انسان بار این امانت را بر دوش کشید و ظالم و جاهل بود».
نکته ها:
1ـ دو مطلب مهم و پیچیده:
در این آیه دو نکته مهم و پیچیده وجود دارد: نخست اینکه منظور از این امانت الهی که آن قدر سنگین بود که آسمان و زمین و کوهها از پذیرش آن سرباز زدند، چیست؟
بسیاری از مفسّران آن را همان تکلیف الهیّه و اوامر و نواهی و ایمان و از جمله ولایت معصومین می دانند و عدم پذیرش آن از سوی آسمان و زمین به دلیل عدم استعداد آنها برای پذیرش این مسئولیت بود، بنابراین عرضه داشتن این تکلیف الهی بر آنها به زبان حال بوده است، هر چند بعضی معتقدند خداوند در آن زمان عقل و هوش کافی برای مخاطب شدن به این خطاب را به آنها عطا فرمود; ولی به هر حال انسان با دارا بودن استعداد فوق العاده الهی آن را پذیرا شد. به یقین این افتخار بزرگی برای انسان است که مخاطب به اوامر و نواهی الهی است و لذا روز بلوغ خود را جشن می گیرد. از همین رو «ظلوم و جهول» را به پایان کار تفسیر کرده اند یعنی در پذیرش این بار امانت ظلوم و جهول نبود، بلکه در ادای حقّ آن بر خویشتن ظلم کرد و قدر مقام خود را ندانست و به آن جاهل بود.
این روشن ترین تفسیری است که می توان برای آیه فوق کرد; ولی این تفسیر از دو جهت با آنچه در خطبه مورد بحث آمده سازگار نیست. نخست اینکه می گوید: اگر آسمان و زمین و کوهها زیر بار این امانت نرفتند، به واسطه عقل و هوشیاری آنها بود و دیگر اینکه انسان که از آنها ضعیف تر بود بر اثر جهل و نادانی به خویشتن ظلم کرد و زیر بار این امانت رفت و به این ترتیب پذیرش این امانت تکلیف، نکته ضعفی برای انسان ها و عدم پذیرش آن از سوی آسمان و زمین نقطه قوتی برای زمین و آسمان محسوب می شود.
این معنا افزون بر اینکه با آیه فوق نمی سازد با آیات دیگر قرآن نیز سازگار نیست، زیرا خداوند انسان را برترین موجود آفرینش معرفی کرده و درباره او (لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی ادَمَ... وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیر مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلا)(5) فرموده و تمام فرشتگان را دستور داده است بر او سرفرود آورند و او را «خلیفة الله» در زمین معرفی کرده و در حق او (إِنِّی جَاعِلٌ فِی الاَْرْضِ خَلِیفَةً)(6) فرموده است. آیا ممکن است انسان با این افتخارات، از جماداتی مانند زمین و آسمان و کوهها ضعیف تر و پست تر باشد؟!
این راستی مسئله پیچیده ای است و جمع میان محتوای این خطبه با آیه شریفه کار آسانی نیست و شارحان نهج البلاغه نیز در پی حلّ این مشکل نرفته اند. تنها راه حلی که به نظر می رسد این است که آیه را یک قضیّه کلیّه بدانیم و کلام امام را بر قضیّه جزئیه حمل کنیم. به این معنا که بگوییم: امام(علیه السلام) ناظر به گروهی از انسانهاست، گروهی که به حکم آیه شریفه (أُوْلئِکَ کَالاَْنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)(7) عقل و دانشی ندارند و پرده های جهل و غرور و غفلت و هواپرستی بر فکر آنها افتاده و پذیرش این امانت الهی به جای اینکه مایه افتخاری برای آنها شود سبب بدبختی آنها شده است و نظیر آن را در قرآن مجید درباره بیماردلان و منافقان می خوانیم: «(وَإِذَا مَا أُنزلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَّنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زَادَتْهُ هذهِ إِیمَاناً فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِیمَاناً وَهُمْ یَسْتَبْشرُونَ * وَأَمَّا الَّذینَ فِی قُلُوبهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسهِمْ وَمَاتُوا وَهُمْ کَافِرُونَ); و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنان (به دیگران) می گویند: این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟ (به آنها بگو): اما کسانی که ایمان آورده اند بر ایمانشان افزوده و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند و اما آنها که در دلهایشان بیماری است پلیدی بر پلیدیشان افزوده و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند».(8)
سزاوار است این مسئله از سوی پژوهشگران، بیش از این، مورد غور و بررسی قرار گیرد.
2ـ مهمترین نشانه ایمان:
حفظ امانت، چه به معنای خاص آن که حفظ سرمایه های مالی دیگران است و چه به معنای عام که پاسداری و حفاظت از تمام سرمایه های الهی، معنوی ومادی، فردی و اجتماعی است، از ارکان همه ادیان الهی بوده و هست. حدیث معروف: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبیّاً إلاّ بصِدْقِ الْحَدیثِ وَ أداءِ الاَْمانَةِ إلَی الْبرِّ وَ الْفاجِرِ» که قبلا به آن اشاره شد دلیل روشنی بر این مطلب است.
حفظ این امانت به قدری عظیم و سنگین و والاست که آسمانهای برافراشته ـ و کوه های عظیم، استعداد تحمل آن را نداشت و انسان که اشرف مخلوقات بود با استعداد خدادادی این بار را بر دوش کشید، هر چند گروهی ناسپاس راه ظلومان و جهولان را در پیش گرفتند و حق آن را ادا نکردند; ولی انبیا و اولیا و پویندگان راه آنها این افتخار بزرگ را حفظ نمودند.
نکته مهم این است که در منابع اسلامی، حقوق زیادی برای مسلمین نسبت به یکدیگر ذکر شده است; ولی حفظ امانت فراتر از آن است و جزء حقوق بشر محسوب می شود، لذا در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم که در یکی از وصایایش فرمود: «إعْلَمْ أنَّ ضارِبَ عَلیٍّ بالسَّیْفِ وَ قاتِلِهِ لَوْ إتْمَنَنی وَ اسْتَنْصَحَنی وَ اسْتَشارَنی ثُمَّ قَبلْتُ ذلِکَ مِنْهُ لأدّیتُ إِلَیْهِ الاَْمانَةَ; بدان اگر آن کس که علی(علیه السلام) را با شمشیر ضربه زد و به شهادت رساند اگر امانتی نزد من می گذاشت یا نصیحتی می خواست یا مشورتی می طلبید و من از او می پذیرفتم امانت را (در هر سه مورد) رعایت می کردم».(9)
این مسئله تا آن حد اهمیّت دارد که به عنوان بهترین نشانه شخصیت انسان و ایمان او شمرده شده، حتی فراتر از نماز و روزه و حج است.
در حدیث معروفی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «لا تَنْظُرُوا إلی کَثْرَةِ صَلاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ کَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ باللَّیْلِ وَ لکِنِ انْظُرُوا إِلی صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أداءِ الاَْمانَةِ; تنها نگاه به فزونی نماز و روزه و کثرت حج و کارهای نیک آنها و سر و صدای مناجاتشان در دل شب نکنید، بلکه به راستگویی و ادای امانت آنان بنگرید».(10)
گواه صدق این حدیث نورانی، تجاربی است که در طول عمر خود دیده ایم. بسیارند کسانی که در مسائل عبادی سخت کوش و کاملا مقیّدند ولی هنگامی که پای مسائل عالی مخصوصاً اموال کلان به میان می آید قدمهایشان می لرزد و می لغزند.
پی نوشت:
-
الکافی، جلد 2، صفحه 104 .
-
بحارالانوار، جلد 72، صفحه 114 .
-
«مبنیّة» از ریشه «بناء» گرفته شده که مفهوم آن روشن است و چون وجود بناء در ساختار زمین و آسمان مطلب واضحی است، نیاز به بیان ندارد; براین اساس این واژه اشاره به مفهوم مهم تری می کند و آن بلندی و رفعت و عظمت بناست.
-
«مدحوّه» از ریشه «دحو» بر وزن «محو» به معنای گستردن گرفته شده است و منظور از «دحوالارض» این است که در آغاز ـ همان گونه که علم زمین شناسی نیز تأکید می کند ـ تمام سطح زمین را آبهای حاصل از باران های سیلابی نخستین فراگرفته بود; این آبها تدریجاً در گودال زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآورد و زمین آماده سکونت انسان ها شد.
-
اسراء، آیه 70 .
-
بقره، آیه 30 .
-
اعراف، آیه 179 .
-
الکافی، جلد 5، صفحه 133، حدیث 5 .
-
بحارالانوار، جلد 72، صفحه 114 .
-
توبه، آیه 124 و 125.