[hadith]الزکاة:

ثُمَّ إِنَّ الزَّکَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلَاةِ قُرْبَاناً لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ، فَمَنْ أَعْطَاهَا طَیِّبَ النَّفْس بهَا فَإِنَّهَا تُجْعَلُ لَهُ کَفَّارَةً وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَایَةً

؛

فَلَا یُتْبعَنَّهَا أَحَدٌ نَفْسَهُ وَ لَا یُکْثِرَنَّ عَلَیْهَا لَهَفَهُ

،

فَإِنَّ مَنْ أَعْطَاهَا غَیْرَ طَیِّب النَّفْس بهَا یَرْجُو بهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا، فَهُوَ جَاهِلٌ بالسُّنَّةِ، مَغْبُونُ الْأَجْرِ، ضَالُّ الْعَمَلِ، طَوِیلُ النَّدَمِ.[/hadith]

دوّم: موضوع دیگری را که امیر مؤمنان (ع) دستور محافظت و پاسداری از آن را فرموده زکات است. زکات در کتاب الهی و از نظر فضیلت همواره با نماز قرین و با هم ذکر گردیده است، از این رو امام (ع) فرموده است: زکات با نماز قرار داده شده است، و پس از آن به اسرار آن اشاره، و فرموده است: «جعلت... قربانا لأهل الإسلام:، و ما این سخن را در آینده توضیح خواهیم داد.

امام (ع) با ذکر عبارت «فمن أعطاها تا طویل النّدم» به شرطی که در صورت تحقّق آن، زکات موجب تقرّب به خداوند است اشاره، و با بیان این که قبول آن، منوط به این است که از روی رغبت و با طیب نفس ادا شود، راز این تکلیف را بیان فرموده است.

در شرح خطبه های پیش و نیز در ذیل همین خطبه دانسته شد که از اقسام انفاق کنندگان مال کسانی هستند که در باره زکات به مقدار واجب آن بی کم و زیاد اکتفا می کنند، و اینها مردم عوامند، زیرا از رازی که در انفاق است ناآگاه و نسبت به مال دنیا بخیل و حریص می باشند، و این به سبب کمی رغبت و محبّت آنها به آخرت است، چنان که خداوند متعال فرموده است: «إِنْ یَسْئَلْکُمُوها فَیُحْفِکُمْ تَبْخَلُوا» و بی شکّ پاکیزگی نفس کسانی که در راه خدا مال خود را انفاق می کنند و پیش از این به آنها اشاره کردیم، و همچنین قرب و بعد آنها نسبت به حقّ تعالی، به اندازه خشنودی و رغبت آنها در بذل مال و دلبستگی و یا وارستگی آنها از آن است، و گروه مذکور یعنی آنانی که تنها به ادای مقدار واجب بسنده می کنند نیز دو دسته اند، دسته ای این حقّ را با خشنودی و گذشت ادا می کنند، و دسته دیگر با این که نسبت به پرداخت آن اقدام می کنند لیکن از عمل خود تنگدل و اندوهگین بوده، و محبّت آنچه را در راه خدا داده اند از دل بیرون نکرده و در انتظار پاداش آنند، بنا بر این ادای زکات برای اقسام گروههایی که ذکر شد به جز دسته اخیر، مایه تقرّب به خداوند متعال می باشد، و همان است که امیر مؤمنان (ع) در گفتار خود که فرموده است: «انّ الزّکات... وقایة» بدان اشاره کرده، و آثار نیکویی را که ذکر فرموده به کسانی تخصیص داده که این حقّ را از روی رغبت ادا کنند.

این که زکات مایه قرب به خداوند است برای این است که ادای آن مستلزم راندن و دور کردن محبوبی است که معمولا ادا کننده تصوّر می کند همه کمالات و خواسته های دنیوی به وسیله آن به دست می آید، و او به خاطر خداوند و شوق پاداشهای او از این محبوب روی می گرداند و از پیش خود می راند، و نیز زکات کفّاره بخل و سبب زدودن این صفت زشت است، همچنین زکات میان بنده ای که آن را ادا می کند و عذابهای خداوند به منزله مانع و حجاب است، زیرا چنان که می دانیم مایه و منشأ عذابهای آخرت، دلبستگی به دنیا و بیشتر به خاطر دوستی مال و منال است، و چون انفاق، مستلزم از میان رفتن دلبستگی به دارایی است، از این نظر به منزله حجاب و سپری میان او و عذابهای خداوند می باشد.

امّا دادن زکات به گونه ای که در باره دسته دوّم انفاق کنندگان گفته شد زشت و ناپسند است، و امیر مؤمنان (ع) پس از این که دادن زکات را سفارش می کند با ذکر «و لا یکثرنّ علیها لهفه... فلا یتبعنّها أحد نفسه» از ادای آن به گونه مذکور نهی کرده است، زیرا این روش مستلزم نقایصی است که آن حضرت بیان فرموده و از آن جمله ناآگاهی از سنن و احکام شرعی است برای این که در پرداخت زکات سنّت این است که از روی رغبت و میل ادا شود، دیگر این که اجری را که بر این عمل مترتّب است از دست داده و مغبون است، زیرا او زکات را به قصد گرفتن پاداش داده نه این که به وسیله آن به خداوند تقرّب جوید، و چنین عملی موجب خشنودی خداوند نمی باشد، و بدین سبب مغبون است هر چند پاداش دیگری جز رضای خداوند به دست آورد، برای این که هر پاداشی در برابر خشنودی ذات مقدّس الهی ناچیز بوده و در مقایسه با از دست دادن آن غبنی فاحش و زیانی بزرگ است، دیگر این که چنین کسی که از روی بی میلی زکات را پرداخته است، عمل خود را ضایع ساخته و گمراه است، برای این که مال مذکور را به طریق صحیح و شرعی بذل نکرده، و قصد او از دادن آن به دیگری چیزی غیر از تحصیل رضای خداوند متعال بوده است، دیگر این که پشیمانی او طولانی است، یعنی در دوستی مال و پاداشی را که امیدوار است پشیمانیش به درازا خواهد کشید.