[hadith]الزکاة:
ثُمَّ إِنَّ الزَّکَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلَاةِ قُرْبَاناً لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ، فَمَنْ أَعْطَاهَا طَیِّبَ النَّفْس بهَا فَإِنَّهَا تُجْعَلُ لَهُ کَفَّارَةً وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَایَةً
؛
فَلَا یُتْبعَنَّهَا أَحَدٌ نَفْسَهُ وَ لَا یُکْثِرَنَّ عَلَیْهَا لَهَفَهُ
،
فَإِنَّ مَنْ أَعْطَاهَا غَیْرَ طَیِّب النَّفْس بهَا یَرْجُو بهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا، فَهُوَ جَاهِلٌ بالسُّنَّةِ، مَغْبُونُ الْأَجْرِ، ضَالُّ الْعَمَلِ، طَوِیلُ النَّدَمِ.[/hadith]
پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 7، ص: 737-733
برکات زکات:
همان گونه که در آغاز خطبه اشاره شد، امام(علیه السلام) در این خطبه به چهار برنامه بسیار مهم اشاره می کند که نخستین آنها نماز بود و بحث آن به صورت مستوفی گذشت. اکنون نوبت زکات است، می فرماید: «سپس زکات، همراه نماز، وسیله تقرّب مسلمانان به خدا قرار داده شده است»; (ثُمَّ إِنَّ الزَّکَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاَةِ قُرْبَاناً لاَِهْلِ الاِْسْلاَمِ).
«قربان» در اینجا به معنای چیزی است که موجب تقرّب به سوی خدا می شود و می دانیم نماز، رابطه خلق با خالق و زکات، رابطه خلق با سایر بندگان خداست که ارتباط با آنها نوعی ارتباط با خدا محسوب می شود. شایسته توجه است که نماز و زکات در 27 آیه از قرآن مجید در کنار یکدیگر قرار گرفته اند که نشان می دهد این دو برای تأمین سعادت فرد و جامعه، لازم و ملزوم یکدیگرند.
سپس امام(علیه السلام) بعضی از آثار مهم زکات و شرایط آن را بر می شمرد و می فرماید: «بنابراین هر کسی که زکات را با طیب خاطر عطا کند، کفّاره (گناهان) او قرار داده خواهد شد و مانع و حاجبی (از آتش دوزخ) برای او خواهد بود»; (فَمَنْ أَعْطَاهَا طَیِّبَ النَّفْس بهَا، فإِنَّها تُجْعَلُ لَهُ کَفَّارَةً، وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَایَةً).
مطابق این تعبیر امام، نخستین شرط برای قبولی زکات آن است که با میل و رغبت و به عنوان امتثالِ فرمان پروردگار و جلب رضای او آن را بپردازد و در چنین حالتی دو اثر مهم دارد که یکی از آنها کفّاره گناهان پیشین است و دیگری حجاب بودن در مقابل آتش دوزخ.
به یقین کسی که زکات را با کراهت بپردازد و نتواند عشق و علاقه به مال را از دل بیرون کند، ادای تکلیف کرده; اما از برکات معنوی و روحانی و اخلاقی آن بهره مند نخواهد شد.
در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است : «أَرْضُ الْقِیامَةِ نارٌ ما خَلا ظِلُّ الْمُؤْمِنِ فَإنّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ; سراسر زمین قیامت را آتشی فرا می گیرد جز سایبان مؤمن که صدقات او سایبانی برای او می شود».(1)
قرآن مجید یکی از صفات منافقان را این می شمارد که اگر انفاقی در راه خدا می کنند با کراهت توأم است و به همین دلیل مقبول درگاه الهی نمی افتد: (وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ کَفَرُوا باللهِ وَبرَسُولِهِ... وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ کَارِهُونَ).(2)
در ادامه این سخن، امام نتیجه گیری می کند و می فرماید: «پس نباید هیچ کس به آنچه (در راه خدا) پرداخته دلبستگی داشته باشد و از ادای آنچه داده است بسیار تأسف بخورد»; (فَلاَ یُتْبعَنَّهَا أَحَدٌ نَفْسَهُ، وَ لاَ یُکْثِرَنَّ عَلَیْهَا لَهَفَهُ(3)).
آری! مردم دو گروهند; گروهی زکات و سایر صدقات خود را با نهایت خشنودی در راه خدا می دهند و به مضمون (إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَآءً وَلاَ شُکُوراً)(4) همه عشق و علاقه آنها متوجه جلب رضای پروردگار است; نه انتظار سپاسگزاری دارند و نه پاداش و جزایی از گیرندگان می طلبند; ولی گروه دیگری به سختی جان کندن، زکات را از خود جدا می کنند و پیوسته دلشان نگران آن است و گاه و بی گاه می گویند فلان مالی را که برای زکات دادیم چقدر خوب و مرغوب بود و چه اندازه برای آن زحمت کشیده بودیم و اگر امروز در دست ما بود چنین و چنان می شد. این گروه، مصداق همان چیزی هستند که امام(علیه السلام) در عبارت بالا فرموده است. اکنون ببینیم امام پیامدهای منفی آن را چگونه بیان می کند، می فرماید: «زیرا آن کس که بدون طیب خاطر به امید دریافت چیزی که برتر از آن است آن را بپردازد او نسبت به سنّت پیامبر، جاهل، و از گرفتن پاداش مغبون شده است، در عمل گمراه و پشیمانی او طولانی خواهد بود»; (فَإِنَّ مَنْ أَعْطَاهَا غَیْرَ طَیِّب النّفْس بهَا، یَرْجُو بهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا، فَهُوَ جَاهِلٌ بالسُّنَّةِ، مَغْبُونُ الاَْجْرِ، ضَالُّ الْعَمَلِ، طَوِیلُ النَّدَمِ).
در تفسیر جمله «یَرْجُو بهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا» جمعی از شارحان نهج البلاغه گفته اند: منظور این است که انسان با ایمان در ادای زکات و سایر قربات حتّی انتظار برکت مال و برخورداری از مواهب بیشتر الهی را نداشته باشد، بلکه تنها رضا و خشنودی خدا را در نظر بگیرد; ولی این تفسیر با تعبیر «جاهِلْ بالسُنَّةِ» و «ضَالُّ الْعَمَلِ» سازگار نیست، زیرا از روایات اسلامی به خوبی استفاده می شود که انتظار فضل و عنایت الهی در این گونه موارد نه تنها ممنوع نیست، بلکه مرغوب است.
در روایات زکات و صدقه وارد شده است که در هنگام تنگدستی از طریق دادن صدقه، گشایش روزی بطلبید(5) و حتی قرآن مجید می گوید: «(یَمْحَقُ اللهُ الرِّبَا وَ یُرْبی الصَّدَقَاتِ); خدا ربا را نابود می کند (و برکت را از آن می گیرد) ولی صدقات را افزایش می دهد».(6)
ولی دو تفسیر دیگر برای این جمله، می توان گفت که با جمله های دیگر هماهنگ تر است; نخست اینکه این جمله ادامه جمله «غَیْرَ طَیِّب النّفْس بهَا» باشد; یعنی هنگام زکات نه طیب خاطر دارد نه امید برتر از آن از سوی خدا. بدیهی است چنین کسی برخلاف سنّت عمل کرده و به گمراهی کشیده شده است. دیگر اینکه منظور این است کسی که به هنگام ادای زکات، رضایت درونی ندارد و در عین حال برتر از آن را از خدا می طلبد، سخت در اشتباه و جاهل به سنّت است.
زکات رکن مهم جامعه اسلامی:
زکات بعد از نماز مهم ترین برنامه اسلام است; در نماز سخن از رابطه با خالق است و در زکات، رابطه با خلق خدا. در واقع صدق و راستی انسان در موضوع رابطه با خالق، هنگامی ثابت می شود که رابطه او با خلق قوی باشد; از مشکلات آنان با خبر گردد; در حلّ آن بکوشد; نسبت به دردمندان و بی نوایان و محرومان هم دردی نشان دهد و تا آنجا که در توان دارد به کمک آنها بشتابد که روشن ترین مظهر آن پرداخت زکات است. به همین دلیل همان گونه که در سابق اشاره شد در 27 آیه از قرآن مجید، «نماز» و «زکات» در کنار هم قرار گرفته است.
از سوی دیگر یکی از خطرناک ترین پدیده های اجتماعی، فاصله طبقاتی است; قشری مرفّه و صاحب همه چیز و قشری محروم از نیازهای ابتدایی زندگی در برابر هم قرار گیرند که هم به قشر محروم آسیب می رسد و هم بر اثر واکنشهای شدید آن قشر، قشر مرفّه آسیب می بیند و ناامنی در کلّ جامعه آشکار می شود.
در آیه 195 سوره بقره می خوانیم: (وَأَنفِقُوا فِی سَبیلِ اللهِ وَلاَ تُلْقُوا بأَیْدیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَةِ) مفهومش این است که اگر می خواهید از هلاکت نجات یابید انفاق در راه خدا را فراموش نکنید.
در کلام امیرمؤمنان علی(علیه السلام) اشاره لطیفی به این حقیقت شده است، زیرا بعد از تقسیم اقشار جامعه به عالم و جاهل و غنیّ و فقیر می فرماید: «وَ إذا بَخِلَ الْغَنِیُّ بمَعْرُوفِهِ باعَ الْفَقیرُ آخِرَتَهُ بدُنْیاهُ» یعنی هنگامی که اغنیا از نیکی به محرومان بخل ورزند، محرومان جامعه آخرت خویش را به دنیا می فروشند و قیام می کنند و همه قوانین اجتماعی را در هم می شکنند.
از سوی سوم، صفات رذیله ای در بسیاری از انسان ها بالفعل یا بالقوه وجود دارد که جز با پرداخت زکات ریشه کن نمی شود. قرآن مجید می گوید: «(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بهَا...); از اموال آنها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاک سازی و تربیت کنی».(7) آری! پرداخت زکات تأثیر فوق العاده ای در تهذیب نفس و پرورش عالی ترین صفات انسانی دارد.
پی نوشت:
-
الکافی، جلد 4، صفحه 3، حدیث 6 .
-
توبه، آیه 54 .
-
«لهف» به معنای غصّه، تأسف، اندوه و افسوس است.
-
دهر، آیه 9 .
-
«إذا أمْلَقْتُمْ فَتاجِرُوا اللهَ بالصَّدَقَةِ» (نهج البلاغه، کلمات قصار، 258).
-
بقره، آیه 276 .
-
توبه، آیه 103 .