[hadith]و من کلام له (علیه السلام) کان یوصی به أصحابه:
الصلاة:
تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا وَ اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بهَا، فَإِنَّهَا «کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتاً»؛ أَلَا تَسْمَعُونَ إِلَی جَوَاب أَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا: «ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ؟ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»؛ وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ، وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) بالْحَمَّةِ تَکُونُ عَلَی بَاب الرَّجُلِ، فَهُوَ یَغْتَسلُ مِنْهَا فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ، فَمَا عَسَی أَنْ یَبْقَی عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ. وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذینَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زینَةُ مَتَاعٍ وَ لَا قُرَّةُ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ، یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ»؛ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) نَصِباً بالصَّلَاةِ بَعْدَ التَّبْشیرِ لَهُ بالْجَنَّةِ، لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بالصَّلاةِ وَ اصْطَبرْ عَلَیْها»، فَکَانَ یَأْمُرُ بهَا أَهْلَهُ وَ یَصْبرُ [یُصَبِّرُ] عَلَیْهَا نَفْسَهُ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 5، ص53
از سخنان آن حضرت (ع) که یاران خود را به آن سفارش می کرد این خطبه با عبارت «تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا علیها و استکثروا منها...» (نگهدار کار نماز باشید و بر آن مراقبت کنید و بسیار نماز بگذارید...) شروع می شود [ابن ابی الحدید ضمن توضیح درباره لغات و اصطلاحات دو مبحث درباره اخبار و آثار نقل شده درباره نماز و فضیلت آن و اخبار نقل شده درباره زکات و صدقه و فضیلت آن آورده است که برای تبرک و تیمن از هر مورد به ترجمه یکی دو روایت قناعت می شود.]
بدان که در مورد فضیلت نماز چندان روایت شده است که از شمارش آن ناتوانیم و اگر در آن مورد چیزی جز تکرار آن در قرآن مجید و تاکید و توصیه بسیار در آن نمی بود همان اندکی از آیات برای بیان فضیلت آن کافی بود و پیامبر (ص) فرموده است «نماز ستون استوار دین است. هرکس آن را ترک کند بدون تردید دین را ویران کرده است» نیز آن حضرت فرموده اند «رایت ایمان نماز است هرکس دل خویش برای آن فارغ گرداند و به حدود آن قیام کند همو مومن است».
ام سلمه گوید: پیامبر (ص) با ما سخن می گفت و ما با او سخن می گفتیم ولی همین که وقت نماز فرا می رسید گویی او ما را نمی شناخت و ما او را نمی شناختیم.
در خبر آمده است که هرگاه کاری رسول خدا (ص) را اندوهگین می ساخت به نماز پناه می برد. مردی به رسول خدا گفت: دعا فرمای تا خداوند دوستی با تو را در بهشت به من ارزانی فرماید. رسول فرمود «اینک برای اجابت دعای خود با سجده های بسیار مرا یاری ده».