[hadith]و من کلام له (علیه السلام) کان یوصی به أصحابه:
الصلاة:
تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا وَ اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بهَا، فَإِنَّهَا «کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتاً»؛ أَلَا تَسْمَعُونَ إِلَی جَوَاب أَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا: «ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ؟ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»؛ وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ، وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) بالْحَمَّةِ تَکُونُ عَلَی بَاب الرَّجُلِ، فَهُوَ یَغْتَسلُ مِنْهَا فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ، فَمَا عَسَی أَنْ یَبْقَی عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ. وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذینَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زینَةُ مَتَاعٍ وَ لَا قُرَّةُ عَیْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ، یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذکْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ»؛ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) نَصِباً بالصَّلَاةِ بَعْدَ التَّبْشیرِ لَهُ بالْجَنَّةِ، لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بالصَّلاةِ وَ اصْطَبرْ عَلَیْها»، فَکَانَ یَأْمُرُ بهَا أَهْلَهُ وَ یَصْبرُ [یُصَبِّرُ] عَلَیْهَا نَفْسَهُ.[/hadith]
پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 7، ص: 732-721
وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ کانَ یُوصی بهِ أصْحابَهُ.
از سخنان امام علیه السلام است که پیوسته یارانش را به آن توصیه می کرد
.
خطبه در یک نگاه:
امام علیه السلام در این گفتار خود به چهار موضوع مهم از تکالیف اسلامی سفارش می کند که هر کدام بخشی از خطبه را تشکیل می دهد
.
در بخش اوّل، به مسئله نماز و اهمیّت آن می پردازد و به کیفیت عالی و کمیّت کافی آن اشاره کرده، نماز را وسیله نجات در آخرت و سبب پاکی از گناهان در دنیا و شستشوی
جان و دل از رذائل اخلاقی می شمرد و اهتمام پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و مؤمنان راستین را نسبت به آن یادآور می شود
.
در بخش دوم، به مسئله زکات که بعد از نماز مهم ترین رکن ایمان است، می پردازد و آن را کفاره گناهان و حجابی در برابر آتش دوزخ می شمرد و پرداختن آن را افتخاری بزرگ می داند، و کسانی را که از این نکته غافلند، سرزنش می کند
.
در بخش سوم، به سراغ موضوع بسیار مهم دیگری می رود که آن ادای امانت است
.
اهل امانت را سعادتمندان، و خائنان به امانت را شکست خوردگان و مأیوسان از رحمت الهی می شمرد و به تفسیر کوتاهی از آیه شریفه «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ ...»
می پردازد
.
در بخش چهارم از موضوعی سخن می گوید که ضامن اجرای همه تکالیف و احکام الهی است و آن مراقبت و احاطه علمی پروردگار بر همه اعمال انسانهاست. نه تنها خداوند احاطه علمی دارد، بلکه اعضا و جوارح و ضمائر انسانها را نیز ناظران و مراقبان حق بر اعمال او می شمرد
.
جمله «کانَ یُوصی بهِ أصْحابَهُ» نشان می دهد که امام علیه السلام این سخن را در هر فرصت مناسبی تکرار می کرد و به یاران خود درباره به این چهار اصل مهم هشدار می داد. سزاوار است پیوندگان راه امام علیه السلام نیز همین برنامه را ادامه دهند و خود و یاران خود را به این اصول چهارگانه نجات بخش، همواره توصیه کنند
.
اهمیّت فوق العاده نماز:
امام(علیه السلام) در این خطبه به چهار امر مهم که از ارکان دین محسوب می شود اشاره کرده، بر آن تأکید می ورزد. سه امر آن مربوط به فروع دین (نماز و زکات و حفظ و ادای امانت) و یک امر آن از آثار اصول دین است و آن ایمان به حضور الهی در همه جا و علم او به تمام مضمرات قلوب و اعمال جوارح است.
در بخش اوّل که مربوط به نماز است به آثار مهم معنوی و تربیتی نماز و عاقبت شوم تارکان و سبک شمرندگان آن پرداخته، نمازگزاران واقعی را معرفی می کند، نخست می فرماید: «برنامه نماز را به خوبی مراقبت کنید و در محافظت آن بکوشید. بسیار نماز بخوانید و به وسیله آن به خدا تقرّب جویید زیرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است»; (تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ، وَ حَافِظُوا عَلَیْهَا، وَ اسْتَکْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بهَا، فَإِنَّها (کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنینَ کِتَاباً مَّوْقُوتاً)(1)).
در این عبارت کوتاه چهار دستور درباره نماز داده شده است: تعاهد، محافظت، استکثار، و تقرب جستن به آن.
منظور از «تعاهد» سرکشی و اصلاح کردن است. این تعبیر در مورد کسی که به املاک و مزارع خود سرکشی کرده و در اصلاح آن می کوشد به کار می رود، بنابراین جمله بالا اشاره به این است که آموزشهای خود را در مورد واجبات و مستحبات و مکروهات نماز ادامه دهید به گونه ای که هر روز نماز شما از نمازهای روزهای گذشته بهتر باشد.
منظور از محافظت که در آیه 238 بقره نیز به آن اشاره شده: (حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلوةِ الْوُسْطَی) نگاهداری نماز از موانع و ریا و سُمعه و مانند آن است.
بعضی نیز احتمال داده اند که منظور حفظ اوقات هر نماز در وقت فضیلت آن است.
تعبیر به «استکثروا» اشاره به همان چیزی است که در روایت معروف نبوی(صلی الله علیه وآله) آمده است که: «الصَّلاةُ خَیْرُ مَوْضُوع فَمَنْ شاءَ اسْتَقَلَّ وَ مَنْ شاءَ اسْتَکْثَرَ; نماز بهترین کار است، هر کس بخواهد به مقدار کم بجا می آورد و هر کس بخواهد (و توان داشته باشد) به مقدار زیاد».(2)
در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم که فرمود: «إنَّ أَحَبّ الاَْعْمالِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلاةُ وَ الْبرُّ وَ الْجِهادُ; بهترین اعمال نزد خداوند متعال نماز است و نیکوکاری و جهاد».(3)
در چهارمین جمله که در واقع نتیجه جمله های سه گانه قبل است، می فرماید: «به وسیله نماز به درگاه خدا تقرّب جویید».
در حدیث معروف از امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) آمده است : «اَلصَّلاةُ قُربانُ کُلُّ تَقِیٍّ; نماز وسیله تقرّب هر پرهیزگاری است».(4)
سپس امام(علیه السلام) به ذکر دلیل برای این دستورات مهم در مورد نماز پرداخته و به هفت نکته اشاره می کند و به آیاتی از قرآن مجید و سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله) استدلال می فرماید.
نخست می گوید: «زیرا نماز به عنوان فریضه واجب (در اوقات مختلف شب و روز) بر مؤمنان مقرّر شده است»; (إِنَّ الصَّلوةَ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَاباً مَوْقُوتاً).(5)
مفسّران برای این آیه دو تفسیر ذکر کرده اند: نخست اینکه منظور از «موقوت» واجب است، زیرا این تعبیر به جای وجوب به کار می رود. دیگر اینکه اشاره به اوقات نماز است که باید همه مؤمنان به دقت مراقب آن باشند و هر نمازی را در وقت خود به جا آورند.
سپس به ذکر دلیل دوم پرداخته، می فرماید: «آیا پاسخ دوزخیان را در برابر این سؤال که «چه چیز شما را به دوزخ کشانید؟» نمی شنوید که می گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم»; (أَلاَ تَسْمَعُونَ إِلَی جَوَاب أَهْلِ النَّارِ حِینَ سُئِلُوا: (مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَر(6) * قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ)(7)).
البتّه در ادامه آیه شریفه مزبور به چند گناه دیگر که عامل ورود آنها در دوزخ شده اشاره گردیده است: «عدم اطعام مساکین، هم صدا شدن با اهل باطل و تکذیب روز قیامت»; (وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بیَوْمِ الدِّینِ)(8); ولی مهم اینجاست که قرآن مجید ترک نماز را قبل از همه این ها بیان کرده است و این نشانه روشنی بر اهمیّت نقش نماز در سعادت و نجات انسانهاست.
در ضمن، این آیات دلیل روشنی بر مجازات کفّار بر ترک فروع دین همانند ترک اصول دین است و این مسئله پیچیده را حل می کند.
امام در بیان سومین و چهارمین دلیل برای اثبات اهمیّت نماز می فرماید: «نماز گناهان را فرو می ریزد، همچون فروریختن برگ از درختان (در فصل پاییز) و طناب های معاصی را از گردن ها می گشاید»; (وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ(9) الْوَرَقِ، وَ تُطْلِقُهَا إِطْلاَقَ الرِّبَقِ(10)).
آری همان گونه که نماز از گناهان آینده به مضمون آیه شریفه (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ)(11) جلوگیری می کند، نسبت به گناهان گذشته نیز از طریق توبه و انابه به درگاه الهی که نماز بستر آن را فراهم می سازد اثر می گذارد و گناهانی را که همچون طناب بر گردن انسان قرار گرفته و او را از پیشرفت و ترقّی مانع می شود، از بین برده، انسان را آزاد می سازد.
در حدیثی از سلمان فارسی می خوانیم که می گوید: من با رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سایه درختی نشسته بودیم، پیامبر شاخه ای از آن درخت را گرفته، تکان داد در این هنگام برگها فرو ریختند، سپس فرمود: «أَلا تَسْئَلُونی عَمّا صَنَعْتُ؟; آیا نمی پرسید چرا این کار را کردم؟» عرض کردند: ای رسول خدا خودت به ما خبر ده! فرمود: «إِنَّ الْعَبْدَ الْمُسْلِمَ إذا قامَ إِلَی الصَّلوةِ تَحاتَتْ خَطایاهُ کَما تَحاتَتْ وَرَقَ هذهِ الشَّجَرَةَ; بنده مسلمان هنگامی که به نماز بر می خیزد گناهان او فرو می ریزد همان گونه که برگهای این درخت فرو ریخت».(12)
سپس امام در پنجمین استدلال خود به کلام معروف رسول خدا درباره اهمیّت نماز استناد می جوید و می فرماید: «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم نماز را به چشمه آب گرمی تشبیه فرمود که بر در خانه انسان باشد و او هر شبانه روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد که بی شکّ چرک و آلودگی در بدنش باقی نخواهد ماند (نمازهای پنج گانه روزانه نیز چنان روح و قلب انسان را شستشو می دهد و آثاری از گناه در آن باقی نمی گذارد)»; (وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم ـ بالْحَمَّةِ تَکُونُ عَلَی بَاب الرَّجُلِ، فَهُوَ یَغْتَسلُ مِنْهَا فِی الْیَوْمِ و اللَّیْلَةِ خَمْسَ مَرَّات، فَمَا عَسَی أَنْ یَبْقَی عَلَیْهِ مِنَ الدَّرَنِ(13)؟).(14)
با توجه به اینکه در متن خطبه تعبیر به «حمّه» (چشمه آب گرم یا آبهای گرمی که به عنوان درمان بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد) شده روشن می شود که نماز همچون چشمه آب معمولی نیست، بلکه چشمه خاصّی است که آثار فوق العاده ای در زدودن آلودگی ها دارد; ولی باید توجّه داشت که این تعبیر تا آنجا که ما تفحّص کردیم تنها در کلام امام و در این خطبه آمده است.
این تأثیر ممکن است از این جهت باشد که نماز روح تقوا را در انسان زنده می کند و به مضمون (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ) او را از فحشا و منکرات، در آینده باز می دارد و طبعاً نسبت به گذشته نیز دعوت به توبه می نماید.
امام(علیه السلام) در ادامه سخن در ششمین استدلال خود به آیه دیگری در قرآن مجید که مقام والای نمازگزاران را بیان می کند استناد می جوید و می فرماید: «گروهی از مؤمنان که زینت متاع دنیا و فرزندان اموالی که مایه چشم روشنی است آنها را به خود مشغول نداشته، حق نماز را خوب شناخته اند. خداوند سبحان درباره آنها می فرماید: «آنها مردانی هستند که تجارت و بیع آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات باز نمی دارد»; (وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنیِنَ الَّذینَ لاَ تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زینَةُ مَتَاع، وَ لاَ قُرَّةُ عَیْن مِنْ وَلَد وَ لاَ مَال. یَقُولُ اللّهُ سُبْحَانَهُ: (رِجَالٌ لاَّ تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لاَ بَیْعٌ عَنْ ذکْرِ اللّهِ وَ إِقَامِ الصَّلاَةِ وَ إِیتَآءِ الزَّکَاةِ)(15)).
باید توجه داشت که آیه فوق به فاصله یک آیه از آیه نور در قرآن مجید واقع شده و در آیه قبل از آن سخن از بیوت مرتفعی است که نور پرفروغ الهی در آن می درخشد و صبح و شام در آن تسبیح و تحمید خدا می شود و رجالی که در آیه مورد بحث به آن اشاره شده، همانند پاسداران نور الهی هستند که زرق و برق دنیا آنها را به خود مشغول نمی کند و از یاد خالق و کمک به خلق باز نمی دارد.
سرانجام در بیان هفتمین و آخرین دلیل برای اهمیّت نماز اشاره به برنامه پیامبر اکرم که برگرفته از قرآن مجید است کرده، می فرماید: «رسول خدا بعد از بشارت به بهشت خویش را برای نماز به تعب و مشقّت می انداخت، زیرا خداوند به او فرموده بود: «خانواده خویش را به نماز دعوت کن و در برابر آن شکیبا باش» (زیرا نماز کلید ورود به بهشت است) لذا آن حضرت پی در پی اهل بیت خود را به نماز دعوت می کرد و خود را بر آن وادار می کرد (و در انجام آن اصرار و شکیبایی داشت)»; (وَ کَانَ رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ نَصِباً(16) بالصَّلاَةِ بَعْدَ التَّبْشیرِ لَهُ بالْجَنَّةِ، لِقَوْلِ اللّهِ سُبْحَانَهُ: (وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بالصَّلاَةِ وَ اصْطَبرْ عَلَیْهَا)(17)، فَکَانَ یَأْمُرُ بهَا أَهْلَهُ وَ یَصْبرُ(18) عَلَیْهَا نَفْسَهُ).
این دلائل هفت گانه که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) برای بیان اهمیّت نماز از آیات قرآن و سنّت پیامبر آورده و ده ها دلایل دیگر که به یقین، امام در مقام بیان همه آنها نبوده است، نشان می دهد که نماز چه گوهر گرانبهایی است و چه تأثیری در تربیت و سعادت انسان دارد و دورماندن از نماز و برکات آن چه خطراتی ایجاد می کند.
نقش نماز در تربیت انسان:
انسان موجود فراموش کاری است; نه تنها دیگران را فراموش می کند، بلکه بسیار می شود که به خود فراموشی نیز مبتلا می گردد و این خود فراموشی بزرگ ترین دشمن سعادت اوست.
دو عامل مهم به این خود فراموشی کمک می کند; نخست نیازهای واقعی زندگی روزانه است مخصوصاً در زمانی که زندگی پیچیده و پر از مشکلات شود، و دیگری نیازهای خیالی و زرق و برقها و تشریفات آمیخته با هوا و هوسها و عشق به مال و جاه و شهوات است. در این حال درست به مسافری می ماند که در دو طرف جاده، قصرهای سر به فلک کشیده و شاهدان زیبا روی را می بیند که ناگهان او را از مسیر اصلی باز داشته و به پرتگاه می کشاند.
مهم ترین آثار نماز، بیدار ساختن انسان و پایان دادن به خودفراموشی است، زیرا هنگامی که یاد خدا به میان آمد، وضع به کلی دگرگون می شود. آیه شریفه (أَقِمِ الصَّلوةَ لِذکْرِی)(19) که فلسفه نماز را یاد خدا می شمارد و آیه شریفه (لَذکْرُ اللهِ أَکْبَرُ)(20) که بعد از جمله (إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنْکَرِ) آمده، نشان می دهد که ریشه اصلی فلسفه نماز در یاد خدا نهاده شده است زیرا سرچشمه همه گناهان حبّ دنیا و دنیاپرستی است که ذکر الله، انسان را از آن باز می دارد، همان گونه که در آیه 29 «نجم» می خوانیم: «(فَأَعْرِضْ عَنْ مَّنْ تَوَلَّی عَنْ ذکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلاَّ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا); از کسانی که از یاد ما روی برتافتند و تنها به دنیای مادی دل بسته اند، روی بگردان».
طبق آیات دیگر قرآن، شیطان در اطراف قلب انسان، طواف می کند، همین که یاد خدا در آن پیدا شود می گریزد: (إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ).(21)
و اگر می بینیم در روایات اسلامی، نماز عمود دین و چشمه آب زلال پاک کننده شمرده شده، دلیلش همین است به ویژه اگر این نماز به صورت جماعت انجام شود و مؤمنان، دسته جمعی به درگاه خدا روی آورند. در روایتی از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) آمده است: «هر کس نمازهای پنج گانه روزانه را با جماعت (با شرایط کامل) بخواند، هر کار نیکی را درباره او گمان داشته باشید و شهادت او را بپذیرید»; (مَنْ صَلّی الصَّلاة فی جَماعَة فَظَنُّوا بهِ کُلَّ خَیْر وَأقْبلُوا شَهادَتَهُ).(22)
اگر نگاهی به مقدمات نماز (طهارت و وضو و غسل) که انسان را به پاکی جسم و جان، دعوت می کند و شرایط دیگر آن مانند پاک و حلال بودن لباس و توجه به کعبه، کهن ترین مرکز توحید و ارکان و محتوای آیات و اذکار و تعقیبات آن شود، دید و فهم انسان را درباره اهمیّت فوق العاده این عبادت بزرگ و بی نظیر، گسترش می دهد و نشان می دهد که نماز چه نقش مهمی در تربیت انسان و رساندن او به جوار قرب خدا در سیر و سلوک معنوی و عرفانی دارد.(23)
پی نوشت:
-
نساء، آیه 103 .
-
بحارالانوار، جلد 79، صفحه 308، حدیث 9 .
-
وسائل الشیعة، جلد 3، صفحه 27 (حدیث 7، باب 10، ابواب اعداد الفرائض).
-
الکافی، جلد 3، صفحه 265، حدیث 6.
-
نساء، آیه 103 .
-
«سقر» در اصل از «سقر» بر وزن «فقر» به معنای دگرگون شدن و ذوب گشتن و تغییر رنگ دادن و آزار دیدن بر اثر تابش آفتاب گرفته شده است و چون جهنّم این آثار را به نحو اشدّ دارد، یکی از نامهایش «سقر» است. از بعضی روایات استفاده می شود که «سقر» نام بخش خاصی از دوزخ است. که جایگاه متکبّران است.
-
مدثر، آیه 42 و 43 .
-
مدثر، آیه 44-46 .
-
«حتّ» در اصل به معنای جداکردن برگهای درختان است و گاه در جداکردن اشیای دیگر نیز به کار می رود.
-
«ربق» بر وزن «عنب» جمع «ربق» بر وزن «فعل» به معنای طنابی است که دستاویزهای متعددی در آن است و معمولا هنگامی که می خواهند حیوانات را به صف کنند هر کدام را به یکی از آن دستاویزها می بندند.
-
عنکبوت، آیه 45.
-
وسائل الشیعة، جلد 3، صفحه 76، حدیث 3 از باب 32 از ابواب اعداد فرائض.
-
«درن» بر وزن «لجن» به معنای چرک و آلودگی است.
-
این حدیث را مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه در جلد 3، باب دوم از ابواب اعداد فرائض، حدیث 3 آورده است. با این تفاوت که به جای «حمّه» «نهر» و «النهر الجاری» ذکر شده است. همین مضمون در مسند احمد، جلد 1، صفحه 72، چاپ دارالصادر بیروت و صحیح مسلم، جلد 2، صفحه 132 انتشارات دارالفکر نیز آمده است.
-
نور، آیه 37 .
-
«نصب» بر وزن «خجل» به معنای خسته و فرسوده است و صفت مشبّهه از ریشه «نَصَب» بر وزن «حسب» به معنای خستگی و کوفتگی است.
-
طه، آیه 132 .
-
«یصبر» از «صبر» به معنای شکیبایی است و قابل توجه است که این فعل غالباً به صورت لازم استعمال می شود; ولی گاه معنای متعددی هم دارد; یعنی وادار به صبر نمودن، و در جمله بالا همین معنا اراده شده است.
-
طه، آیه 14 .
-
عنکبوت، آیه 45 .
-
اعراف، آیه 201 .
-
بحارالانوار، جلد 85، صفحه 16 .
سند خطبه
:
مرحوم کلینی قبل از مرحوم سیّد رضی این کلام را در «کافی» کتاب الجهاد بخش عمده این کلام را نقل کرده است (الکافی، جلد 5، صفحه 36
).
در مصادر نهج البلاغه نیز چیزی فراتر از آن نیامده است (مصادر، جلد 3، صفحه 85
).