[hadith]و من خطبة له (علیه السلام): مبعث الرُسُل:

بَعَثَ اللَّهُ رُسُلَهُ بمَا خَصَّهُمْ بهِ مِنْ وَحْیِهِ، وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلَی خَلْقِهِ، لِئَلَّا تَجِبَ الْحُجَّةُ لَهُمْ بتَرْکِ الْإِعْذَارِ إِلَیْهِمْ، فَدَعَاهُمْ بلِسَانِ الصِّدْقِ إِلَی سَبیلِ الْحَقِّ. أَلَا إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ کَشَفَ الْخَلْقَ کَشْفَةً، لَا أَنَّهُ جَهِلَ مَا أَخْفَوْهُ مِنْ مَصُونِ أَسْرَارِهِمْ وَ مَکْنُونِ ضَمَائِرِهِمْ، وَ لَکِنْ لِیَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا، فَیَکُونَ الثَّوَابُ جَزَاءً وَ الْعِقَابُ بَوَاءً.[/hadith]

پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 5، ص: 609-603

از خطبه های امام علیه السلام است که در مورد بعثت انبیا و فضل اهل بیت علیهم السلام و هشدار به اهل ضلالت ایراد شده است

.

خطبه در یک نگاه:

امام علیه السلام در این خطبه پیرامون سه محور سخن گفته است

.

نخست درباره بعثت انبیا و رسالت آنان مطالب مهمی بیان فرموده است

.

پس از آن بخشی از فضایل و برتری اهل بیت علیهم السلام را ذکر می فرماید

.

و در بخش دیگری اشارات پرمعنایی به راه و رسم گمراهان و پایان کار آنها دارد

.

فلسفه آزمایشهای الهی:

جمعی از شارحان نهج البلاغه معتقدند که انگیزه امام (علیه السلام) بر ایراد این خطبه، این بوده است که در برابر بدخواهان و کسانی که فضایل آن حضرت را انکار می کردند پاسخ روشنی بیان فرموده باشد، و البتّه بخشی از این خطبه ناظر به این معناست، هر چند بخش های دیگر جنبه کلی دارد.

به هر حال امام (علیه السلام) در بخش اوّل این خطبه به دو چیز اشاره می فرماید : فلسفه بعثت پیامبران و فلسفه آزمایش های الهی.

نخست می فرماید : «خداوند رسولان خودرا با وحی که ویژه پیامبران اوست مبعوث ساخت، و آنان را حجت خویش بر خلقش قرار داد تا دلیلی (در برابر خداوند) به خاطر نفرستادن حجت و راهنما نداشته باشند، و به این ترتیب خلق خودرا با زبان صدق و راستی به راه حق فراخواند» (بَعَثَ اللهُ رُسُلَهُ بمَا خَصَّهُمْ بهِ مِنْ وَحْیِهِ، وَجَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلَی خَلْقِهِ. لِئَلاَّ تَجِبَ الْحُجَّةُ لَهُمْ بتَرْکِ الإعْذَارِ(1) إلَیْهِمْ، فَدَعَاهُمْ بلِسَانِ الصِّدْقِ إلَی سَبیلِ الْحَقِّ).

این عبارت، اشاره به نکته مهمی است که کراراً در آیات قرآن آمده است و آن، این که خداوند تا پیامبری مبعوث نکند و اوامر و نواهی خودرا از طریق وحی بر او نازل نسازد، متخلفان را مجازات نخواهد کرد، در آیه 15 و 16 سوره اسراء می خوانیم : « (وَمَا کُنّا مَعَذِّبینَ حَتّی نَبْعَثَ رَسُولاً * وَإذَا اَرَدْنَا اَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً اَمَرْنَا مُتْرَفِیَها فَفَسقُوا فِیها فَحَقَّ عَلَیْها الْقَولُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیراً); و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آن که پیامبری مبعوث کرده باشیم، و هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای مترفین (و ثروتمندانِ مستِ شهوت) آن جا بیان می داریم، سپس هنگامی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند آنها را به شدت درهم می کوبیم».

در این جا این سؤال پیش می آید که با قبول استقلال حکم عقل، هرگاه عقل انسان حسن و قبح چیزی را درک کند (مانند خوبی عدالت و زشتی ظلم) اتمام حجت بر انسانها می شود، و حتی بدون بعثت انبیا مستحق ثواب یاعقاب خواهند شد، و این معنا با آنچه در این خطبه و در آیات متعدد قرآن آمده سازگار نیست.

در پاسخ می گوییم : درست است که از نظر عقل، استحقاق پاداش و کیفر در مستقلات عقلیه وجود دارد، امّا اراده حق تعالی از باب لطف به بندگان بر این قرار گرفته، که تا مستقلات عقل با واجبات و محرمات شرع که از طریق وحی نازل می شود تأیید نگردد، بندگان خودرا به عذاب های فراگیر و سنگین مجازات نمی کند.

از این جا روشن می شود نیازی به پاسخی که بعضی از شارحان داده اند و می گویند : «این آیه در حکم عموم است که قابل تخصیص به مستقلات عقلیه می باشد، و به تعبیر دیگر خداوند بدون بعثت پیامبران و نزول وحی کسی را مجازات نمی کند مگر در مستقلات عقل، مانند زشتی ظلم و ستم و سرقت و قتل نفس»، نیست.

سپس امام (علیه السلام) در ادامه این سخن به مطلب دیگری می پردازد و آن موضوع فلسفه آزمایشهای الهی است، می فرماید : «آگاه باشید ! خداوند پرده از اسرار درون بندگان خود (با آزمایشها) برداشته، نه بخاطر این که از آنچه انسانها در درون پنهان داشته اند و اسراری را که فاش نکرده اند بی خبر است، بلکه برای این است که «می خواهد آنها را امتحان کند، تا آشکار شود کدام یک عمل نیکوتر انجام می دهند تا ثواب و کیفر، پاداش و مجازات عمل باشد» (أَلاَ إنَّ اللهَ تَعَاَلی قَدْ کَشَفَ الْخَلْقَ کَشْفَةً; لاَ أَنَّهُ جَهِلَ مَا أَخْفَوْهُ مِنْ مَصُونِ أَسْرَارِهِمْ وَمَکْنُونِ ضَمَائِرِهمْ; (وَلکِنْ لِیَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً)، فَیَکُونَ الثَّوَابُ جَزَاءً، والْعِقَابَ بَوَاءً(2)).

امام (علیه السلام) در این سخن کوتاه پرده از روی مسأله مهمی برداشته است; زیرا مفهوم آزمایش به آن گونه که در میان بندگان مطرح است برای خداوند معنا ندارد. آزمایش های بندگان برای رفع جهل و نادانی است. برای شناخت اشیا و اشخاص است، و این موضوع در مورد آن کس که عالم الغیب والشهادة و آگاه از درون و برون است نمی تواند مفهومی داشته باشد، بلکه آزمایش های الهی برای این است که هر کس آنچه را در درون دارد آشکار کند، تا مسأله استحقاق ثواب و عقاب تحقق یابد، و به تعبیر روشن تر کسی را نمی توان به خاطر نیّات خوب و بدی که در دل دارد پاداش یا کیفر داد، بلکه زمانی که آن را به صورت اعمال و افعال اظهار داشت مستحق پاداش یا کیفر می شود.

این همان چیزی است که در یکی از کلمات قصار امام (علیه السلام) به صورت واضحتری بیان شده، در آن جا امام (علیه السلام) در تفسیر آیه « (وَاعْلَمُوا اَنَّما أَمْوالُکُمْ وَاَولاَدُکُمْ فَِتْنَةٌ)(3); بدانید که ثروت ها و فرزندان شما اسباب آزمایش شما است»، می فرماید : خداوند مردم را با اموال و اولاد آزمایش می کند... هر چند خداوند به آنها از خودشان آگاه تر است، ولی هدف آن است که اعمالی که سبب استحقاق پاداش و کیفر می شود ظاهر و آشکار گردد. (وَلَکِنْ لِتَظْهَرَ الاَْفْعَالُ الَّتی بهَا یَسْتَحِقُّ الثَّوَابَ وَالعِقَابَ)(4).

نه در فقه اسلامی و نه در قوانین هیچ کشوری کسی را به خاطر نیّت قتل یا سرقت مجازات نمی کنند، همان گونه که به خاطر نیّت خدمت پاداش نمی دهند، هر چند گاهی به عنوان تفضّل، این گونه افراد را مورد محبّت قرار می دهند، و خداوند متعادل که از همه مهربانتر و بخشنده تر است نیز طبق روایات متعددی به نیّت خیر از باب تفضّل پاداش خیر می دهد، ولی به نیّت شرّ کیفر نمی کند همان گونه که در حدیث آمده است : «مَنْ هَمَّ بحَسَنة فَلَمْ یَعْمِلْهَا کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ... وَمَنْ هَمَّ بسَیِّئَة لَمْ تُکْتَبْ عَلَیْهِ; هر کس قصد کار نیکی کند هر چند آن را انجام ندهد برای او حسنه ای نوشته می شود، و هر کس نیّت کاربدی کند (و آن را انجام ندهد) بر او نوشته نمی شود»(5). (6)


پی نوشت:

  1. «اعذار» مصدر باب افعال از مادّه «عذر» به معنی اتمام حجت است.

  2. «بواء» در اصل به معنی بازگشت کردن و منزل گرفتن است سپس به کیفر و مجازات مستمر و مداوم اطلاق شده است و در خطبه بالا به همین معناست.

  3. انفال، آیه 28.

  4. کلمات قصار، کلمه 93.

  5. وسایل الشیعه، جلد 1، صفحه 36، باب 6 از ابواب مقدمة العبادات، حدیث 6.

سند خطبه:

بخش هایی از این خطبه را آمدی در کتاب غرر الحکم آورده، و اضافاتی بر نهج البلاغه دارد که نشان می دهد خطبه را از منبع دیگری غیر از نهج البلاغه گرفته است.(مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 322

).