[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ، وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ، وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّةَ، وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّةَ؛ مَنْ ظَفِرَ بهِ نَصِبَ، وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص288

الدهر یخلق الابدان، و یجدد الآمال، و یقرب المنیة، و یباعد الامنیة. من ظفر به نصب، و من فاته تعب. «روزگار تنها را فرسوده می سازد و آرزوها را تازه می کند، مرگ را نزدیک و امید را دور و دراز می کند، هر کس به آن دست یافت، اندوهگین شد و آن کس که آن را از دست داد، به رنج افتاد.»

گفتاری مفصل در باره روزگار و دنیا در مباحث گذشته، گذشت و اینک می گوییم یکی از حکیمان گفته است: دنیا برای آنکه فریب دهد، شادی می آورد و برای مکر و حیله گری بهره ای می رساند، چه بسیار خفته در سایه خود را که از خواب پرانده است و چه بسیار کسان را که به او اعتماد داشته اند، زبون ساخته است. دنیا با این خوی و سرشت شناخته شده و با همین شرط قرین و مصاحب بوده است.

اسکندر به ارسطو نوشت: اندرزم بده. ارسطو برای او نوشت: هر گاه در کمال سلامتی، از رنج و گرفتاری یاد آور، و هر گاه در کمال امانی، احساس بیم و ترس کن، و هر گاه به نهایت آرزوی خود رسیدی، مرگ را به یاد آور و هر گاه می خواهی خواسته دل خود را بر آوری، برای او بهره ای در بدی و بی ادبی قرار مده. شاعری در این باره چنین سروده و چه نیکو گفته است: «گویا تو اخبار گذشتگان را نشنیده ای و ندیده ای که روزگار با بازماندگان چه کرده است...».