[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْهُومَانِ لَا یَشْبَعَانِ؛ طَالِبُ عِلْمٍ، وَ طَالِبُ دُنْیَا.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص268

منهومان لا یشبعان: طالب علم و طالب دنیا. «دو آزمند سیری نمی پذیرند: دانش جوی و دنیا جوی.»

ابن ابی الحدید در شرح این سخن پس از توضیح درباره لغت منهوم می گوید: این سخن از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به این صورت نقل شده است که «دو آزمند سیری نمی پذیرند، آزمند مال و آزمند دانش.» و آیه ای در قرآن بوده که سپس تلاوت آن منسوخ شده است که چنین بوده است: «اگر آدمی زاده را دو دره زر باشد در جستجوی دره سوم است و چشم آدمی زاده را چیزی جز خاک انباشته نمی سازد و هر کس توبه کند خدای توبه او را می پذیرد.»

سپس می گوید: کسی که طالب علم و عاشق آن است هرگز از آن سیر نمی شود و هر چه افزون فرا گیرد عشق او افزون می شود و خود را در آن راه تا پای جان می برد.

ابو عثمان جاحظ در حالی مرد که کتاب روی سینه اش بود. شیخ ما ابو علی که خدایش رحمت کناد، در حال احتضار و جان کندن مسائلی از علم کلام را به پسرش ابو هاشم املا می کرد. قاضی احمد بن ابی داود در حالی که سوار می شد در کفش خود کتاب می نهاد و چون در دربار خلیفه می نشست تا خلیفه نیامده بود به مطالعه آن می پرداخت و گفته شده است که ابن ابی داود از کتاب جز به هنگام قضای حاجت جدایی نداشت. و من به روزگار خود کسی را می شناسم که پنج سال متوالی در تابستان و زمستان جز اندکی به هنگام سحر نخفته است و همواره متوجه و افتاده بر روی کتاب بود تا کتابی را تصنیف کند و بالش او که سر بر آن می نهاد کتاب بود.