[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ؟! أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ، وَ لَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَهُ.[/hadith]
امام (ع) فرمود: «مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ- أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِیفَةٌ- لَا یَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا یَدْفَعُ حَتْفَهُ»:
فرزند آدم را چه به فخر فروشی که آغازش آب گندیده و آخرش مردار است، نه روزی خود را می دهد، و نه مرگ را از خود می راند.
امام (ع) از جمع بین انسان و افتخار، به صورت تعجّب پرسیده است، و به عدم مناسبت بین آنها وسیله قیاس مضمری اشاره کرده است که مقدمه صغرای آن، جمله «اوّله...» است، و کبرای مقدّر آن چنین است: و هر که چنین باشد، هیچ مناسبتی میان او و فخر فروشی نیست.
بعضی کلمه «فخر» را منصوب به صورت مفعول معه روایت کرده اند.