[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): أخْبُرْ، تَقْلِهِ.

قال الرضی و من الناس من یروی هذا للرسول (صلی الله علیه وآله وسلم) و مما یقوی أنه من کلام أمیر المؤمنین (علیه السلام) ما حکاه ثعلب عن ابن الأعرابی قال المأمون: لو لا أن علیا قال اخبر تقله، لقلتُ اقله تخبر.[/hadith]

نخست او را بیازمای:

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه بسیار کوتاه و پرمعنا به یک اصل مهم اجتماعی اشاره کرده، می فرماید: به ظاهر اشخاص قناعت نکنید، آن ها را بیازمایید و ای بسا با آزمودن، آن ها را دشمن بدارید و در یک عبارت کوتاه: «آزمایش کن تا دشمنش داری»; (أُخْبُرْ تَقْلهِ).

«اخْبُرْ» از ماده «خُبر» (بر وزن قفل) به معنای آزمایش کردن است. «تقله» از ماده «قِلی» (بر وزن صدا) به معنای بغض است. این ماده، هم به صورت ناقص یایی آمده و هم ناقص واوی. در صورت اول به معنای بغض و عداوت و در صورت دوم به معنای طرد کردن است و در واقع هر دو به یک معنا بازمی گردد زیرا لازمه عداوت طرد کردن می باشد. این درمورد جوامع آلوده یا گروه های خاص اجتماعی که افراد منحرف در آن کم نیستند صادق است والا نتیجه آزمایش، همیشه دشمن داشتن افراد مورد آزمون نخواهد بود. ممکن است اشاره به عصر خود حضرت نیز بوده باشد که افراد منافق و چند چهره در آن عصر فراوان بودند; گروهی خودفروخته به معاویه و گروهی در بند مال و منال، از هیچ کاری ابا نداشتند هر چند برای فریفتن مردم ظاهر خود را می آراستند ولی به هنگامی که در کوره امتحان قرار می گرفتند بسان سیاه سیم زراندود، خلاف آن به درمی آمدند که خلق می پنداشتند.

سیاه سیم زراندود چون به کوره برند *** خلاف آن به درآید که خلق پندارند

بسیاری از شارحان نهج البلاغه گفته اند که هاء در «تَقْلِه» هاء سکت است و در واقع بیان کننده کسره لام است که قبل از آن قرار گرفته ولی دلیلی بر این ادعا اقامه نکرده اند. در حالی که بعضی دیگر آن را ضمیر دانسته و اعراب برای هاء گذاشته اند (در حالی که هاء سکت، ساکن است) و در واقع اشاره به ضمیر محذوفی است که در کلمه «اخبُر» وجود دارد و مفهوم کلام این می شود: او را آزمایش کن تا دشمنش داری. همان گونه که در ذکر مصادر این گفتار حکیمانه اشاره کردیم همین معنا از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) با تفاوتی نقل شده است: «وجَدتُ النّاسَ اُخبُر تقلِهِ».[1]

و از امام صادق(علیه السلام) نیز به صورت دیگری نقل شده است: فرمود: «خَالِطِ النَّاسَ تَخْبُرْهُمْ وَمَتَی تَخْبُرْهُمْ تَقْلِهِمْ; با مردم معاشرت کن و آن ها را بیازما و هنگامی که بیازمایی (ای بسا گروهی را) دشمن می داری».[2]

قابل توجه این که مرحوم سید رضی برای تأیید صدور این گفتار حکیمانه از علی(علیه السلام) بعد از آنی که اشاره می کند بعضی از مردم آن را از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند می گوید: «آنچه تأیید می کند این کلام از امیرمؤمنان(علیه السلام) باشد چیزی است که ثعلب از ابن الاعرابی نقل کرده که مأمون گفته است: اگر نبود که علی(علیه السلام) فرمود: اخبر تقله. من می گفتم: اقله تخبر; دشمنش بدار تا او را بیازمایی»; (قال الرضیّ: ومِنَ النّاس مَن یَروی هذا للرَّسولِ(صلی الله علیه وآله) ومِمّا یُقَوّی أنَّهُ من کلام أمیرالمؤمنین(علیه السلام) ما حکاه ثَعلَبُ عنِ ابْنِ الأعرابیّ: قال المأمونُ: لولا أنّ علیّاً قال: «أخبُر تقلِه» لقُلتُ: اقْلِهِ تَخْبُرْ).

همین معنا (سخن مأمون) از ابوحیان توحیدی در البصائر و الذخائر و ابونعیم در حلیة الاولیاء نقل شده است. منظور مأمون این بوده که برای آزمودن مردم باید از آن ها فاصله گرفت و حتی اظهار تنفر و بیزاری کرد اگر عکس العمل شدیدی نشان دادند معلوم می شود لایق دوستی نیستند و اگر مدارا کردند افرادی صبور و شایسته دوستی می باشند.

البته جای تردید نیست که کلام امام(علیه السلام) بر کلام مأمون برتری دارد. کلام امام(علیه السلام) ناظر به یک مسأله اجتماعی است و کلام مأمون در واقع یک مسأله سیاسی است و منظورش این است: باید به همه کس با بدبینی نگاه کرد تا عیوبشان آشکار شود زیرا با خوش بینی، عیوب افراد آشکار نمی گردد و سیاست مداران غالباً اصل را درباره اشخاص و حوادث بر سوءظن و بدبینی می گذارند.


نکته:

آزمودن قبل از دوستی:

بی شک یکی از نیازهای انسان در زندگی، داشتن دوستان موافق و همراه است که در برابر انبوه مشکلات به او کمک کنند، در مصائب مایه تسلی خاطر او گردند و در حضور و غیاب مدافع او باشند زیرا انسانِ تنها در برابر این حوادث زانو می زند.

ولی در انتخاب دوست هرگز نباید عجله کرد بلکه باید نخست او را آزمود، اگر از آزمایش ها پیروز درآمد او را به دوستی برگزید. امیرمؤمنان علی(علیه السلام) طبق حدیثی که در غررالحکم آمده، می فرماید: «لا تَثِق بالصَّدیقِ قَبلَ الخِبْرةِ; به دوستت پیش از آزمودنش اعتماد نکن».[3]

به خصوص اگر زمان، زمان پرفسادی باشد، که در آن هنگام باید دقت بیشتری در انتخاب دوستان کرد. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «إِذَا کَانَ الزَّمَانُ زَمَانَ جَوْر وَ أَهْلُهُ أَهْلَ غَدَر فَالطُّمَأْنِینَةُ إِلَی کُلِّ أَحَد عَجْزٌ; هرگاه زمان، زمان ظلم (و فساد) باشد و اهل آن زمان پیمان شکن باشند اطمینان به هر کسی کردن نشانه عجز و ناتوانی است».[4]

در احادیث اسلامی مواد این آزمون نیز تعیین شده است. ازجمله این که امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «یمْتَحَنُ الصَّدیقُ بثَلاَثِ خِصَال فَإِنْ کَانَ مُؤَاتِیاً فَهُوَ الصَّدیقُ الْمُصَافِی وَإِلاَّ کَانَ صَدیقَ رَخَاء لاَ صَدیقَ شدَّة تَبْتَغِی مِنْهُ مَالاً أَوْ تَأْمَنُهُ عَلَی مَال أَوْ تُشَارِکُهُ فِی مَکْرُوه; دوست را با سه چیز می توان امتحان کرد هرگاه حق این سه چیز را ادا کند او دوست خالص است والا دوست حال آرامش است نه دوست حال شدت: از او مالی بطلب یا مالی در اختیار او قرار بده یا در کاری که مورد میل او نیست با او شریک شو».[5]

در حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «لاَ تَسُمِ الرَّجُلَ صَدیقاً سمَةً مَعْرُوفَةً حَتَّی تَخْتَبرَهُ بثَلاَث تُغْضِبُهُ فَتَنْظُرُ غَضَبَهُ یخْرِجُهُ مِنَ الْحَقِّ إِلَی الْبَاطِلِ وَ عِنْدَ الدِّینَارِ وَ الدِّرْهَمِ وَ حَتَّی تُسَافِرَ مَعَهُ; نام دوست به صورت کامل بر کسی نگذار مگر این که او را به سه چیز بیازمایی: به هنگام غضب ببینی آیا او از مسیر حق به سوی باطل خارج می شود؟ و در برابر درهم و دینار (آیا امتحان خوبی می دهد؟) و دیگر این که با او مسافرت کنی (چراکه در سفر باطن افراد بهتر آشکار می شود)»[6]. [7]


پی نوشت:

[1]. ابوحیان توحیدی در البصائر و الذخائر و ابونعیم در حلیة الاولیاء (طبق نقل مرحوم خطیب در مصادر، ج 4، ص 303).

[2]. کافی، ج 8، ص 176، ح 196.

[3]. غررالحکم، ح 9498.

[4]. بحارالانوار، ج 75، ص 239، ح 108.

[5]. همان، ص 235، ح 107.

[6]. همان، ج 71، ص 180، ح 28.

[7]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب می گوید: در کتاب غرر الخصائص الواضحة (تألیف وطواط، از علمای قرن ششم) این گفتار حکیمانه از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) آمده است. این مضمون، هم از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل شده و هم از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و شبیه آن نیز از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 303)