[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ صَبَرَ صَبْرَ الْأَحْرَارِ، وَ إِلَّا سَلَا سُلُوَّ الْأَغْمَار.[/hadith]
دو راهی مصائب:
به نظر می رسد امام(علیه السلام) این جمله گفتار حکیمانه 413 را به هنگام تسلیت گفتن به یکی از افراد مصیبت زده بیان فرموده و بعید نیست حکمت بعدی (414) که خطاب به اشعث بن قیس است تعبیر دیگری از این حکمت، و مخاطب در هر دو اشعث بن قیس باشد. امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه مصیبت زدگان را بر سر دو راهی قرار می دهد، می فرماید: «هرکس همچون آزادگان شکیبا باشد (به اجر و پاداش صابران خواهد رسید و آرامش خواهد یافت) وگرنه همچون جاهلان، خود را به غفلت خواهد زد»; (مَنْ صَبَرَ صَبْرَ الاَْحْرَارِ، وَإِلاَّ سَلاَ سُلُّوَّ الاَْغْمَارِ).
«سلا» از ماده «سُلُوّ» (بر وزن غلو) به معنای به فراموشی سپردن و از یاد بردن چیزی است. و «اغمار» جمع «غُمر» (بر وزن عمق) به معنای انسان جاهل و نادان است. این واژه در اصل به معنای از بین بردن اثر چیزی است مانند آب زیادی که چهره چیزی را می پوشاند و یا جهل و نادانی عمیق که انسان را در خود فرو می برد و گرفتار غفلت و سرگردانی می کند. اشاره به این که برای تخفیف آلام و دردهای مصائب، انسان دو راه در پیش دارد; راهی را عاقلان برمی گزینند و راه دیگر را جاهلان. افراد عاقل و بزرگوار و باشخصیت در برابر مصائب شکیبایی پیشه می کنند، جزع و فزع به خود راه نمی دهند و می دانند زندگی دنیا به هر حال، آمیخته با درد و رنج هاست که بسیاری از آن ها اجتناب ناپذیر است و همگان گرفتار آن می شوند، خواه یک فرد ضعیف باشد یا رئیس نیرومند یک کشور و فرمانده یک لشکر. این شکیبایی سبب می شود که آن ها زبان به ناشکری نگشایند و از خداوند شکایت نکنند و در عمل نیز جزع و فزع ننمایند بلکه خدا را شکر گویند و مصیبت را آزمون الهی یا جبران خطاها و یا مقدمه نعمتی بدانند. آن ها اجر و پاداش صابران را خواهند داشت که قرآن مجید از آن ها با عظمت یاد کرده، می فرماید: «(وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بشَیْء مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَالاَْنفُس وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا للهِِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ أُوْلَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ); قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش می کنیم; و بشارت ده به استقامت کنندگان! آن ها که هرگاه مصیبتی به ایشان می رسد، می گویند: «ما از آن خداییم; و به سوی او بازمی گردیم». اینها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده; و آن ها هدایت یافتگان هستند!».[1]
اما جاهلان، این راه روشن و پرافتخار را رها کرده برای فراموش کردن مصائب، خود را به غفلت و بی خبری می زنند و به سرگرمی های ناسالم و لهو و لعب می پردازند; نه اجر صابران را دارند و نه افتخارات آن ها را. روشن است که منظور امام(علیه السلام) این نیست که یکی از این دو راه را انتخاب کنید بلکه منظور این است که اگر راه اوّل را نپذیرفتید به راه دوم خواهید افتاد که رهبر شما در این راه، شیطان و هوای نفس است. البته بعضی از جاهلان راه سومی انتخاب می کنند; آنقدر جزع و فزع و بی تابی می کنند و سخنان ناموزون می گویند تا خسته شوند و با گذشت زمان به تدریج فشار مصیبت کاسته شود; این راه نیز راه عاقلان و افراد باایمان نیست.
در حکمت 414 که تعبیر دیگری از حکمت 413 است می خوانیم که امام(علیه السلام) در خبر دیگری این سخن را خطاب به اشعث به عنوان تسلیت مرگ فرزندش عنوان کرد و فرمود: «هرگاه همچون بزرگواران صبر پیشه کنی (پیروز خواهی شد) وگرنه همچون چهارپایان، خود را به غفلت خواهی زد»; (إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ الاَْکَارِمِ، وَ إِلاَّ سَلَوْتَ سُلُوَّ الْبَهَائِمِ).
تفاوت میان این دو گفتار حکیمانه این است که در جمله دوم به جای احرار (آزادگان)، اکارم (بزرگواران) آمده است که هر دو قریب المضمون هستند و به جای اغمار (جاهلان)، بهائم (چهارپایان) ذکر شده که آن ها نیز مضمونی شبیه به هم دارند. در حکمت 291 تسلیت امام(علیه السلام) به اشعث بن قیس برای مرگ فرزندش به صورت گسترده تری آمده است که شرح آن را در ذیل همان حکمت بیان کردیم. شرح حال اشعث بن قیس را نیز که از منافقان مشهور بود و امام(علیه السلام) به دلایلی با او مدارا می کرد در ذیل نامه پنجم (جلد نهم پیام امام(علیه السلام)) آوردیم.
نکته:
راه صحیح برخورد با مشکلات زندگی:
زندگی، خالی از مشکلات و درد و رنج ها نیست. پاره ای از آن ها قابل اجتناب است که انسان باید با هشیاری جلوی آن ها را بگیرد و یا اگر براثر غفلت مشکلی دامان او را گرفت راهی برای برون رفت از آن پیدا کند و دست روی دست نگذارد تا مشکل، او را از پای درآورد. ولی پاره ای از مشکلات چنین نیست و هیچ کس قادر بر دفع آن نمی باشد ازجمله این که همه دوستان و خویشاوندان با هم به دنیا نمی آیند و همه با هم از دنیا نمی روند; فقدان عزیزان مطلبی است غیر قابل اجتناب.
این از یک سو، از سوی دیگر فشار مصیبت گاه به قدری سنگین است که اگر انسان چاره ای برای آن نیندیشد او را از پای درمی آورد. بهترین راه برای کاستن و از بین بردن فشار مصیبت توجه به پاداش صابران و شخصیت آن ها در پیشگاه خداوند است و این زاییده ایمان و تقواست. انسان مؤمن و متقی می داند هرچه از سوی دوست می رسد نیکوست و ای بسا در مصائب، مصالحی باشد که بسیار مفید و مؤثر بوده و از اهمیت مصیبت، برتر و بالاتر است و یا جبران گناهی است که از انسان سرزده و سبب پاکی او می شود و یا آزمونی است که اگر از عهده آن برآید مقام مقربان درگاه خدا را پیدا می کند. این تفکر و اندیشه است که فشار مصیبت را می کاهد و از بین می برد. تعبیر به «احرار» در کلام امام(علیه السلام) نیز ناظر به همین معناست که آزادگان می کوشند از طرق مختلف، آثار سوء حوادث ناگوار را از خود دور سازند و با صبر و شکیبایی به استقبال آینده روشنی بروند و تا آن جا که ممکن است حوادث ناگوار را جبران سازند ولی اغمار (جاهلان) یا زبان به ناشکری می گشایند و یا با سرگرمی های ناسالم خود را مشغول می کنند.
توجه به آنچه در آیات و روایات درباره پاداش صابران آمده نیز تأثیر بسزایی در صبر و شکیبایی انسان در برابر حوادث ناگوار دارد. در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «الصَّبْرُ خَیرُ مَرْکَب مَا رَزَقَ اللَّهُ عَبْداً خَیراً لَهُ وَ لاَ أَوْسَعَ مِنَ الصَّبْر; صبر بهترین مرکب راهوار است و خداوند به بنده ای از بندگانش چیزی بهتر و گسترده تر از صبر عنایت نکرده است».[2]
در حدیثی از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم که فرمود: «الصّبرُ علی البلاءِ أفضَلُ مِن العافیةِ فی الرَّخاءِ; صبر در برابر مشکلات، برتر از عافیت در وسعت است».[3] زیرا اجر فراوان اخروی آن قابل مقایسه نیست.[4]
پی نوشت:
[1]. بقره، آیات 155-157.
[2]. بحارالانوار، ج 79، ص 139.
[3]. غررالحکم، ح 6271.
[4]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در مصادر می گوید: این کلام حکمت آمیز (413) را ماوردی در ادب الدنیا والدین آورده است. و در ذیل کلام حکمت آمیز 414 این را از آمدی نقل کرده و در دنبال آن می گوید: تسلیت گفتن امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به اشعث بن قیس مشهور است که علما و بزرگان دین قبل از سید رضی و بعد از او به عبارات مختلف آن را نقل کرده اند و مضمون همه یکی است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 292)