[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): نِعْمَ الطِّیبُ الْمِسْکُ؛ خَفِیفٌ مَحْمِلُهُ، عَطِرٌ رِیحُهُ.[/hadith]
بهترین عطرها:
امام(علیه السلام) در این بیان کوتاه و پرمعنا از یکی از مواد معطر یعنی مِشک تعریف و تمجید می کند، می فرماید: «مشک، عطر خوبی است حملش سبک و عطرش بسیار خوب است»; (نِعْمَ الطِّیبُ الْمِسْکُ خَفِیفٌ مَحْمِلُهُ عَطِرٌ رِیحُهُ).
بوی خوش در اسلام و مخصوصاً احادیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه هدی(علیهم السلام) بسیار مدح شده است و به مسلمانان دستور داده اند که از عطریات استفاده کنند و همیشه خوشبو باشند و مخصوصاً به هنگام نماز از بوی خوش استفاده نمایند. مرحوم کلینی در جلد ششم کافی از امام سجاد(علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت ظرفی داشت که در آن مشک بود و در کنار سجده گاهش می گذاشت و هنگامی که می خواست وارد نماز شود از آن بر می داشت و خود را خوشبو می ساخت; (کَانَتْ لِعَلِی بْنِ الْحُسَینِ(علیه السلام) قَارُورَةُ مِسْک فِی مَسْجِدهِ فَإِذَا دَخَلَ لِلصَّلاَةِ أَخَذَ مِنْهُ فَتَمَسَّحَ بهِ).[1]
در حدیث دیگری آمده است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: «صَلاةُ مُتَطَیب أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ صَلاَةً بغَیرِ طِیب; نماز کسی که خود را خوشبو می کند برتر از هفتاد نماز بدون آن است».[2]
حتی برای روزه دار که بوییدن گل ها مکروه است استفاده از عطریات نه تنها ممنوع نیست بلکه توصیه شده است: در روایتی می خوانیم: «کَانَ أَبُو عَبْد اللَّهِ(علیه السلام) إِذَا صَامَ تَطَیبَ بالطِّیب وَیقُولُ الطِّیبُ تُحْفَةُ الصَّائِمِ; امام صادق(علیه السلام) هنگامی که روزه می گرفت از عطر استفاده می کرد و می گفت: عطر تحفه روزه دار است».[3]
استفاده از عطر نه تنها در حال نماز و روزه بلکه در تمام حالات (جز در حال احرام) توصیه شده است تا آن جا که درباره پیغمبر(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله) ینْفِقُ فِی الطِّیب أَکْثَرَ مِمَّا ینْفِقُ فِی الطَّعَامِ; آنچه پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای عطر هزینه می کرد بیش از آن بود که برای غذا هزینه می کرد».[4]
البته این موضوع هرگز اسراف نبود زیرا هزینه زندگی ساده پیغمبر(صلی الله علیه وآله) بسیار کم بود و هزینه عطریات به خصوص مشک که از راه های دور می آوردند نسبتاً زیاد بود.
البته درمورد زنان اکیداً نهی شده است که به هنگام بیرون آمدن از خانه یا ملاقات با نامحرم خود را خوشبو سازند به گونه ای که دیگران آن عطر را استشمام کنند زیرا ممکن است منشأ مفاسدی گردد.
به هر حال امام(علیه السلام) در گفتار حکیمانه مورد بحث، درباره برتری مشک بر عطریات دیگر می فرماید: امتیاز این عطر بر سایر عطرها این است که اولاً حملش آسان است زیرا ظرف بزرگی لازم ندارد به علاوه مانند بسیاری از عطریات به صورت مایع نیست که مشکلات خاص خود را داشته باشد بلکه به صورت جامد بوده و استفاده کردن از آن نیز بسیار آسان است; انسان با سر انگشت خود می تواند مقداری از آن را بردارد و به خویش بمالد. اضافه بر این، بوی مشک را غالب مردم با اختلاف سلیقه ای که درباره عطر دارند می پسندند و لذا امام(علیه السلام) آن را مدح و ستایش می کند.
به همین دلیل از حالات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمه هدی(علیهم السلام) استفاده می شود که بسیاری از آن بزرگواران از مشک استفاده می کردند حتی گاهی مقداری از آن را در غذا می ریختند.[5]
در اهمیت استفاده از بوی خوش در نمازها همین بس که مرحوم کلینی در باب الغالیة در کافی نقل می کند که امام علی بن الحسین(علیهما السلام) شبی از شب های سرد زمستانی جبه خز و ردایی از خز و عمامه ای از خز پوشیده بود و خود را با بوهای خوش کاملاً معطر ساخته بود یکی از یاران حضرت، ایشان را با آن حالت مشاهده کرد، عرض کرد: فدایت شوم در این وقت شب با این وضع کجا می روید؟ فرمود: «إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَخْطُبَ الْحُورَ الْعِینَ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی هَذهِ اللَّیلَةِ; من می خواهم از خداوند حور العین را خواستگاری کنم».[6] اشاره به این که استفاده از بوی خوش به هنگام عبادت و نماز و پوشیدن لباس های خوب به هنگام رفتن به مسجد از اموری است که در آخرت پاداش های مهم الهی دارد.
ممکن است از کلام حکیمانه مورد بحث به نکته مهم گسترده تری نیز برسیم و آن این که انسان های شایسته کسانی هستند که خفیف مئونة و پرفایده اند و آن ها همچون مشک اند که وزن آن کم و عطر آن فراوان است.
گفتنی است که مِشک که در فارسی، هم به کسر میم و هم به ضم میم خوانده می شود ماده ای است سیاه و بسیار معطر که از یک نوع آهو گرفته می شود و در واقع خونی است که در کیسه ای در زیر شکم او پیدا می شود سپس جدا شده و می افتد. در آغاز به صورت مایع و تیره رنگ و بسیار معطر است و پس از خشک شدن سیاه می شود و در واقع از عطرهای تند است.
البته مشک علاوه بر این که به عنوان عطر معروفی به کار می رود خواص طبی فراوانی نیز برای آن ذکر کرده اند و از روایاتی که در باب تروک احرام وارد شده است استفاده می شود که در آن زمان گاه در غذا برای خوشبو کردن می ریختند و خوردن آن مجاز بوده است.[7]
پی نوشت:
[1]. کافی، ج 6، ص 515، ح 6.
[2]. همان، ص 510، ح 7.
[3]. کافی، ج 4، ص 113، ح 3.
[4]. همان، ج 6، ص 512، ح 18.
[5]. برای توضیح بیشتر به کافی، باب المسک، ج 6، ص 514 مراجعه فرمایید.
[6]. کافی، ج 6، ص 516، ح 3.
[7]. سند گفتار حکیمانه: مرحوم خطیب در این جا منبع دیگری اضافه بر نهج البلاغه نقل نکرده است. تنها می گوید: این سخن را امیرمؤمنان علی(علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز نقل فرموده است و جای تعجب نیست زیرا علی(علیه السلام) باب مدینه علم پیامبر(صلی الله علیه وآله) است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 284). قابل توجه این که بسیاری از شروح نهج البلاغه این گفتار حکیمانه را اصلاً ذکر نکرده اند.