[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): مَا خَیْرٌ بخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ، وَ مَا شَرٌّ بشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ؛ وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقُورٌ، وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَة.[/hadith]
همه چیز دنیا در برابر آخرت ناچیز است:
همان گونه که در مصادر این گفتار حکیمانه اشاره شد مرحوم کلینی آن را در کتاب کافی آورده و به صورت بخشی از خطبه بسیار مفصلی است که به نام خطبه وسیله معروف شده و طبق نقل کافی امیرمؤمنان علی(علیه السلام) این خطبه را در مدینه بعد از هفت روز از وفات پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ایراد کرد و مواعظ بسیار مهمی در آن بیان شده که اگر مردم آن را به کار می بستند وضع مسلمانان بسیار بهتر از امروز بود.
امام(علیه السلام) به دو نکته مهم درباره خیر و شر در این کلام نورانی اشاره کرده است; نخست می فرماید: «آن خوبی و نعمتی که جهنم دنبال آن باشد خوبی نیست»; (مَا خَیْرٌ بخَیْر بَعْدَهُ النَّارُ). سپس می افزاید: «و آن بدی و مشکلی که بعد از آن بهشت باشد بدی محسوب نمی شود»; (وَ مَا شَرٌّ بشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ).
مفهوم «خیر» و «شر» به طور اجمال بر همه روشن است ولی معیار سنجش آن در جوامع و مکاتب مختلف کاملا متفاوت می باشد، مادی گراها خیر و نیکی را در لذات مادی می دانند و بدی را در ضررها و زیان های مادی، در حالی که مکاتب الهی خیر و شر را به گونه دیگری تفسیر می کنند. آن ها خیر را در سعادت جاویدان سرای دیگر و در فضایل انسانی و صفات برجسته اخلاقی می دانند، هرچند زیان های مادی نیز ظاهراً سنگین است و به عکس، شر و بدی را در رذایل اخلاقی و کارهای غیر انسانی و آنچه مایه خسران و زیان در سرای دیگر می شود حساب می کنند و اینجاست که دیدگاه این دو مکتب کاملا از هم جدا می شود.
در این که تعبیر امام(علیه السلام) که (نفی خیر بودن از خیری که بعد از آن آتش دوزخ است و نفی شر بودن از شری که بعد از آن بهشت جاویدان است)، آیا یک تعبیر حقیقی است یا مجازی و ادعایی؟ دو نظر متفاوت وجود دارد، بعضی می گویند: خیر مادی واقعاً خیر است اما اگر دنبال آن آتش دوزخ باشد به منزله شر محسوب می شود و شر مادی واقعاً شر است و اگر بعد از آن بهشت جاویدان باشد به منزله خیر محسوب می شود.
ولی حق این است که تعبیر، یک تعبیر واقعی است زیرا خیر و شر و خوب و بد بودن چیزی با در نظر گرفتن تمام جهات آن می باشد. اگر انسان، امروز غذای بسیار لذیذی بخورد ولی بعد از آن یک هفته بیمار شود و در بستر بیفتد هیچ عاقلی آن را خیر نمی نامد و به عکس اگر انسان داروی تلخی را می نوشد و به دنبال آن از یک بیماری سخت بهبودی می یابد هیچ کس آن را شر حساب نمی کند. بنابراین آغاز و انجام و تمام جوانب را باید در نظر گرفت تا بتوان حکم به خیر بودن یا شر بودن چیزی کرد، به همین دلیل کارهای ظاهراً خیری که بعد از آن آتش دوزخ است واقعاً شر است، هوس رانی های بی حساب، حکومت کردن به غیر حق، لذات گناه آلود دنیوی، تمامشان ازنظر خداپرستان شر است چون پایانش دوزخ است و به عکس، شهادت در راه خدا و انفاق فی سبیل الله و تحمل زحمات در مبارزه با هوای نفس که بعد از آن بهشت جاویدان الهی است واقعاً خیر است.
در ضمن از کلام امام(علیه السلام) به خوبی استفاده می شود که خیر و شر چیزی است که با حکم عقل درک می شود و پاسخ خوبی است برای اشاعره که منکر خیر و شر به حکم عقل اند. امام(علیه السلام) در این جا به یک استدلال عقلی تمسک جسته که عقیده منکران را ابطال می کند.
سپس امام(علیه السلام) به دو نکته دیگر اشاره می فرماید که هرکدام تأکیدی بر یکی از دو نکته اول است، در تأکید بر نکته اوّل می فرماید: «هر نعمتی در برابر بهشت، حقیر و کوچک است»; (وَ کُلُّ نَعِیم دُونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقُورٌ).
بنابراین، نعمت های مادی که از طریق حرام به دست آمده گرچه در کوتاه مدت لذتی دارد ولی در برابر بهشتی که انسان آن را از دست می دهد بسیار کوچک است.
و در تأکید بر نکته دوم می فرماید: «هر رنج و بلایی در مقایسه با جهنم، عافیت و تندرستی است»; (وَکُلُّ بَلاَء دُونَ النَّارِ عَافِیَةٌ). به همین دلیل خداوند انسان را با انواع بلاها آزمایش می کند تا صفِ صابران را از دیگران جدا سازد و پاداش خیر به آن ها دهد. قرآن مجید می فرماید: «(وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بشَیْء مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْص مِنْ الاَْمْوَالِ وَالاَْنفُس وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ); به یقین همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش می کنیم و بشارت ده به صابران».[1]
و در جای دیگر می فرماید: «(وَنَبْلُوکُمْ بالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ); و شما را با بدی ها وخوبی ها آزمایش می کنیم و به سوی ما بازگردانده می شوید»[2]. [3]
پی نوشت:
[1]. بقره، آیه 155 .
[2]. انبیاء، آیه 35 .
[3]. سند گفتار حکیمانه: این گفتار نورانی را سه نفر از بزرگانی که قبل از سید رضی می زیسته اند در کتاب های خود آورده اند: مرحوم کلینی در کتاب روضه کافی و صدوق در من لایحضره الفقیه و ابن شعبه حرانی در تحف العقول. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 281)