[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا کَانَتْ لَکَ إِلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ حَاجَةٌ، فَابْدَأْ بمَسْأَلَةِ الصَّلَاةِ عَلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه وآله)، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَکَ، فَإِنَّ اللَّهَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ حَاجَتَیْنِ، فَیَقْضِیَ إِحْدَاهُمَا وَ یَمْنَعَ الْأُخْرَی.[/hadith]

راه استجابت دعا:

امام(علیه السلام) در این کلام شریف به نکته مهمی درمورد اسباب اجابت دعا اشاره کرده، می فرماید: «هرگاه حاجتی به درگاه حق داشتی، نخست با صلوات بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) شروع کن، سپس حاجت خود را بخواه زیرا خداوند، کریم تر از آن است که دو حاجت از او بخواهند، یکی را قبول و دیگری را رد کند»; (إِذَا کَانَتْ لَکَ إِلَی اللّهِ، سُبْحَانَهُ، حَاجَةٌ فَابْدَأْ بمَسْأَلَةِ الصَّلاَةِ عَلَی رَسُولِهِ(صلی الله علیه وآله)، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَکَ; فَإِنَّ اللّهَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُسْأَلَ حَاجَتَیْنِ، فَیَقْضِیَ إِحْدَاهُمَا وَیَمْنَعَ الاُْخْرَی).

در این جا دو سؤال مهم مطرح است: نخست این که چگونه نمی شود بین دو حاجت جدایی افکند، خدا یکی را بپذیرد و دیگری را نپذیرد، اگر این موضوع با کرم و رحمت الهی منافات داشته باشد آن مواردی که یک حاجت بیشتر از خدا نمی خواهیم و برآورده نمی شود چه خواهد شد؟

پاسخ این سؤال این است که خداوند، کریم است و شخص کریم هنگامی که دو چیز یا چند چیز از او بخواهند در میان آن ها تجزیه قائل نمی شود و این نشانه نهایت کرم خداوند است و چنین نیست که به گفته بعضی از شارحان، یک سخن عامیانه باشد که در میان مردم معمول است می گویند: تبعیض در میان دو خواهش نباید کرد، و امام(علیه السلام) هم از باب سخن گفتن مطابق افکار این دسته از مردم کلام فوق را فرموده باشد. این اشتباه بزرگی است. مقام امام(علیه السلام) والاتر از آن است که افکار عامیانه را تأیید کند. البته اجابت دعا همان گونه که در روایات متعددی وارد شده، گاه به این صورت است که خداوند عین آن را به درخواست کننده می دهد و گاه اگر آن را مصلحت نبیند، عوض آن را در دنیا یا آخرت به صورت دیگری به او خواهد داد. در واقع هیچ دعایی نیست که به اجابت نرسد، خواه عین آن خواسته را خدا بدهد یا چیزی را به جای آن و معادل آن یا بیشتر از آن.

سؤال دیگر این است که آیا صلوات فرستادن ما چیزی بر مقام پیامبر(صلی الله علیه وآله) می افزاید؟

بعضی از شارحان نهج البلاغه اصرار بر این دارند که مقام پیغمبر(صلی الله علیه وآله) بی نهایت بالاست و چیزی بر آن افزوده نخواهد شد. در حالی که این سخن اشتباه بزرگی است، مقامات قرب الی الله بی نهایت است، چنین نیست که پایان بیابد بنابراین خداوند به برکت دعای ما رحمت تازه ای بر روان پاک پیغمبر(صلی الله علیه وآله) می فرستد. و به عبارت دیگر، این ما نیستیم که مقام آن حضرت را بالاتر از آنچه هست می بریم بلکه این خداوند است که گاه خودش و گاه به برکت تقاضای فرشتگان و گاه به تقاضای بندگان صالح، رحمت تازه ای بر روان پاک پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرستد.

در دعاها و روایات اسلامی شواهد روشنی بر این مطلب وجود دارد. در روایت معروف تشهّد نماز، این تعبیر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: «وَتَقبَّلْ شَفاعتَه فی اُمَّتِهِ وارفَعْ دَرَجَتَه».[1]

در یکی از خطبه های امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در روز جمعه نیز این عبارت آمده است: «اللّهمَّ صَلِّ علی محمَّد عَبدکَ وَرَسولِکَ ونَبیِّکَ صلاةً نامِیةً زاکِیةً تَرفَعُ بها دَرَجَتَه».[2]

در دعایی که از امام سجّاد(علیه السلام) وارد شده می خوانیم که در مقام صلوات فرستادن بر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به پیشگاه خداوند عرضه می دارد: «فَارْفَعْهُ بسَلامِنا إلی حَیثِ قدَّرتَ فی سابقِ عِلمِک أن تُبَلِّغَهُ إیّاهُ وبصَلاتِنا علیه; مقام او را با سلام و درود ما بالا ببر تا آن جا که در علم خود برای او مقدر کرده ای که او را به آن مقام برسانی».[3]

از سویی دیگر می دانیم که طبق روایات متعدد، هرکس سنت حسنه ای بگذارد به تعداد کسانی که به آن سنت عمل می کنند به او پاداش داده می شود. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بزرگ ترین سنت را که آیین اسلام است در میان جامعه بشریت قرار داده است بنابراین به تعداد کسانی که تا روز قیامت به آیین او می پیوندند و به سنتش عمل می کنند خداوند اجر و پاداش و ترفیع مقام به او می دهد.

اضافه بر این، فرض کنیم پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ده سال بیشتر از این، عمر نصیبش می شد آیا در آن ده سال، عبادات او ترفیع مقام برایش نداشت و در همان مقامی که داشت باقی می ماند؟

کوتاه سخن این که مدارک فراوانی داریم که ثابت می کند قرب خداوند نهایت و پایانی ندارد و معصومین(علیهم السلام) نیز می توانند هر زمان به قرب و مقام والاتری برسند. همان گونه که از آغاز رسالت و امامت تا پایان آن به یقین ترفیع مقام داشتند بعد از رحلت و شهادت نیز بهوسیله تقاضای رحمت و صلوات مؤمنان و یا عمل به سنت آن ها ترفیع مقام می یابند.

به هر حال بدون شک اگر در استقبال یا بدرقه دعاها صلوات و درود بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) باشد به اجابت نزدیک است و به همین دلیل در بسیاری از دعاهای امام سجاد(علیه السلام) می بینیم هنگامی که چیزی را از خدا می خواست نخست صلوات و درود بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرستاد.

این مطلب در دعای مکارم الاخلاق کاملاً نمایان است که در هر فرازی از این دعا نخست امام(علیه السلام) صلوات و درود بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرستد و بعد تقاضای تازه ای از خداوند متعال می نماید.

این سخن را با روایاتی که مرحوم کلینی در جلد دوم کافی در باب «الصلاة علی النبی(صلی الله علیه وآله)...» نقل کرده است پایان می دهیم:

در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است: «لاَ یزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّی یصَلَّی عَلَی وَ عَلَی أَهْلِ بَیتِی; پیوسته دعا محجوب است (و به اجابت نمی رسد) تا زمانی که صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود».[4]

در حدیث دیگری از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم که فرمود: «اجْعَلُونِی فِی أَوَّلِ الدُّعَاءِ وَفِی آخِرِهِ وَفِی وَسَطِهِ; مرا در ابتدای دعا و در وسط دعا و در آخر دعا قرار دهید».[5]

در حدیث دیگری، از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَاجَةٌ فَلْیبْدَأْ بالصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّد وَآلِهِ ثُمَّ یسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یخْتِمُ بالصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یقْبَلَ الطَّرَفَینِ وَیدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کَانَتِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد لا تُحْجَبُ عَنْهُ; کسی که حاجتی در پیشگاه خدا دارد نخست صلوات بر محمّد و آلش بفرستد بعد حاجت خود را بخواهد سپس آن را با صلوات بر محمّد و آل محمّد پایان دهد زیرا خداوند متعال گرامی تر از آن است که دو طرف را بپذیرد و آنچه در وسط آن دو واقع شده است را نپذیرد. چون هنگامی که صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود (به یقین) محجوب از خداوند نخواهد بود»[6]. [7]


پی نوشت:

[1]. وسائل الشیعه، ج 4، ص 989، ابواب تشهد، باب 3، ح 1 و 2.

[2]. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 432.

[3]. مطابق نقل مرحوم علاّمه شوشتری در شرح نهج البلاغه خود (بهج الصباغه)، ج 2، ص 335.

[4]. کافی، ج 2، ص 491، ح 1.

[5]. همان، ص 492، ح 5.

[6]. همان، ص 494، ح 16.

[7]. سند گفتار حکیمانه: به گفته مرحوم خطیب در کتاب مصادر آنچه را مرحوم سید رضی در این جا آورده است مرحوم آمدی در غررالحکم با تفاوتی ذکر کرده که از آن استفاده می شود از جای دیگری گرفته است. سپس می افزاید: مضمون این روایت شریف در اخبار اهل بیت(علیهم السلام) به صورت گسترده آمده و در روایات متعددی می خوانیم که برای استجابت دعا باید نخست یا در پایان آن از درود بر محمّد و آل محمّد(علیهم السلام) استفاده کرد. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 266)