[hadith]وَ هَنَّأَ بحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلًا بغُلَامٍ وُلِدَ لَهُ، فَقَالَ لَهُ لِیَهْنِئْکَ الْفَارِسُ. فَقَالَ (علیه السلام):

لَا تَقُلْ ذَلِکَ، وَ لَکِنْ قُلْ شَکَرْتَ الْوَاهِبَ، وَ بُورِکَ لَکَ فِی الْمَوْهُوب، وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ، وَ رُزقْتَ برَّهُ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص115

و هنّأ بحضرته رجل رجلا آخر بغلام ولد له فقال له: لیهنئک الفارس فقال علیه السّلام: لا تقل ذلک، و لکن قل: شکرت الواهب، و بورک لک فی الموهوب، و بلغ اشده، و رزقت برّه.

«در حضور آن حضرت مردی به مرد دیگری که برایش پسری متولد شده بود، چنین شادباش گفت: این گزیده سوار بر تو مبارک باد. فرمود: چنین مگو، بگو بخشنده را سپاس دار و بخشیده شده برای تو فرخنده باد، به کمال رسد و نیکی او روزی تو باد.»

این سخن «گزیده سوار بر تو مبارک باد» از شعارهای دوره جاهلی است که مانند دیگر تحیتهای دوره جاهلی از آن نهی شده است، چنانکه به جای «سلام علیکم» «ابیت اللعن» می گفته اند.