[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام) لِبَعْضِ أَصْحَابهِ: لَا تَجْعَلَنَّ أَکْثَرَ شُغُلِکَ بأَهْلِکَ وَ وَلَدکَ؛ فَإِنْ یَکُنْ أَهْلُکَ وَ وَلَدُکَ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ، فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ أَوْلِیَاءَهُ؛ وَ إِنْ یَکُونُوا أَعْدَاءَ اللَّهِ، فَمَا هَمُّکَ وَ شُغُلُکَ بأَعْدَاءِ اللَّهِ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص114

و قال علیه السّلام لبعض اصحابه: لا تجعلنّ اکثر شغلک باهلک و ولدک، فان یکن اهلک و ولدک اولیاء الله فانّ الله لا یضیع اولیاءه، و ان یکونوا اعداء الله فما همک و شغلک باعداء الله.

و آن حضرت به یکی از یاران خود فرمود: «بیشترین گرفتاری و دربند بودن خود را برای زن و فرزندت قرار مده که اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند، خداوند دوستانش را ضایع نمی فرماید و اگر دشمنان خدایند، غم و همت تو برای دشمنان خدا چیست؟»

در این باره بیش از این سخن گفته شد و این سخن فرمان به تفویض کار به خدا و توکل بر او در مورد بازماندگان آدمی است و خداوند به مصلحت داناتر و به آدمی از پدر و مادرش مهربان تر است و اگر فرزند، دوستی از دوستان خدا باشد، خداوند متعال او را ضایع نمی گذارد که خود فرموده است: «و من یتوکل علی الله فهو حسبه»، «هر کس به خدا توکل کند خداوندش بسنده است.» و هر کس دوست خدا باشد، بی چون و چرا متوکل بر اوست، و اگر زن و فرزند از دشمنان خدا باشند، اهتمام به کار و توجه به امور ایشان جایز نیست بلکه واجب است از دشمنان خدا منقطع شوند و دوست داشتن آنان حرام است. به هر حال برای آدمی سزاوار نیست که برای پس از مرگ خود نگران و متوجه زن و فرزندش باشد. و بدان که این سخن گفتار عارفان صدیق است نه گفتار این طبقاتی که ما می شناسیم، که این طبقات گامهایشان از رسیدن به چنین مقامی فرو مانده است.