[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً، أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْد -وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ- أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ، وَ لَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْد فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّةِ حِیلَتِهِ وَ بَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ. وَ الْعَارِفُ لِهَذَا الْعَامِلُ بهِ أَعْظَمُ النَّاس رَاحَةً [رَحْمَةً] فِی مَنْفَعَةٍ، وَ التَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاس شُغُلًا فِی مَضَرَّةٍ؛ وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بالنُّعْمَی، وَ رُبَّ مُبْتَلًی مَصْنُوعٌ لَهُ بالْبَلْوَی؛ فَزدْ أَیُّهَا الْمُسْتَنْفِعُ [الْمُسْتَمِعُ] فِی شُکْرِکَ، وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ، وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهَی رِزْقِکَ.[/hadith]
امام (ع) فرمود: «اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْد- وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ- وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ- أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ- وَ لَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْد فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّةِ حِیلَتِهِ- وَ بَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ- وَ الْعَارِفُ لِهَذَا الْعَامِلُ بهِ- أَعْظَمُ النَّاس رَاحَةً فِی مَنْفَعَةٍ- وَ التَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ- أَعْظَمُ النَّاس شُغُلًا فِی مَضَرَّةٍ- وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بالنُّعْمَی- وَ رُبَّ مُبْتَلًی مَصْنُوعٌ لَهُ بالْبَلْوَی- فَزدْ أَیُّهَا الْمُسْتَمِعُ فِی شُکْرِکَ- وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ- وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهَی رِزْقِکَ»:
در این بخش از سخن امام (ع) لطیفه هایی است، پس از استدلال بر این که آنچه علم خداوند بدان تعلق گیرد، حتما اتّفاق می افتد، و آنچه علم الهی تعلق نگیرد، اتّفاق نمی افتد ناگزیر برای هیچ کسی -از قوی و ضعیف- روزی، جز آنچه خداوند متعال، به قلم قضا در ذکر حکیم و لوح محفوظ مقدّر کرده است، نخواهد بود، و شخص پر حیله و آن که در چاره جویی نیرومند است، به بیشتر از مقدّر نمی رسد، و ناتوانی که کم تلاش است نیز از روزی مقدّر عقب نخواهد ماند. و به دلیل ثبوت این مطلب با دلیل و برهان، به باور داشتن آن امر فرموده و وادار به علم و عمل بدان کرده است، وسیله قیاس مضمری که صغرای آن عبارت: «و العارف... فی منفعة» است.
امّا آسایش کسی که باور دارد آنچه مقدّر است ناگزیر به او می رسد، از آن روست که تلاش و زحمت زیاد به خاطر آن تحمّل نمی کند و چون این نوع آسایش، هم آسایش قلبی و هم آسایش بدنی است، پس بالاترین آسایش است و برای این که با منفعتی همراه است، ارزش این نوع آسایش را مورد تأکید قرار داده است. و همچنین از شک و تردید در این مطلب و عمل نکردن بدان بر حذر داشته است با این عبارت: «و التّارک لهذا الشّاک فیه...» که خود قیاس مضمری است و کبرای قیاس چنین است: و هر چه این طور باشد، شایسته شکّ و تردید نیست. و چنین کسی از همه کس گرفتارتر خواهد بود، چون دل و جسمش به چیزی بی فایده مشغول شده و در نتیجه تنها زیان نصیب او گشته است.
اگر بگویی این مطلب با دستور دعا و تلاش برای روزی، چنان که در آیه شریفه آمده است «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا من فضل الله» و نظیر آن منافات دارد می گوییم: به طوری که در پیش توضیح دادیم منافات ندارد، و ما راز دعا و فایده آن را بیان کردیم، خلاصه مطلب این بود که گاهی دعا وسیله برای وجود روزی است که خداوند وجود روزی را به وسیله دعا می دانسته است و منافاتی با هم ندارند.
امام (ع) اهل نعمت و ثروت و کسانی را که گرفتارند همه را توجه داده است که به هر حال شکر خدا واجب است، امّا اهل نعمت را متوجه ساخته است که گاهی نعمت کم کم باعث نزدیکی به عذاب می گردد، باید خدا را شکر کنند تا آنها را به عذاب نزدیک نسازد و امّا به آنانی که گرفتارند، هشدار داده است که گرفتاری آنها گاهی باعث احسان الهی نسبت به آنها می گردد تا آنان را آماده برای اجر فراوان سازد، بنا بر این شکر این آماده سازی بر آنها لازم است. و این دو مقدمه صغرا برای دو قیاس مضمرند که مقدّمه اول در تقدیر چنین است، بعضی از اهل نعمت کم کم به عذاب نزدیک می شوند، و کبرای مقدّر آن نیز چنین است: و هر که به تدریج، به عذاب نزدیک شود، لازم است جهت دوری از عذاب، خدا را به خاطر نعمتی که به وی داده است، شکر گزارد، و همچنین تقدیر صغرای دوم، چنین است: بعضی از گرفتاران با همان گرفتاری ساخته می شوند، و کبرای مقدّر آن نیز چنین است: و هر کس مورد لطف خدا قرار گیرد، باید سپاس لطف خدا را در حق خود بگزارد. از این رو امام (ع) شنوندگان سخن خود را به طور مطلق بر شکر فراوان امر کرده است، با این که در بین آنان هم ارباب نعمت و هم مبتلایان هستند، و پس از آن به عجله نکردن در طلب روزی و در حد اعتدال و دور از افراط ماندن، دستور داده است.