[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): شَارِکُوا الَّذی قَدْ أَقْبَلَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ، فَإِنَّهُ أَخْلَقُ لِلْغِنَی وَ أَجْدَرُ بإِقْبَالِ الْحَظِّ عَلَیْهِ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص27

شارکوا الذین قد أقبل علیهم الرّزق، فانه اخلق للغنی، و اجدر باقبال الحظّ. «با کسانی که روزی به ایشان روی آورده است، شریک شوید که او توانگری را سزاوارتر است و به روی آوردن بخت شایسته تر.»

سخن درباره بخت و اقبال گذشت، و گفته شده است: بخت سرایت می کند همان گونه که بیماری جرب سرایت می کند، و این مطابق گفتار امیر المؤمنین علیه السّلام است که آمیزش و شرکت با خوشبخت نظیر شرکت با بدبخت نیست که در مورد اول اشتراک در خوشبختی و بهره مندی است و دومی اشتراک در بدبختی و محروم ماندن است.

درباره بخت و اقبال سخن فراوان گفته شده است. مالک بن انس فقیه مدینه، فقه را از لیث بن سعد آموخته بود. مردم در حالی که لیث نشسته بود به او توجهی نمی کردند و گرد مالک جمع می شدند. به لیث گفتند: مالک علم خود را از تو فرا گرفته است، چرا تو چنین گمنامی و او از همه مردم نام آورتر است؟ گفت: یک دانگ بخت بهتر از یک شتر بزرگ است که دانش بر آن بار باشد.

سید رضی سروده است: از پیشامدهای روزگار، جام خشم می آشامم و به خشم خشمگین، اعتنایی نمی کنند، از سوراخ باریکی امید روزی دارم که با ریسمان خشن حرمان مسدود می شود، باز می گردم در حالی که در دو دست خویش چیزی از آن جز پشت دست گزیدن بر بختهای از دست شده ندارم.