[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): حَسَدُ الصَّدیقِ، مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص20
حسد الصدیق من سقم المودة. «رشک بردن دوست از سستی و بیماری دوستی است.»
یعنی هرگاه دوست تو بر نعمتی که به او ارزانی می داری رشک برد، دوستی او نسبت به تو، دوستی درستی نیست که دوست واقعی کسی است که همچون نفس تو باشد و آدمی به نفس خویش رشک نمی برد.
به حکیمی گفته شد: دوست چیست؟ گفت: انسانی که او توست و در عین حال او غیر توست. و از ادعیه حکیمان یکی این است که خدایا بدیهای اشخاص مورد اعتماد را از من کفایت کن و مرا از مکر ورزیدن دوستان نگه دار.
شاعری گفته است: «از دشمن خویش یک بیم داشته باش و از دوست خود هزار بیم، چه بسا که دوست دگرگون شود و به زیان رساندن آشناتر باشد.»