[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): لَا یُزَهِّدَنَّکَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ، فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بشَیْءٍ مِنْهُ، وَ قَدْ تُدْرِکُ [یُدْرَکُ] مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ، "وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسنِینَ".[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص12

لا یزهّدنّک فی المعروف من لا یشکره لک، فقد یشکرک علیه من لا یستمتع بشیء منه، و قد یدرک من شکر الشاکر اکثر مما اضاع الکافر، وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسنِینَ. «نباید آن کس که در نیکی کردن از تو سپاسگزاری نمی کند، تو را در انجام دادن نیکی بی رغبت کند، زیرا کسی که از آن نعمت برخوردار نشده است، تو را سپاس می دارد و ممکن است آنچه از سپاس سپاسگزار می یابی بیش از آنچه باشد که کافر نعمت تباه می کند، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.»

من -ابن ابی الحدید- همین معنی را گرفته ام و در قصیده ای حکمت آمیز چنین سروده ام: به فرومایه مکرمتی ارزانی مدار که شوره زار است و در آن درختی نمی روید، و اگر چیزی کاشتی در آن که جای تباهی است، باز هم محفوظ می ماند و ثمره آن بر فرض که او کفران ورزد، سپاسگزاری دیگران است.

در مورد سپاسگزاری سخنان مبسوطی پیش از این گفته شد. عباس بن مأمون روزی در حضور معتصم انگشتری در دست ابراهیم بن مهدی دید و آن را بسیار پسندید و به او گفت: نگین این انگشتری چیست و از کجا فراهم آورده ای؟ ابراهیم گفت: این انگشتری را به روزگار حکومت پدرت گرو گذاشته بودم و در دولت امیر المؤمنین از گرو بیرون آوردم. عباس گفت: اگر حق پدرم را در اینکه خون تو را حفظ کرد، سپاسگزار نباشی، نعمت امیر المؤمنین را در از گرو بیرون آوردن انگشترت سپاس نخواهی داشت.

شاعری چنین سروده است: به جان خودت سوگند که نیکی کردن نسبت به کسی که شایسته آن نیست و نسبت به کسی که شایسته آن است، همچون ودیعه است، برخی از ودیعه داران ودیعه ای را که پیش ایشان است تباه می کنند و برخی دیگر، ودیعه پیش او تباه نیست، مردم در سپاس و ناسپاسی نعمت همچون مزرعه هایند، یکی طینت پسندیده دارد و محصول آن چند برابر می شود و مزرعه دیگر برای هر کشاورزی کم بهره است.