[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام) -وَ قَدْ قَالَ لَهُ طَلْحَةُ وَ الزُّبَیْرُ نُبَایِعُکَ عَلَی أَنَّا شُرَکَاؤُکَ فِی هَذَا الْأَمْرِ-

:

[فَقَالَ] لَا وَ لَکِنَّکُمَا شَرِیکَانِ فِی الْقُوَّةِ وَ الِاسْتِعَانَةِ، وَ عَوْنَانِ عَلَی الْعَجْز

[الْعَجْرِ]

وَ الْأَوَد.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص 10

و قال علیه السّلام: و قد قال له طلحة و الزبیر: نبایعک علی انّا شرکاؤک فی هذا الامر، فقال: لا و لکنّکما شریکان فی القوة و الاستعانة، و عونان علی العجز و الاود. «طلحه و زبیر به او گفتند: با تو بیعت می کنیم به شرط آنکه ما در کار خلافت شریک تو باشیم، فرمود: نه، لیکن شما شریک در نیرو بخشیدن و یاری خواستن خواهید بود و به هنگام ناتوانی و گرفتاری دو یاور خواهید بود.»

ما این موضوع را در مباحث گذشته ضمن چگونگی بیعت با علی علیه السّلام پس از قتل عثمان شرح دادیم، و چه نیکو به آن دو پاسخ فرموده است که چون خواسته اند در خلافت شریک باشند گفته است چگونه ممکن است و آیا صحیح است که کار رعیت را دو امام تدبیر کنند. «آیا دو شمشیر در یک نیام می گنجد.» ولی شما در نیرو و استعانت شریک من خواهید بود یعنی هنگامی که کار من و کار اسلام قوت بگیرد شما هم قوت خواهید گرفت و اگر در کاری ناتوان شدم و به کژی گرایید، شما در اصلاح آن، دو یاور من خواهید بود.