[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): الصَّلَاةُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیٍّ، وَ الْحَجُّ جِهَادُ کُلِّ ضَعِیفٍ، وَ لِکُلِّ شَیْءٍ زَکَاةٌ وَ زَکَاةُ الْبَدَنِ [الصَّوْمُ] الصِّیَامُ، وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص356
الصلاة قربان کلی تقی، و الحج جهاد کل ضعیف، و لکل شی ء زکاة، و زکاة البدن الصیام، و جهاد المراة حسن التبعّل «نماز نزدیکی جستن هر پرهیزگار است و حج، جهاد هر ناتوان، و هر چیز را زکاتی است و زکات بدن، روزه است و جهاد زن، خوب زندگی کردن است با شوهر.»
پیش از این در باره نماز و حج و روزه به تفصیل سخن گفته شد، اما اینکه جهاد زن خوب زندگی کردن با شوهر است، معنای آن حسن معاشرت با شوهر و حفظ مال و آبروی او و اطاعت از دستورهای او و ترک رشک بردن است که رشک بردن دروازه طلاق است.
ابن ابی الحدید سپس سفارشهایی را که در این مورد شده آورده است که نمونه را به ترجمه یکی دو مورد بسنده می شود. زنی از زنان عرب دختر خویش را در شب زفاف چنین سفارش کرد: اگر قرار بود سفارش کردن را به سبب حسن ادب و والاتباری رها کنم برای تو رها می کردم ولی سفارش موجب تذکر غافل و کمک برای عاقل است. تو اینک خانه ای را که در آن متولد شده ای و لانه ای را که در آن پرورش یافته ای، ترک می کنی و به خانه ای می روی که نمی شناسی و با همنشینی می نشینی که پیش از این با او انس نداشته ای، برای او چون کنیزی باش تا او برای تو چون برده باشد و این ده خصلت را از من بپذیر و بر آن مواظب باش. نخست و دوم اینکه با قناعت، مصاحبت پسندیده و در معاشرت، شنوایی و فرمانبرداری پیشه سازی که در مصاحبت پسندیده آسایش دل و در معاشرت نیکو خرسندی خداوند نهفته است. سوم و چهارم مواظبت بر هر جا که چشم او می افتد و بینی او رایحه ای را استشمام می کند، نباید چشم او بر چیز زشتی از تو افتد و نباید بینی او بوی بدی احساس کند و بدان که سرمه بهترین چیز آرایش است و اگر عطری نیابی، آب خود بهترین عطر موجود است. پنجم و ششم حفظ مال شوهر و پاس داشتن حرمت عیال و بستگان اوست، بدان که اصل عمده در حفظ مال با اقتصاد هزینه کردن است و اصل عمده پاسداری حرمت، تدبیر نیکوست.
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص357
هفتم و هشتم مواظبت به هنگام غذای او و رعایت سکون و آرامش به هنگام خواب اوست که سوز گرسنگی مایه التهاب و بد خوابی مایه خشم است. نهم و دهم اینکه رازی از او فاش نسازی و از فرمانش سر پیچی نکنی که اگر رازش را فاش سازی از مکرش در امان نیستی و اگر خلاف فرمانش رفتار کنی، سینه اش را به کینه می اندازی.
ابو عمرو بن العلاء می گوید: ضرار بن عمرو ضبی دختر خود را به همسری معبد بن زرارة داد و چون او را به خانه شوهر فرستاد گفت: دخترکم در مورد فزون بودن از اندازه دو چیز خود دار باش، همبستری و سخن.