[hadith]وَ قَالَ (علیه السلام): تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ، فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ، أَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِرُهُ یُورِقُ.[/hadith]

امام (ع) فرمود: «تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ- فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ- أَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِرُهُ یُورِقُ»:

خودداری و پوشش در آغاز سرما واجب شده است، چون آغاز سرما اول پاییز است و تابستان و پاییز در خشک بودن شریکند، پس وقتی که سرما فرا می رسد، و بر بدنها نیز وارد می شود در حالی که بدنها در اثر گرما و خشکی تابستان، آمادگی برای تخلخل و باز شدن منافذ رگ و پی و خشکی پیدا کرده، و اثرپذیری بدن زیاد، و تأثیر سرما در اثر فشار حرارت غریزی سریع می گردد، در نتیجه نیروهای سردی و خشکی در بدن قوّت می گیرد که این هر دو طبیعت مرگند، به همین دلیل درختان خشکیده و برگها سوخته می شوند و می ریزند و بدنها لاغر و نحیف می گردند.

اما دستور به استقبال از آخر سرما یعنی آخر زمستان و آغاز فصل بهار، از آن جهت است که زمستان و بهار در رطوبت شریکند و فرقشان در این است که زمستان سرد و بهار گرم است. پس سرمای پسین هر گاه آمیخته به گرمای بهاری شود و شدتش بدان وسیله درهم شکند، بعد از آن شکستی و زیانی به بدنها ندارد و حرارت غریزی قوّت می گیرد و گسترده می شود، و به وسیله سرما با رطوبت معتدل گشته، آمادگی برای مزاج پیدا می شود که خود طبیعت زندگی است. و باعث رشد و نیرو گرفتن بدنها و شکوفائی برگها و میوه هاست.

عبارت: «فانّه...» صغرای قیاس مضمری است که بدان وسیله به برخورداری و استقبال از سرما توجه داده است، و کبرای مقدّر آن نیز این است: و هر چه آن طور باشد لازم است از آغازش خودداری و از پایانش استقبال نمود. عبارت: «اوله یحرق...» وجه شبه و علت تشبیه است.