هنگامی که به علی (ع ) خبر رسید که بسر بن ارطاة از طرف معاویه به یمن رفته و در آن جا برخی کارهای ناروا انجام داده است ، فرمود: ((خداوندا! بسر، دینش را به دنیا فروخته ، عقلش را از او بگیر)). عقل بسر بن ارطاة اختلال پیدا کرد و دیوانه شد. و شمشیری از چوب برمی داشت و با آن بازی می کرد بدین حال بود تا اینکه مرد.(245) علی (ع ) به جویریة بن مسهر فرمود: ((بعد از این در حق تو ظلم می کنند و دست و پایت را قطع می کنند و به دار می آویزند)). مدتی نگذشت تا این که معاویه ، زیاد بن ابیه را والی کوفه نمود. او دست و پای جویریه را قطع کرد و او را به دار آویخت .(246)
پاورقی:
-
ارشاد: ص 186. و بحار 41/204، حدیث 19.
-
ارشاد: ص 186. و بحار: 41/301، ذیل حدیث 31.