[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی الحارث [الهمدانی] الهمذانی:
وَ تَمَسَّکْ بحَبْلِ الْقُرْآنِ وَ [انْتَصِحْهُ] اسْتَنْصِحْهُ وَ أَحِلَّ حَلَالَهُ وَ حَرِّمْ حَرَامَهُ؛ وَ صَدِّقْ بمَا سَلَفَ مِنَ الْحَقِّ، وَ اعْتَبرْ بمَا مَضَی مِنَ الدُّنْیَا لِمَا بَقِیَ مِنْهَا، فَإِنَّ بَعْضَهَا یُشْبهُ بَعْضاً وَ آخِرَهَا لَاحِقٌ بأَوَّلِهَا وَ کُلُّهَا حَائِلٌ مُفَارِقٌ. وَ عَظِّمِ اسْمَ اللَّهِ أَنْ تَذْکُرَهُ إِلَّا عَلَی حَقٍّ. وَ أَکْثِرْ ذکْرَ الْمَوْتِ وَ مَا بَعْدَ الْمَوْتِ، وَ لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلَّا بشَرْطٍ وَثِیقٍ. وَ احْذَرْ کُلَّ عَمَلٍ یَرْضَاهُ صَاحِبُهُ لِنَفْسهِ وَ [یَکْرَهُهُ] یُکْرَهُ لِعَامَّةِ الْمُسْلِمِینَ؛ وَ احْذَرْ کُلَّ عَمَلٍ یُعْمَلُ بهِ فِی السِّرِّ وَ یُسْتَحَی مِنْهُ فِی الْعَلَانِیَةِ؛ وَ احْذَرْ کُلَّ عَمَلٍ إِذَا سُئِلَ عَنْهُ صَاحِبُهُ أَنْکَرَهُ [وَ] أَوْ اعْتَذَرَ مِنْهُ. وَ لَا تَجْعَلْ عِرْضَکَ غَرَضاً لِنِبَالِ [الْقَوْمِ] الْقَوْلِ؛ وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بکُلِّ مَا سَمِعْتَ بهِ، فَکَفَی بذَلِکَ کَذباً؛ وَ لَا تَرُدَّ عَلَی النَّاس کُلَّ مَا حَدَّثُوکَ بهِ، فَکَفَی بذَلِکَ جَهْلًا. وَ اکْظِمِ الْغَیْظَ وَ [احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَب وَ تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدرَةِ] تَجَاوَزْ عِنْدَ الْمَقْدَرَةِ وَ احْلُمْ عِنْدَ الْغَضَب، وَ اصْفَحْ مَعَ الدَّوْلَةِ تَکُنْ لَکَ الْعَاقِبَةُ. وَ اسْتَصْلِحْ کُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَیْکَ، وَ لَا تُضَیِّعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَکَ، وَ لْیُرَ عَلَیْکَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بهِ عَلَیْکَ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص215
از نامه های آن حضرت که به حارث همدانی نوشته است در این نامه که چنین آغاز می شود: «و تمسّک بحبل القرآن و استنصحه، و احلّ حلاله و حرّم حرامه»، «به ریسمان قرآن چنگ زن و از آن خواهان پند باش حلالش را حلال و حرامش را حرام بدان.»
حارث اعور و نسب او:
ابن ابی الحدید چنین آورده است: نام و نسب حارث اعور، که از یاران امیر المؤمنین علی علیه السّلام است، حارث بن عبد الله بن کعب بن اسد بن نخلة بن حرث بن سبع بن صعب بن معاویه همدانی است. او از فقیهان و صاحب فتوا بوده است. از ملازمان علی علیه السّلام بوده و شیعیان این شعر علی علیه السّلام را خطاب به او نقل کرده اند: «ای حارث همدانی هر کس بمیرد مرا می بیند، چه مؤمن باشد و چه منافق»، و این از ابیات مشهوری است که در مباحث گذشته آن را آورده ایم. ابن ابی الحدید سپس ضمن شرح هر یک از جملات این نامه تأثیری را که از قرآن مجید پذیرفته نقل کرده است و روایات و اشعاری مناسب با آن آورده است. از جمله می گوید: روایت شده است که یکی از بردگان موسی بن جعفر علیه السّلام برای ایشان بشقابی آکنده از غذا که داغ بود، آورد. شتاب کرد و ظرف غذا بر سر و روی امام ریخت و خشمگین شد. غلام گفت: «وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ»، فرمود: خشم خود را فرو خوردم، غلام گفت: «وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاس»، فرمود: عفو کردم، غلام گفت: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسنِینَ» فرمود: تو در راه خدا آزادی و فلان زمین زراعتی خود را به تو بخشیدم.
در مورد ظاهر ساختن آثار نعمت می گوید: رشید به جعفر برمکی گفت برخیز به خانه اصمعی برویم. آن دو پوشیده به خانه او رفتند و همراه ایشان خادمی بود که هزار دینار همراه داشت و رشید می خواست آن را به اصمعی بدهد. ایشان که به خانه اصمعی وارد شدند، گلیمی خشک و بوریایی پاره و وسایلی کهنه و ابریقهای سفالی و دواتی شیشه ای و دفاتری گرد گرفته و دیوارهایی آکنده از تار عنکبوت دیدند. رشید از اندوه خاموش ماند. و سپس برای آنکه شرمساری اصمعی را تسکین دهد، شروع به پرسیدن از مسائل پیش پا افتاده و کم ارزش کرد. رشید به جعفر گفت: این مرد فرومایه را می بینی که بیش از پنجاه هزار دینار تا کنون به او بخشیده ام و حال او چنین است که می بینی و هیچ اثری از نعمت ما را آشکار نساخته است، به خدا سوگند چیزی به او نخواهم داد و بیرون رفت و چیزی به او نداد.