[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی سلمان الفارسی رحمه الله قبلَ أیام خلافته:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْیَا مَثَلُ الْحَیَّةِ، لَیِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا؛ فَأَعْرِضْ عَمَّا یُعْجِبُکَ فِیهَا لِقِلَّةِ مَا یَصْحَبُکَ مِنْهَا، وَ ضَعْ عَنْکَ هُمُومَهَا لِمَا أَیْقَنْتَ بهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالاتِهَا؛ وَ کُنْ آنَسَ مَا تَکُونُ بهَا أَحْذَرَ مَا تَکُونُ مِنْهَا، فَإِنَّ صَاحِبَهَا کُلَّمَا اطْمَأَنَّ فِیهَا إِلَی سُرُورٍ أَشْخَصَتْهُ عَنْهُ إِلَی مَحْذُورٍ، أَوْ إِلَی إِینَاسٍ أَزَالَتْهُ عَنْهُ إِلَی إِیحَاشٍ؛ وَ السَّلَام.[/hadith]
از نامه های امام (ع) است به سلمان فارسی -خدایش بیامرزد- پیش از رسیدنش به خلافت:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْیَا مَثَلُ الْحَیَّةِ...»،
محور این بخش از سخن امام (ع) موعظه و نکوهش دنیاست، و بدین منظور مثلی زده است و دو مورد از چند وجه شبه را که در مشبه به وجود دارد، بیان کرده است:
1- مار، نرم پوست است و همانندی اش با دنیا همان آسایش زندگی و لذتهای دنیاست.
2- زهرش کشنده است، مشابهتش با دنیا در این است که کسانی که غرق در لذتهای دنیایند روز رستاخیز هلاک شوند.
سپس در مورد اقامت وی در دنیا چند دستور به شرح زیر داده است:
1- از آنچه او را خوشحال می سازد روگردان باشد، و دلیل ضرورت برحذر بودنش را چنین بیان کرده است: زیرا کالای آن اندکی با تو همراه است، و این جمله صغرای قیاس مضمری است که در حقیقت چنین است: آنچه با تو از متاع دنیا همراه می ماند اندک است. و کبرای مقدّر آن نیز چنین می شود: و هر چه که این طور باشد، سزاوار دوری کردن است.
2- غمهای دنیا را از خود دور ساز، و ضرورت این کار را با قیاس مضمری بیان کرده است که صغرای آن عبارت: «لمّا ایقنت من فراقها» است، یعنی چون به مفارقت و دگرگونی اش اطمینان داری، و کبرای مقدر آن چنین است: هر چه را که اطمینان به مفارقتش داشتی باید غم جستن آن را از خود دوری کنی.
3- هر مقدار با دنیا انس و علاقه اش بیشتر شود، ترس و هراسش فزونتر گردد.
کلمه ما مصدریه است، و کلمه آنس بنا بر این که حال است منصوب می باشد، و کلمه احذر خبر کان است یعنی در همان حالی که علاقمندتری، ترس بیشتری هم باید داشته باشی، مقصود آن است که هر چه می تواند از آن دوری کند و بدان دل نبندد و دلیل ضرورت حذر داشتن را چنین بیان کرده است «فانّ صاحبها فیها...» که صغرای قیاس مضمری است و در حقیقت چنین است: هر چه صاحب دنیا به دنیا بیشتر دل ببندد... و کبرای مقدّر آن نیز چنین است: و هر چیزی را که آن طور باشد باید صاحبش از آن حذر کند و به آن دل نبندد، نتیجه می دهد: پس باید شخص دنیادار از دنیا برحذر باشد.