[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی سلمان الفارسی رحمه الله قبلَ أیام خلافته:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْیَا مَثَلُ الْحَیَّةِ، لَیِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا؛ فَأَعْرِضْ عَمَّا یُعْجِبُکَ فِیهَا لِقِلَّةِ مَا یَصْحَبُکَ مِنْهَا، وَ ضَعْ عَنْکَ هُمُومَهَا لِمَا أَیْقَنْتَ بهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالاتِهَا؛ وَ کُنْ آنَسَ مَا تَکُونُ بهَا أَحْذَرَ مَا تَکُونُ مِنْهَا، فَإِنَّ صَاحِبَهَا کُلَّمَا اطْمَأَنَّ فِیهَا إِلَی سُرُورٍ أَشْخَصَتْهُ عَنْهُ إِلَی مَحْذُورٍ، أَوْ إِلَی إِینَاسٍ أَزَالَتْهُ عَنْهُ إِلَی إِیحَاشٍ؛ وَ السَّلَام.[/hadith]
منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی)، ج 20، ص: 387
المختار السابع و الستون و من کتاب له علیه السلام الی سلمان الفارسی رحمه اللّه قبل أیام خلافته:
أمّا بعد، فإنّما مثل الدّنیا مثل الحیّة، لیّن مسّها قاتل سمّها، فأعرض عمّا یعجبک فیها لقلّة ما یصحبک منها، و ضع عنک همومها، لما أیقنت به من فراقها، و تصرّف حالاتها، و کن آنس ما تکون بها أحذر ما تکون منها، فإنّ صاحبها کلّما اطمأنّ فیها إلی سرور أشخصته عنه إلی محذور [أو إلی إیناس أزالته عنه إلی إیحاش، و السّلام- شرح المعتزلی-]. (71942- 71882)
اللغة:
(أشخصته): أذهبته.
الاعراب:
لیّن: خبر مقدّم و مسّها: مبتداء مؤخّر و کذا ما بعدها و کلتا الجملتین بمنزلة عطف البیان لقوله علیه السّلام «مثل الدنیا مثل الحیّة» فترک فیهما حرف العطف و وصل بینهما و بینها، کن آنس ما تکون- إلخ-: قال ابن میثم: ما مصدریّة و آنس ینصب علی الحال و أحذر خبر کان.
منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی)، ج 20، ص: 388
أقول: و الأولی جعل آنس و أحذر خبرا واحدا لکان، فیکون من قبیل قولهم «الرّمان حلو حامض».
المعنی:
قال الشارح المعتزلی «ص 39 ج 18 ط مصر»: و کان سلمان من شیعة علیّ علیه السّلام و خاصّته و تزعم الامامیّة أنّه أحد الأربعة الّذین حلقوا رؤوسهم و أتوه متقلّدی سیوفهم فی خبر یطول.
و قد روی من حدیث ابن بریده عن أبیه أنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله قال: أمرنی ربّی بحبّ أربعة، و أخبرنی أنّه یحبّهم: علیّ و أبوذرّ و المقداد و سلمان.
الترجمة:
از نامه ای که آن حضرت علیه السّلام پیش از دوران خلافتش به سلمان فارسی -رحمه اللّه- نگاشته:
أمّا بعد، همانا دنیا ماری را ماند نرم اندام و زهر آگین، از آنچه اش که خوشت آمد روی بر گردان و دوری گزین که بسیار بی وفا است و اندکی با تو همراه می شود، هیچ اندوه دنیا را مخور، چه بخوبی می دانی از تو جدا می شود و دیگر گونیها دارد، هر گاه بیشتر با او انس گرفتی و دل آرام تو شد بیشتر از او در حذر باش و بترس، زیرا یار دنیا هر چه بشادی آن دلبند و خاطر جمع باشد او را بمشکل و محذور پرتاب می کند، و هر گاه بارامش او مطمئن شود او را بهراس می افکند.