[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی عبد الله بن العباس و قد تقدّم ذکرُه بخلاف هذه الروایة:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ [الْعَبْدَ] الْمَرْءَ لَیَفْرَحُ بالشَّیْءِ الَّذی لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ، وَ یَحْزَنُ عَلَی الشَّیْءِ الَّذی لَمْ یَکُنْ لِیُصِیبَهُ؛ فَلَا یَکُنْ أَفْضَلَ مَا نِلْتَ فِی نَفْسکَ مِنْ دُنْیَاکَ بُلُوغُ لَذَّةٍ أَوْ شفَاءُ غَیْظٍ، وَ لَکِنْ إِطْفَاءُ بَاطِلٍ [وَ] أَوْ إِحْیَاءُ حَقٍّ؛ وَ لْیَکُنْ سُرُورُکَ بمَا قَدَّمْتَ وَ أَسَفُکَ عَلَی مَا خَلَّفْتَ وَ هَمُّکَ فِیمَا بَعْدَ الْمَوْتِ.[/hadith]

منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة (خوئی)، ج 20، ص: 383

المختار الخامس و الستون الی عبد اللّه بن العباس، و قد تقدم ذکره بخلاف هذه الروایة:

أمّا بعد، فإنّ المرء لیفرح بالشّیء الّذی لم یکن لیفوته، و یحزن علی الشّیء الّذی لم یکن لیصیبه، فلا یکن أفضل ما نلت فی نفسک من دنیاک بلوغ لذّة أو شفاء غیظ، و لکن إطفاء باطل أو إحیاء حقّ، و لیکن سرورک بما قدّمت، و أسفک علی ما خلّفت و همّک فیما بعد الموت. (71727- 71674) اقول: و فی قوله رضی اللّه عنه: و قد تقدّم ذکره بخلاف هذه الروایة، إشارة إلی أنّ ما ذکره هنا و ما تقدّم علیه بهذا المعنی مکتوب واحد نقل بروایتین.

فیحتمل أن تکون کلتا الروایتان مأثورتین عنه علیه السّلام بناء علی صدورهما معا عنه علیه السّلام فی مکتوب واحد، فتکون إحداهما نسخة بدل صدرت عن الکاتب فبعثت إحداهما و حفظت الاخری فنقلت و رویت أیضا. و یحتمل أن یکون الاختلاف ناشیا عن النسّاخ بتصرّف و تصحیف و علل اخری.

الترجمة:

از نامه ای که آن حضرت علیه السّلام بعبد اللّه بن عبّاس نگاشته، این نامه بروایت دیگری که با این مضمون اختلاف داشت پیشتر نقل شد:

أمّا بعد، براستی که مرد برای رسیدن به بهره ای که از دست بدر نمی رود خشنود می شود (یعنی روزی مقدّر) و بر آنچه نباید بوی برسد و مقدّر او نیست غمگین می گردد، نباید پیش تو بهترین بهره دنیایت کامیابی جسمانی یا تشفّی خاطر از خشمگینی و انتقام از دشمنت باشد.

ولی باید بهترین چیزی که بحساب آری این باشد که باطل را خاموش و نابود سازی و یا حقّی را زنده و پایدار کنی، باید شادی تو بمالی باشد که برای ذخیره آخرتت پیش می فرستی، و افسوست از آنچه باشد که بجای خود برای دیگران می گذاری، و باید همّ تو معطوف بوضع تو پس از مردن باشد.