[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی کمیل بن زیاد النخعی و هو عامله علی هیت، ینکر علیه ترکَه دفع مَن یَجتاز به مِن جَیش العدو طالباً الغارَة:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ تَضْیِیعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّیَ وَ تَکَلُّفَهُ مَا کُفِیَ لَعَجْزٌ حَاضِرٌ وَ رَأْیٌ مُتَبَّرٌ؛ وَ إِنَّ تَعَاطِیَکَ الْغَارَةَ عَلَی أَهْلِ قِرْقِیسیَا وَ تَعْطِیلَکَ مَسَالِحَکَ الَّتِی وَلَّیْنَاکَ لَیْسَ [لَهَا] بهَا مَنْ یَمْنَعُهَا وَ لَا یَرُدُّ الْجَیْشَ عَنْهَا لَرَأْیٌ شَعَاعٌ؛ فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِکَ عَلَی أَوْلِیَائِکَ، غَیْرَ شَدید الْمَنْکِب وَ لَا مَهِیب الْجَانِب وَ لَا سَادٍّ ثُغْرَةً وَ لَا کَاسرٍ لِعَدُوٍّ شَوْکَةً، وَ لَا مُغْنٍ عَنْ أَهْلِ مِصْرِهِ وَ لَا مُجْزٍ عَنْ أَمِیرِهِ.[/hadith]

جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص145

از نامه آن حضرت به کمیل بن زیاد نخعی که از سوی او عامل هیت بود و بر او خرده می گیرد که چرا سپاهیان دشمن را که از منطقه او برای غارت و حمله عبور کرده اند، واگذارده و نرانده است در این نامه که چنین آغاز می شود: «اما بعد، فانّ تضییع المرء ما ولّی و تکلفه ما کفی لعجز حاضر»، «اما بعد، تباه ساختن و رها کردن آدمی آنچه را که بر عهده او نهاده اند و عهده دار شدن کاری را که از او بسنده شده است، ناتوانی آشکار است.»، ابن ابی الحدید چنین می گوید:

کمیل بن زیاد و نسب او

:

کمیل بن زیاد بن سهیل بن هیثم بن سعد بن مالک بن حارث بن صهبان بن سعد بن مالک بن نخع بن عمرو بن وعلة بن خالد بن مالک بن ادّد، از اصحاب و شیعیان ویژه علی علیه السّلام است که حجاج او را به سبب تشیع همراه دیگر شیعیان کشته است. کمیل بن زیاد، حاکم منصوب علی علیه السّلام بر شهر هیت بود. کمیل ضعیف بود و گشتیهای معاویه را که بر اطراف عراق هجوم می آوردند و غارت می کردند و از کنار منطقه حکومت او می گذشتند، دفع نمی کرد و برای جبران این ضعف خود چاره اندیشی می کرد که بر نواحی مرزی منطقه حکمفرمایی معاویه مانند قرقیسیا و دیگر دهکده های کناره فرات حمله برد. علی علیه السّلام این کار او را ناپسند شمرده و فرموده است: یکی از ناتوانی های آشکار این است که حاکم آنچه را بر عهده اوست، رها کند و آنچه را که بر عهده او نیست، عهده دار شود.