[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی أمراء البلاد فی معنی الصلاة:
أَمَّا بَعْدُ، فَصَلُّوا بالنَّاس الظُّهْرَ حَتَّی تَفِیءَ الشَّمْسُ [مِثْلَ] مِنْ مَرْبضِ الْعَنْز، وَ صَلُّوا بهِمُ الْعَصْرَ وَ الشَّمْسُ بَیْضَاءُ حَیَّةٌ فِی عُضْوٍ مِنَ النَّهَارِ حِینَ یُسَارُ فِیهَا فَرْسَخَانِ، وَ صَلُّوا بهِمُ الْمَغْرِبَ حِینَ یُفْطِرُ الصَّائِمُ وَ یَدْفَعُ الْحَاجُّ إِلَی مِنًی، وَ صَلُّوا بهِمُ الْعِشَاءَ حِینَ یَتَوَارَی الشَّفَقُ إِلَی ثُلُثِ اللَّیْلِ، وَ صَلُّوا بهِمُ الْغَدَاةَ وَ الرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صَاحِبهِ؛ وَ صَلُّوا بهِمْ صَلَاةَ أَضْعَفِهِمْ وَ لَا تَکُونُوا فَتَّانِینَ.[/hadith]
از نامه ها امام(علیه السلام) به فرمانداران شهرها درباره معنای نماز (و بخشی از احکام آن) است.(1)
نامه در یک نگاه:
چنان که در عنوان نامه آمده است، مخاطب آن امیران بلادند، زیرا آنها ناظر به امور دینی و هم دنیوی مردم بودند، افزون بر اینکه امامت جمعه و جماعت را نیز بر عهده داشتند. محتوای نامه در واقع بیانگر دو چیز است: یکی اوقات دقیق نمازهای پنج گانه که هر کدام را باید در چه وقتی ادا کرد و دیگر اینکه امام جماعت باید ضعیف ترین مأمومین را در نظر بگیرد ومتناسب با توان او نماز بخواند.
آداب و اوقات نماز:
همان گونه که در بالا اشاره شد، امام(علیه السلام) در این نامه که مخاطب آن امیران بلادند همان امیرانی که امام جمعه و جماعت نیز بودند، اوقات نماز را برای آنها شرح می دهد.
ابتدا از نماز ظهر شروع می کند و می فرماید: «اما بعد (از حمد و ثنای الهی) نماز ظهر را هنگامی با مردم بخوانید (که خورشید از دایره نصف النهار گذشته باشد) تا زمانی که خورشید به اندازه خوابگاه یک بز از آن دور شده باشد»; (أَمَّا بَعْدُ، فَصَلُّوا بالنَّاس الظُّهْرَ حَتَّی تَفِیءَ(2) الشَّمْسُ مِنْ مَرْبضِ(3) الْعَنْز(4)).
هرگاه «حتی» را اشاره به پایان وقت فضیلت ظهر بدانیم آن گونه که ظاهر تعبیر به «حتی» است مفهومش این است که امام(علیه السلام) تنها پایان وقت فضیلت ظهر را بیان فرموده که در بعضی از روایات به اندازه ذراع تعیین شده و ذراع با محلی که یک بز هنگام خوابیدن روی زمین اشغال می کند (البته از عرض نه از طول) چندان تفاوتی ندارد و اگر «حتی» را به معنای حین(5) که ظاهر در آغاز وقت فضیلت است تفسیر کنیم مفهومش این می شود که از اوّل زوال تا هنگامی که سایه شاخص (سایه ای که از لحظه زوال ظهر حاصل می شود) به اندازه یک ذراع شود نماز ظهر را می توان تأخیر انداخت یا برای خواندن نافله یا برای اجتماع مردم جهت نماز جماعت.
البته ابتدای وقت نماز ظهر منهای این امور همان است که قرآن مجید با صراحت بیان کرده: «(أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْس); نماز را از زوال خورشید (هنگام ظهر) بجای آور».(6)
سپس امام(علیه السلام) به بیان آخر وقت فضیلت نماز عصر می پردازد و می فرماید: «و نماز عصر را هنگامی برای آنها بجای آورید که خورشید هنوز در بخشی از روز روشن و زنده است (یعنی هنوز به زردی نگراییده) بگونه ای که می توان تا غروب آفتاب دو فرسخ راه را طی کرد»; (وَصَلُّوا بهِمُ الْعَصْرَ وَالشَّمْسُ بَیْضَاءُ حَیَّةٌ فِی عُضْو مِنَ النَّهَارِ حِینَ یُسَارُ فِیهَا فَرْسَخَانِ).
در مورد وقت نماز عصر میان فقهای اهل سنّت اختلاف بسیار است که در کتب فقهی آمده; ولی معروف میان علمای شیعه این است که آغاز وقت فضیلت نماز ظهر ابتدای زوال خورشید از دایره نصف النهار است (البته پس از مقدار وقت لازم برای خواندن نافله ظهر) و پایان آن زمانی است که سایه شاخص (سایه ای که بعد از زوال اضافه می شود) به اندازه خود شاخص شود سپس وقت فضیلت برای نماز عصر شروع می شود و تا زمانی که سایه شاخص به دو برابر خود برسد ادامه دارد. (البته بلندی و کوتاهی شاخص ها در این مسأله تفاوتی ندارد).
آنچه امام(علیه السلام) در جمله بالا بیان فرموده اشاره به پایان وقت فضیلت نماز عصر است و آنچه در میان فقهای ما معروف است چندان تفاوتی با آن ندارد.
در مرحله سوم اشاره به وقت نماز مغرب کرده می فرماید: «و نماز مغرب را برای آنها هنگامی بخوانید که روزه دار افطار می کند و حاجی از عرفات (به سوی مشعر و سپس از آنجا) به سوی منی حرکت می کند»; (وَصَلُّوا بهِمُ الْمَغْرِبَ حِینَ یُفْطِرُ الصَّائِمُ، وَیَدْفَعُ الْحَاجُّ إِلَی مِنًی).
از آنجا که افطار روزه دار و حرکت حجاج از عرفات در نظر عامه مردم روشن بود که با غروب آفتاب این حرکت شروع می شده، امام(علیه السلام) همان را مقیاس قرار داده است.
تأخیر انداختن نماز مغرب و افطار تا زمانی که حمره مشرقیه از بالای سر بگذرد در واقع نوعی احتیاط است و وقت، همان غروب آفتاب است. (البته به اعتقاد ما و جمعی از فقهای اهل بیت).
اینجا امام(علیه السلام) در واقع به آنچه میان توده مسلمانان معروف و مشهور بوده که روزه دار چه زمانی افطار می کند و حاجیان کی از عرفات کوچ می کنند اکتفا فرموده است.
در مرحله چهارم اشاره به وقت عشا کرده می فرماید: «و نماز عشا را از وقتی که شفق پنهان می گردد تا ثلث شب با آنان (مردم) بجا آورید»; (وَصَلُّوا بهِمُ الْعِشَاءَ حِینَ یَتَوَارَی الشَّفَقُ إِلَی ثُلُثِ اللَّیْلِ).
باید دید که منظور از شفق در اینجا حمره مغربیه (شعاع سرخ رنگی که در طرف مغرب بعد از پنهان شدن خورشید پیدا می شود) است و یا سفیدی شفافی که پس از پنهان شدن آن شعاع سرخ رنگ تا مدتی باقی مانده است. هر دو احتمال در تفسیر کلام امام(علیه السلام) هست، زیرا شفق به هر دو گفته می شود; ولی در میان علمای شیعه معنای اوّل مشهورتر است و امروزه در میان اهل سنّت، معنای دوم غالباً ملاک عمل است، هرچند فقهای چهارگانه آنها با هم کاملا اختلاف دارند.
در مرحله آخر و پنجم اشاره به آغاز وقت نماز صبح کرده می فرماید: «و نماز صبح را هنگامی با آنها بخوانید که انسان می تواند صورت رفیقش را ببیند و او را بشناسد»; (وَصَلُّوا بهِمُ الْغَدَاةَ وَالرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صَاحِبهِ).
البته آنچه از آیات قرآن مجید استفاده می شود و مشهور و معروف در میان فقهاست این است که آغاز نماز صبح زمانی است که صبح صادق یعنی سپیده گسترده در کنار افق طلوع می کند. در این مسأله میان مسلمانان اتفاق نظر وجود دارد; ولی از آنجا که در درون شهرها برخاستن و به بیرون شهر و یا پشت بام رفتن و نگاه به بیرون نمودن کار آسانی نیست، امام(علیه السلام) معیار آسان تری بیان فرموده و آن اینکه هوا کمی روشن شود به اندازه ای که انسان شخصی را که در کنارش نشسته ببیند و بشناسد. به علاوه برای حضور مردم در جماعت مقدار زمان بیشتری لازم است که با آنچه امام(علیه السلام) فرموده کاملا تطبیق می کند.
در پایان این دستور العمل می فرماید: «و باید آن گونه با آنها نماز بخوانید که ضعیف ترین مأمومین می توانند بخوانند و هرگز فتنه گر نباشید (که با طول دادن نماز و دعاهای آن گروهی را بفریبید و گروه دیگری را به زحمت بیفکنید)»; (وَصَلُّوا بهِمْ صَلاَةَ أَضْعَفِهِمْ وَلاَ تَکُونُوا فَتَّانِینَ).
اهمّیّت این موضوع تا آن حد است که در حدیثی امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می گوید: «آخرین توصیه ای که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به من فرمود این بود: «إِذَا صَلَّیْتَ فَصَلِّ صَلاَةَ أَضْعَفِ مَنْ خَلْفَکَ; هنگامی که نماز می خوانی همچون ضعیف ترین کسانی که پشت سر تو هستند نماز بخوان».(7)
هنگامی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) مرا (برای نشر اسلام) به یمن فرستاد سؤال کردم چگونه با آنها نماز بخوانم به من فرمود: «صَلِّ بهِمْ کَصَلاَةِ أَضْعَفِهِمْ وَکُنْ بالْمُؤْمِنِینَ رَحِیما».(8)
همین معنا در نامه بعد که عهدنامه مالک اشتر است نیز آمده که علی(علیه السلام) به مالک نیز همین گونه توصیه کرد.
«فتّان» از ریشه فتنه در اصل به معنای قرار دادن طلا در کوره است تا ناخالصی های آن گرفته و خالص از ناخالص شناخته شود. به همین مناسبت در معانی مختلفی به کار می رود از جمله آزمایش، فریب دادن، بلا و عذاب و شکنجه نمودن و ناراحت ساختن و در عبارت امام(علیه السلام) معنای اخیر مناسب تر است و معنای فریب دادن نیز بعید نیست و جمع میان هر دو نیز ممکن است.
البته مفهوم این سخن این نیست که آن چنان نماز را سریع بخوانند که به ارکان نماز و واجبات آن صدمه بزند و یا بر اثر سرعت و شتاب، ضعیفان نتوانند خود را به رکوع و سجود و قیام و قعود نماز برسانند که در روایات به آن هم اشاره شده از جمله در عهد نامه مالک اشتر آمده است که قبل از این دستور فرمود: «فَلاَ تَکُونَنَّ مُنَفِّراً وَلاَ مُضَیِّعاً; نه آن گونه نماز را طولانی کن که مایه فرار مردم شود و نه آن طور سریع بخوان که باعث ضایع شدن نماز گردد». آری در هر چیز رعایت اعتدال لازم است.
این نکته نیز قابل توجّه است که این دستور گرچه در مورد خصوص نماز وارد شده; ولی می توان مفهوم آن را به سایر عبادات، بلکه تمام برنامه های اجتماعی گسترش داد که باید برنامه های اسلامی در تمام زمینه های عبادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی آن گونه پیاده شود که نه بار مردم را سنگین کند و مایه فرار آنها از دین شود و نه آن چنان باشد که بر اثر شتاب زدگی بی محتوا گردد.
همچنین شایسته است خطبای محترم ائمه جمعه و همچنین گردانندگان مجالس دعا و توسل و عزاداری این اصل را به کار بندند; نه چنان خطبه ها و منابر و ادعیه و عزاداری ها با سرعت انجام گیرد که روح آن گرفته شود و نه آن چنان با تأخیر که باعث خستگی و بیزاری گردد.
نکته:
انجام نمازهای پنجگانه در سه وقت:
می دانیم در عصر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و همچنین در اعصار معصومان(علیهم السلام) نمازها غالباً به صورت جداگانه و در پنج وقت فضیلت انجام می شده و امروز هم اگر در پنج وقت بخوانیم بهتر است; ولی با این حال پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در سفرها و در مواقع گرمای شدید و سرمای شدید و باران اجازه جمع میان نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را بی آنکه عذر خاصی در میان باشد (مانند گرمای شدید و سرمای شدید و باران) می داد. افزون بر این بارها در زندگی پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) اتفاق افتاد که بدون هیچ عذری جمع میان دو نماز کرد و فرمود: می خواهم رخصتی برای امت من باشد تا اگر مایل به جمع باشند بتوانند از این رخصت استفاده کنند.
ولی متأسفانه جمع عظیمی از اهل سنّت اصرار دارند که نمازها همچنان جدا خوانده شود و این مسأله مشکلات زیادی مخصوصاً در عصر ما ایجاد کرده است. زیرا زندگی مردم دگرگون شده، وضع بسیاری از کارگران در کارخانه ها و کارمندان در ادارات مخصوصاً محصلان و دانشجویان در کلاس درس به گونه ای است که نمی توانند به آسانی نمازها را در پنج وقت بجا آورند و همین امر سبب شده که بسیاری از آنها نماز را ترک کنند.
به یقین اسلام دین رحمت است و به مقتضای حدیث معروف نبوی: «بُعِثْتُ إلَی الشَّریعَةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ; من به شریعت سهل و آسانی مبعوث شدم» برای این اشخاص راه حلی باز گذارده است تا نه گرفتار ترک نماز شوند و نه گرفتار دشواری و مشقت فراوان.
تعجب این است که در منابع معروف اهل سنّت مانند صحیح مسلم، صحیح بخاری، سنن ترمذی، موطأ مالک، مسند احمد، سنن نسائی، مصنف عبدالرزاق و کتب دیگر که همه از منابع مشهور و شناخته شده آنهاست حدود سی روایت درباره جمع میان نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا بدون سفر و مطر (باران) و خوف ضرر نقل شده که این برادران همه آنها را نادیده گرفته و کار را بر خود و مخصوصاً بر جوانان بسیار سخت و مشکل کرده اند.
این روایات عمدتا به پنج راوی معروف بر می گردد:
-
ابن عباس
-
جابر بن عبدالله انصاری
-
ابوایوب انصاری
-
عبدالله بن عمر
-
ابو هریره
که ذیلاً به بخشی از آن اشاره می شود.
-
سعید بن جبیر از ابن عباس نقل می کند که «صَلّی رَسُولُ اللهِ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمیعاً بالْمَدینَةِ فِی غَیْرِ خَوْف وَلا سَفَر; رسول خدا نماز ظهر و عصر را در مدینه با هم بجا آورد در حالی که نه ترسی (از دشمن) در کار بود و نه سفری» ابو زبیر می گوید: از سعید بن جبیر پرسیدم: چرا پیامبر این کار را کرد؟ سعید گفت: من نیز همین سؤال را از ابن عباس پرسیدم در جواب من گفت: «اَرادَ اَنْ لا یَحْرِجَ أحَداً مِنْ أُمَّتِهِ; پیغمبر می خواست هیچ کس از امتش به زحمت نیفتد».(9)
-
جابر بن زید می گوید: ابن عباس گفت: «صلّی النَّبیَّ سَبْعاً جَمیعاً وَثَمانِیاً جَمِیعاً; پیغمبر اکرم هفت رکعت با هم (اشاره به جمع میان نماز مغرب و عشاست) و هشت رکعت با هم (اشاره به جمع میان نماز ظهر و عصر است) بجا آورد».(10)
-
در مصنف عبد الرزاق آمده است که عبد الله بن عمر می گوید: «جَمَعَ رَسُولُ اللهِ مُقیماً غَیرَ مُسافِر بَیْنَ الظُّهْرِ وَالعَصْرِ وَالْمَغْرِب فَقالَ رَجُلٌ لاِبْنِ عُمَرَ: لِمَ تَرَی النبیُ فِعْلَ ذلِکَ؟ قالَ: لأنْ لا یَحرِجَ أُمَّتَهُ إنْ جَمَعَ رَجُلٌ; پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در حالی که مسافر نبود ظهر و عصر را با هم خواند و همچنین مغرب (و عشا را) کسی از ابن عمر پرسید: فکر می کنی چرا پیامبر این کار را کرد؟ در پاسخ گفت: برای اینکه اگر کسی از امت میان این دو جمع کند به زحمت نیفتد (و مورد ایراد واقع نشود)».(11)
-
عبدالله مسعود نقل می کند: «جَمَعَ رَسُولُ اللهِ بَینَ الأولی وَالْعَصْرِ وَالْمَغْرِب وَالْعِشاءِ فَقیلَ لَهُ(صلی الله علیه وآله) فَقالَ: صَنَعْتُهُ لاِنْ لا تَکُونَ أمَّتی فِی حَرَج; پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) میان نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا را جمع کرد کسی از علت آن از حضرت سؤال کرد فرمود: من این کار را کردم که امّت من در زحمت نباشد».(12)
-
ابو هریره نیز می گوید: «جَمَعَ رَسُولُ اللهِ بَیْنَ الصَّلاتَیْنِ فِی الْمَدینَةِ مِنْ غَیْرِ خَوْف; رسول خدا در مدینه میان دو نماز بدون ترس (از دشمن) جمع کرد».(13)
البته همان گونه که گفتیم روایات، بیش از اینهاست و عصاره همه این است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در بعضی از مواضع نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را با هم می خواند در حالی که مشکل خاصی مانند باران یا سفر یا ترس از دشمن وجود نداشت و هدف آن حضرت توسعه بر امت و رفع عسر و حرج بود. آیا با این حال سزاوار است بعضی اشکال تراشی کنند و بگویند اینها مربوط به موارد اضطراری بوده است؟ چرا چشم خود را به روی حقایق ببنیدیم و پیش داوری های خود را بر گفتار صریح رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مقدم بشمریم و کار را بر امّت مشکل کنیم؟ آنجا که خدا و رسولش بخشیده اند چرا متعصبان امّت نمی بخشند؟ چرا نمی خواهند جوانان مسلمان در هر حال و در همه جا در داخل کشورهای اسلامی و خارج آن در دانشگاه ها و ادارات و کارخانه ها و بازارها به مهم ترین وظیفه اسلامی; یعنی نمازهای یومیّه عمل کنند؟
ما عقیده داریم اسلام برای هر زمان و هر مکان تا پایان دنیاست. به یقین پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) با نظر وسیعش همه مسلمانان جهان را در تمام اعصار و قرون می دیده و می دانسته است که اگر همه را مقید به نماز در پنج وقت معین کنند کار بر امّت مشکل می شود و گروهی تارک الصلاة خواهند شد، لذا از طرف خداوند مأموریت پیدا کرد بر امّت خود منّت نهد و کار را وسعت بخشد.
قابل توجّه اینکه فخر رازی در تفسیر آیه (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْس إِلی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً)(14) با صراحت می گوید: آنچه در این آیه آمده است برای نماز سه وقت بیان کرده: وقت زوال، وقت اوّل مغرب و وقت فجر و این اقتضا می کند که زوال وقت ظهر و عصر باشد، بنابراین وقت مشترک بین دو نماز می شود و اوّل مغرب وقت نماز مغرب و عشا باشد و وقت مشترک بین این دو نماز گردد و لازمه آن جواز جمع میان ظهر و عصر و میان مغرب و عشاست.
فخر رازی تفسیر آیه را به خوبی بیان می کند; ولی بعد می گوید: چون دلیل داریم جمع میان دو نماز بدون عذر و بدون سفر جایز نیست، بنابراین آیه را محدود به حال عذر می کنیم.(15) این را می گویند اجتهاد در مقابل نص.
البته همان گونه که در آغاز این بحث گفتیم رعایت وقت فضیلت و جدا ساختن نمازها در این اوقات سنّت است و اَولی، هرچند جمع میان این دو نیز رخصت است و به همین دلیل امام(علیه السلام) اوقات نمازهای پنجگانه را به صورت جداگانه از یکدیگر بیان فرموده است.
پی نوشت:
1 . سند نامه: در کتاب مصادر نهج البلاغه آمده است که این نامه را ابو منصور ثعالبی که از معاصران مرحوم سید رضی است در باب سوم از کتابش به نام الاعجاز والایجاز آورده است با تفاوت قابل ملاحظه ای که صاحب مصادر تفاوت ها را ذکر کرده و در مجموع نتیجه می گیرد که ثعالبی (قطعاً) این نامه را از نهج البلاغه سیّد رضی نگرفته است (مصادر نهج البلاغه، ج 3، ص 390).
2 . «تَفیءَ» از ریشه «فیء» به معنای بازگشت گرفته شده است.
3 . «مَرْبض» از ریشه «رَبض» بر وزن «نبض» به معنای به سینه نشستن حیوان است و از آنجا که حیوانات این کار را غالباً در آغل می کنند، مربض به معنای آغل و محل استراحت گوسفند و بز آمده است.
4 . «عَنْز» به معنای بز ماده است و معز به معنای هرگونه بز و گاه به معنای حیوانی است که دارای مو (نه پشم) و دم کوتاه است.
5 . در بعضی از نسخه های نهج البلاغه به جای «حتی» حین آمده است. مانند کتاب اختیار مصباح السالکین، ص 539 و کتاب حدائق الحقائق، ج 2، ص 517.
6 . اسراء، آیه 78.
7 . من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 283، ح 870.
8 . بحارالانوار، ج 33، ص 607.
9 . صحیح مسلم، ج 2، ص 151.
10 . صحیح بخاری، ج 1، ص 140، باب وقت المغرب.
11 . مصنف عبدالرزاق، ج 2، ص 556.
12 . المعجم الکبیر طبرانی، ج 10، ص 219، ح 10525.
13 . مسند البزاز، ج 1، ص 283.
14 . اسراء، آیه 78.
15 . تفسیر کبیر فخر رازی، ج 21، ص 27.