[hadith]و من کتاب له (علیه السلام) إلی معاویة أیضاً:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الدُّنْیَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَیْرِهَا وَ لَمْ یُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَیْئاً إِلَّا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً عَلَیْهَا وَ لَهَجاً بهَا، وَ لَنْ یَسْتَغْنِیَ صَاحِبُهَا بمَا نَالَ فِیهَا عَمَّا لَمْ یَبْلُغْهُ مِنْهَا، وَ مِنْ وَرَاءِ ذَلِکَ فِرَاقُ مَا جَمَعَ وَ نَقْضُ مَا أَبْرَمَ؛ وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بمَا مَضَی، حَفِظْتَ مَا بَقِیَ؛ وَ السَّلَامُ.[/hadith]
جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 7، ص111
از نامه آن حضرت است به معاویه در این نامه که چنین آغاز می شود: «اما بعد انّ الدنیا مشغلة عن غیرها»، «و سپس همانا دنیا سرگرم دارنده از غیر آن- آخرت- است.» ابن ابی الحدید چنین آورده است: این گفتار نظیر مثلی است که گفته شده است سرگرم به دنیا همچون کسی است که آب دریا را بیاشامد که هر چه بیشتر می آشامد تشنگی او افزون می شود و اصل در این مورد، این گفتار خداوند است که فرموده است: «اگر برای آدمی دو صحرای انباشته از زر باشد به جستجوی سومی است و چشم آدمی را چیزی جز خاک انباشته نمی سازد» و این از آیاتی است که تلاوت آن نسخ و متروک شده است.
نصر بن مزاحم این نامه را آورده و گفته است که امیر المؤمنین آن را برای عمرو بن عاص نوشته است و در روایت او افزونی هایی هست که سید رضی آن را ذکر نکرده است و چنین است: «اما بعد، دنیا باز دارنده آدمی از آخرت است» و دنیا دار با حرص و آز گرفتار آن است، به هیچ چیزی از آن نمی رسد مگر آنکه برای او آزمندی بیشتری گشوده می شود و گرفتاری هایی برای او می آورد که رغبت او را به آن می افزاید. دل بسته به دنیا با آنچه به دست آورد از آنچه به آن نرسیده است بی نیاز نمی شود، سر انجام هم جدایی از آنچه جمع کرده است خواهد بود سعادتمند کسی است که از غیر خود پند و عبرت گیرد، اینک ای ابا عبد الله مزد خویش را تباه مساز و در باطل معاویه شریک مشو که معاویه مردم را خوار و زبون ساخته و حق را به تمسخر گرفته است، و السّلام».
نصر بن مزاحم می گوید: این نخستین نامه ای است که علی علیه السّلام به عمرو عاص نوشته است و عمرو عاص پاسخ داده است که تو باید به حق برگردی و شورای پیشنهادی ما را بپذیری، و علی علیه السّلام پس از آن نامه درشتی به عمرو عاص نوشت و در همان نامه مثل او را چون سگی دانسته است که از پی مرد حرکت می کند و در نهج البلاغه آمده است.